کلاه قرمزی


کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله

کلاه قرمزی، سروناز و پسرخاله به آی فیلم می آیند

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله: فردا پنج شنبه ساعت  23:30 فیلم سینمایی کلاه قرمزی و سروناز از شبکه ی آی فیلم پخش خواهد شد.

این دومین فیلم از سه گانه ی کلاه قرمزی است و در آن ایرج طهماسب، فاطمه معتمد آریا، رضا فیض نوروزی، خسرو احمدی، مهدی باطبی و رضا عطاران بازی می کنند.

حمید جبلی و فاطمه معتمد آریا گویندگان عروسک و دنیا فنی زاده، محسن شیخی و محمد اعلمی عروسک گردانان این فیلم هستند.

حمید جبلی سه ترانه ی ماندگار در بخش هایی از فیلم خوانده و موسیقی اش را هم محمدرضا علیقلی ساخته است.

حمید جبلی و ایرج طهماسب فیلمنامه ای این فیلم را نوشته اند.

این فیلم در سال 1381 به تهیه کنندگی حمید و مجید مدرسی تولید شد.

سایر عوامل فیلم کلاه قرمزی و سروناز عبارت اند از: عزیز ساعتی(مدیر فیلمبرداری) ، حسین زندباف(تدوین) ، محمد فوقانی (عکاس) ، مهرداد میرکیانی (طراح گریم) ، محسن شاه ابراهیمی(طراح صحنه)، مهران ملکوتی (صدابردار) ، پریناز هاشمی (منشی صحنه)،ژاله آنت(طراح لباس)، فریدون خوشابافرد(صداگذاری و میکس)،

کلاه قرمزی  و سروناز

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۱

امشب ساعت 21کلاه قرمزی به تلوزیون می آید

جدیدترین قسمت مجموعه «کلاه قرمزی» به مناسبت عید مبعث امشب ساعت 21 از شبکه دو سیما روی آنتن می‌رود.

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا،‌ قسمت جدید «کلاه قرمزی» با حضور شخصیت‌های عروسکی این سریال مثل پسرخاله، پسرعمه‌زا، ببعی، فامیل دور، جیگر و آقای همسایه فردا شب ـ یکشنبه ـ پخش خواهد شد.

این قسمت، جدیدترین برنامه «کلاه قرمزی» خواهد بود که بنا به اعلام شبکه دو سیما،‌ در چند عید بزرگ روی آنتن می‌رود. قسمت قبلی «کلاه قرمزی» بعد از تعطیلات نوروزی و به مناسبت روز مادر پخش شد.

این مجموعه به تهیه‌کنندگی حمید مدرسی و کارگردانی ایرج طهماسب تولید می‌شود.

این شانزدهمین قسمت کلاه قرمزی 91 است.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۸

نمایش فیلم 'کلاه قرمزی و بچه ننه' در عید فطر قطعی شد

به گزارش روز جمعه خبرنگار فرهنگی ایرنا، پروانه نمایش این اثر سینمایی را پیشتر اداره کل ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفه ای صادر کرد.

فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه برای نمایش در سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر آماده نشد.

این اثر سینمایی به تهیه‌کنندگی حمیدمدرسی داستان شیطنت‌های پسر عمه‌زاست که کلاه قرمزی و آقای مجری را به دردسر می‌اندازد و ماجرای جدیدی پیش می‌آید که منجر به ورود مهمان ناخوانده‌ای می‌شود.

حمید جبلی،‌ ایرج طهماسب،‌ خسرو احمدی، مهدی باطبی،‌ عیسی یوسفی‌پور، بهادر مالکی،‌ بنفشه صمدی و پوپک مظفری بازیگران اصلی این فیلم هستند.

ایرج طهماسب پیش از این فیلم کلاه قرمزی و پسرخاله و کلاه قرمزی و سرو ناز را کارگردانی کرده است.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٦

عکس حمید جبلی در محله بهداشت

مجموعه تلویزیونی «محله بهداشت» به کارگردانانی داریوش مودبیان و حسین فردرو سال 1363 ساخته شد.

به گزارش خبرآنلاین، در این سریال محبوب گروهی بازیگر جوان مانند اکبر عبدی،  حمید جبلی، آتیلا پسیانی و... نقش‌آفرینی کردند که بیشتر آن‌ها بعدها چهره‌های شاخص سینما، تئاتر و تلویزیون شدند.

«محله بهداشت» به دنبال موفقیت «محله برو و بیا» ساخته شد. زنده‌یاد مسعود رسام تهیه‌کننده «محله بهداشت» و بیژن بیرنگ نویسنده آن بود.

داریوش مودبیان و حسین فردرو «محله بهداشت» را کارگردانی کردند. مودبیان کار در تلویزیون را از سال 1360 با برنامه‌ای با عنوان «زنگ مدرسه» آغاز کرد. او یک سال بعد برنامه «بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها» را ساخت و بعد در 1362 «محله برو و بیا» را کارگردانی کرد. «محله بهداشت» اوج کار او و گروه معروفش بود.

عکس زیر در یک شبکه اجتماعی منتشر شده است.



جلوی قاب تصویر: حسین محب‌اهری
نشسته از راست به چپ: محمود جعفری، حمید جبلی، زنده‌یاد حسین پناهی، اکبر عبدی، مجید کربلایی و آتیلا پسیانی
ایستاده از راست به چپ: امیر چوپان، فاطمه نقوی، اکبر رحمتی، رضا رویگری، مرتضی ضرابی، زنده‌یاد رضا ژیان و فردوس کاویانی

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٦

کلاه قرمزی و بچه ننه روز عید فطر می آید

خبرگزاری سینمای ایران نوشت:

علی سرتیپی مدیرعامل موسسه فیلمیران گفت: «با توجه به اینکه تابستان بهترین زمان برای اکران این فیلم است، روز عید فطر نخستین اکران این فیلم در سینماها خواهد بود.»
 
این فیلم که پروانه نمایش آن صادر شده ابتدا قرار بود در جشنواره فیلم فجر نیز به نمایش در بیاید اما طولانی شدن مراحل فنی آن باعث شد فیلم طهماسب برای نمایش در این فستیوال آماده نشود.
 
«کلاه قرمزی و بچه ننه» به تهیه‌کنندگی حمیدمدرسی داستان شیطنت‌های پسر عمه‌زاست که کلاه قرمزی و آقای مجری را به دردسر می‌اندازد و ماجرای جدیدی پیش می‌آید که منجر به ورود مهمان ناخوانده‌ای می‌شود.
 
حمید جبلی،‌ ایرج طهماسب،‌ خسرو احمدی، مهدی باطبی،‌ عیسی یوسفی‌پور، بهادر مالکی،‌ بنفشه صمدی و پوپک مظفری بازیگران اصلی این فیلم هستند.
 
«کلاه قرمزی و بچه ننه» مانند دو سری قبلی موزیکال است و ترانه‌های فیلم توسط ایرج طهماسب گفته شده و حمید جبلی و محمدرضا هدایتی به عنوان خواننده با طهماسب همکاری کرده‌اند.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۱

کارت ملی فامیل دور

کارت ملی فامیل دور

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٠

جیگر و ببعی روی جلد همشهری بچه ها

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله: دوهفته نامه ی همشهری بچه ها پس از دو ماه به سراغ گویندگان مجموعه ی کلاه قرمزی 91 رفت. این مجله در شمار ه ی 16 خود (نیمه ی دوم خرداد) با محمد بحرانی"صدای ببعی و همساده" ، کاظم سیاحی "صدای جیگر" ، بنفشه صمدی"عروسک گردان ببعی" و شیما بخشنده "عروسک گردان همساده" گفت و گو کرده است.

این مجله همچنین یک پوستر بزرگ از آقای مجری، کلاه قرمزی، فامیل دور، جیگر، پسرعمه زا و ببعی به عنوان هدیه ارائه کرده است.

کلاه قرمزی دو بار دیگر نیز روی جلد این مجله رفته است.

کلاه قرمزی ۹۱

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٧

حمید جبلی داور جشنواره تئاتر عروسکی شد

روابط‌ عمومی چهاردهمین جشنواره‌ بین‌المللی تئاتر عروسکی-مبارک، اردشیر صالح‌پور دبیر این جشنواره، طی حکمی مرضیه برومند، حمید جبلی، یوسف صدیق، حمیدرضا اردلان و آزاده پورمختار را به عنوان اعضای هیئت انتخاب آثار جشنواره منصوب کرد.

مرضیه برومند چهره سرشناس تئاتر عروسکی در جمع هیئت انتخاب است تا با حضور خود همچنان پیوند همیشگی خود را با نمایش عروسکی حفظ کند.

گروه‌های نمایش عروسکی تهران از 18 تا 20 خردادماه مورد ارزیابی قرار گرفته و از میان آنان آثار برتر به جشنواره راه خواهد یافت.

چهاردهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی- مبارک از 10 تا15 تیر ماه سال 91 با حضور گروه‌های تئاتر ایرانی و خارجی به دبیری اردشیر صالح‌پوردر تهران برگزار می‌شود.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱۳

فردا صبح شهر موش ها در شبکه نمایش +عکس ها

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله: فیلم سینمایی شهر موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی(کارگردان سینمایی) و مرضیه برومند(کارگردان عروسکی) جمعه ساعت 9 صبح از شبکه نمایش سیما پخش می شود.

البته این فیلم امروز ساعت 3بعداز ظهر نیز از همین شبکه پخش شد.

گویندگان و عروسک گردانها به ترتیب اجرای نقش:

کپل : حمید جبلی
دم باریک : ایرج طهماسب
دم دراز : راضیه برومند – مسعود کرامتی

معلم : ناصر غفرانی فر – طاهره برومند

سرمایی و موش موشک : آزاده پورمختار

عینکی : مهدی میگانی – رضا پرنیانزاده

گوش دراز : کامبیز صمیمی مفخم

نارنجی و خواهر عینکی : سیمین ( فاطمه ) معتمد آریا

خوش خواب : مجید شناور – راضیه برومند

موشی : صوفیا محمودی
موشهای دیگر : اعظم بوریاباف، فرانک عرب، هایده مهراد، عادل بزدوده، رحیم دوستی، شاپور امین، شکوفه کوثری، فریبا جدیکار، مریم سعادت، رضا ژیان

احمد بهبهانی نیا نویسنده ی این فیلم است و موسیقی ها را محمدرضا علیقلی ساخته است.

چندین نفر عروسک های این فیلم را ساخته اند که از جمله ی آنان می توان به ایرج طهماسب و همسرش( مرجان مدرسی) اشاره کرد.

مدیر تولید این فیلم نیز عباس احمدی مطلق کارگردان فیلم رفیق بد است.

عکس ها در ادامه ی مطلب

  ادامه مطلب  
   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٢

پوستر قسمت چهارم کلاه قرمزی 91

قسمت چهارم کلاه قرمزی 91 به زودی وارد شبکه ی خانگی می شود. نام این قسمت "کیک رو کی خورده؟!" است. در پایان این قسمت بینندگان شاهد یکی از ماندگار ترین سکانس های این سریال با حضور پسرخاله خواهند بود.

پوسترش را در اینجا ببینید:

کیک رو کی خورده

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱۱

گروه کلاه قرمزی در سایت پردیس من

گروه کلاه قرمزی در شبکه ی اجتماعی پردیس من توسط کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله راه اندازی شد:

کلیک کنید

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٠

قسمت سوم کلاه قرمزی 91 منتر شد

گفتم یا نگفتم کم حجم

کلاه قرمزی ۹۱ سومین سریال نوروزی کلاه قرمزی پس از کلاه قرمزی ۸۸ و کلاه قرمزی ۹۰ است. در این مجموعه که شخصیت‌های عروسکی مهمان آقای مجری (ایرج طهماسب) هستند٬داستان‌ها و قصه‌های جذابی را اجرا می‌کنند.

جیگر٬همساده٬دختر عمه‌زا و نی نی از جمله شخصیت‌های عروسکی اضافه شده در سال ۹۱ در کنار شخصیت‌های دیگر هستند.

ویژه برنامه نوروزی ایرج طهماسب به همراه شخصیت های دوست داشتنی نسل ما کلاه قرمزی، پسرخاله و …

خلاصه داستان این قسمت:

سال جدید آمده و آقای مجری برای عروسکها در مورد آداب دید و بازدید عید صحبت میکند که میهمان جدیدی وارد میشود، ...جیگر... او یک الاغ است که بی بی به عنوان هدیه

گفتم یا نگفتم

برای آقای مجری فرستاده است...

 

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٠

یادداشت نیما حسنی نسب درباره ی کلاه قرمزی 91

 
 
 

نیما حسنی‌نسب: چهره‌اش دیگر خیلی عوض شده و چندان شباهتی به بازیگر نه چندان موفق دهة 1360 و 70 ندارد. کم‌تر کسی یادش می‌اید آن جوان ساده و خجالتی با آن تیپ حزب‌الهی که در آنسوی مه همسفر علیرضا شجاع‌نوری بود یا بازیگر فیلمی گم‌نام به اسم مقاومت، ایرج طهماسب است. سر و شکل روستایی‌اش در جهیزیه برای رباب و روزهای انتظار به‌کلی فراموش شده و حافظه‌های آماده‌تر شاید چیزکی از او در نقش ورزشکار فیلم‌های صعود و خط پایان، همراهِ ورزشکار روز باشکوه یا شوهر گرفتار زیر بام‌های شهر یادشان مانده باشد... کم‌تر کسی اما پیدا می‌شود که صدا و تصویر آرام و دلنشین «آقای مرجی» (!) را با همة تغییر و تحول‌هایی که جبر بیست ساله به او تحمیل کرده به یاد نیاورد (شما اگر یادتان نمی‌آید، بقیه‌اش را نخوانید لطفاً).

اگر ایرج طهماسب نتوانست جلوی بازیگران زنده و حی و حاضر آن دوران خودی نشان بدهد، اما کنار عروسک‌ها همیشه می‌شد (می‌شود) رویش حساب کرد؛ چه وقتی به نقش دم باریک (بله؛ دم باریک!) مدرسه موش‌ها و بعدتر شهر موش‌ها و چه موقعی که در خونه مادربزرگه پشت صحنه عروسک‌بازی کرد. وقتی هم جلوی دوربین همراه عروسک‌هایش شد، موفقیتش بی‌وقفه ادامه پیدا کرد و حالا دو دهه از آن روزها می‌گذرد و همچنان کلی زن و مرد گُنده کنار بچه‌های‌شان کلاه قرمزی و پسر خاله می‌بینند تا یادشان برود اگر دنیای آن طرف شیشه تلویزیون هم مثل این طرفش واقعی و سیاه و زشت بود، الان این پسرخاله‌های تخس و سِرتق، دو تا جوان بیست و چند ساله بودند با احتمال بالای افسردگی ماژور که بعید نبود زیر بار کلی گرفتاری و بدهکاری و تحقیر، کراک و شیشه بزنند یا حتی بفروشند! آن‌ها اما همچنان همان شکلی باقی ماندند و جالب است که از قیافة فرق‌کردة آقای مرجی هم هیچ تعجب نمی‌کنند؛ اصلاً هوش و حواس‌شان جای دیگری‌ست.

***
عروسک‌های دور و بر آقای مجری از اول این دو تا بچة تخسِ توی مخ نبودند؛ صندوق پست‌ - که اسم اصلی برنامه هم بود - دختر بود. روبان قرمز داشت. رنگش زرد تند و تیزی بود. راه هم می‌رفت، چون پای پیاده نامه‌ها را به مقصد می‌رساند و دنبال خیابون گلابی می‌گشت. عروسک بزرگ گلابی هم پا داشت و جلوی صحنه در رفت و آمد بود... آها! جغجغه و فرفره هم بودند؛ دو تا نوزاد بامزه که یکی موهایش نارنجی بود و یکی مشکی (الان باید بیست ساله باشند و در این سال‌ها از وضعیت‌شان هیچ اطلاعی در دست نیست؛ شاید فرستاده باشندشان دبی یا جایی همان اطرافِ حاشیة خلیج همیشه‌فارس). یک تازه‌وارد گُنده‌بگ عجیب هم بود، به رنگ ارغوان، که اسمش ژولی پولی بود و سر و ریختش هم همین‌طور. خلاصه دور و بر آقای مجری حسابی شلوغ بود که یک روز مهمان ناخوانده‌ای رسید و انگار قرار بود یک برنامه مهمان آن‌جا باشد. این مهمانِ یک روزه با صدای حمید جبلی آن‌قدر تو دل‌برو بود که زود صاحبخانه شد و الان درست بیست سال است همان‌جا جا خوش کرده و تازه فک و فامیلش را هم یکی یکی و به هر دوز و کلکی که شده آورده پیش خودش. اول پسرخاله‌اش آمد (کماکان و با اختلاف، چهرة بی‌رقیب این جمع دوست‌داشتنی)، بعد پسرعمه‌زا، گیگیلی، فامیل دور، همساده. سر و کلة جانورها هم پیدا شد؛ ببعی، جیگر (آخر اسم کره الاغ را می‌گذارند جیگر؟!). بعد هم خواهرِ پسر عمه‌زا که قاعدتاً باید اسمش دختر عمه‌زا باشد، ولی خواهر عمه‌زا بود و خلاقیت یعنی همین؛ به همین سادگی! راز محبوبیت بیست سالة این جمع را لابه‌لای همین خرده‌ریزها باید جست‌وجو کرد و این را زوج بی‌رقیبِ کودکانه‌ها خوب می‌دانند. وقتی اغلب عروسک‌های صندوق پست را به دلیل کمبود بودجه و به‌قصد صرفه‌جویی در هزینه‌ها (!) از لای کلی عروسک اسفنجی تکراری و استفاده‌شدة آرشیو تلویزیون بیرون کشیدند؛ عروسک‌هایی که قبلاً در برنامة «شانه به سر دانا» یا نمونه‌های دیگرش هم بودند، ولی کسی کنارشان نبود که بهشان «میزانسن» بدهد و صدایی برای‌شان «کاراکتر» نساخته بود که ماندنی شوند.

***
نمایش عروسکی و هنر عروسک‌گردانی در طول تاریخ معظم سرگرمی و نمایش بیش‌تر از چیزی که به نظر می‌رسد جدی و مهم و موثر بوده است. نقل قولی از برنارد شاو درباره هنر عروسکی برای اثبات این موضوع کفایت می‌کند. برنارد شاو می‌گوید: «عروسک‌ها چنان شما را به هیجان می‌آورند که فقط محبوب‌ترین بازیگران می‌توانند چنین کنند. آن چه در تئاتر بر ما اثر می‌گذارد، فعالیت‌های جسمانی اجرا‌کنندگان نیست بلکه احساسی است که در ما زنده می‌کنند. تخیل تماشاگر نسبت به اجرای بازیگران به مراتب نقش مهم‌تری ایفا می‌کند و در نمایش عروسکی، تخیل‌ برای تیم اجرایی و مخاطبان عنصری بسیار بنیادین، کلیدی و اساسی است.» عروسک‌گردان‌های زیادی در هنر معاصر درخشیدند و شاهکارهای بزرگی خلق کردند؛ سرگئی ابراتسف نابغه روسی، ژوزف اسکوپا هنرمند چکسلواکی یا تونی سارج آمریکایی فقط نمونه‌هایی از این هنرمندان هستند.

در دنیای پر نقش و نگار سرگرمی و تلویزیون هم نامی به شهرت و اعتبار جیم هنسون هست که با خلق و نمایش چندین و چند عروسک پارچه‌ای و اسفنجی با مدل دستکشی - میله‌ای دنیا را با خودش و همراهان بی‌جان اما زنده‌اش همراه کرد. اواخر دهه 1950 بود که این نابغه جوان شروع به خلق عروسک‌های معروفش کرد و با برنامه‌های مختلف تلویزیونی در کنار این موجودات جذاب و شخصیت‌های منحصر به فرد دنیا را سر ذوق آورد. برنامة «ماپت شو» با قورباغه‌ای که امروز از خیلی ستاره‌های هالیوود هم معروف‌تر است، نام جیم هنسون و "کرمیت قورباغه" (هم‌اسم یکی از دوست‌های صمیمی دوران بچگی جیم) را جهانی کرد، جوری‌ که این قورباغه تا امروز تنها موجود غیر زنده‌ای‌ست که در سنگ‌فرش معروف بلوار مشاهیر هالیوود ثبت و جاودانه شد و جرج لوکاس هم در جنگ ستارگان: بازگشت جدای از عروسک‌های ماپت در فیلمش استفاده کرد.

چندین و چند عروسک جورواجور به عنوان جمع ماپت‌ها در برنامة «خیابان سسمی» به کودکان الفبا و اعداد یاد ‌دادند. برنامه‌ای که از شبکه پی بی اس پخش شد و شهرتی جهانی پیدا کرد و پیش از انقلاب در ایران هم برنامه‌ای محبوب و پرطرفدار و تاثیرگذار شد، تا جایی که بیژن بیرنگ می‌گوید مجموعه‌های پرطرفدار محله بروبیا و محله بهداشت را با الهام از این برنامة عروسکی و به قول خودش با "ایرانیزه‌کردن ماپت‌ها و سسمی استریت" ساخت و گُل کرد. محبوبیت این عروسک‌ها در تلویزیون سال‌ها دوام آورد و طبعاً پای‌شان به سینما هم باز شد. از اواخر دهة 1970 چند فیلم و چند برنامه تلویزیونی با محوریت این عروسک‌ها ساخته شد و این حکایت تا امروز ادامه دارد (سال قبل نسخة سه‌بعدی ماپت‌ها با موفقیت روی پرده رفت.) هنسن به‌رغم این همه شادی و نشاط و هنری که خلق کرد، سرنوشت غم‌باری پیدا کرد. در 1990 در سن 53 سالگی بر اثر عفونت ناشی از یک سرماخوردگی ساده از دنیا رفت و قورباغة مشهورش را ساکت و بی‌حرکت کنار تابوتش تنها گذاشت، در حالی‌که کاغذی جلویش گذاشته بود و رویش خیلی کوتاه نوشته بود: «من صدایم را از دست دادم.» ماپت‌ها اما همچنان سرگرمی‌ساز و میراث همیشگی هنسن برای دنیای نمایشگری ماندند.

***
زبانم لال، قصدم مقایسة این‌شکلی نیست! بزنم به تخته، ایرج طهماسب و حمید جبلی سرحال و قبراق مشغول کارند و سایه‌شان 120 سال بالای سر عروسک‌هایشان خواهد بود. بجز بخش غم‌انگیز آخرش، مسیر کار عروسک‌بازهای ما خیلی شبیه این نمونة موفق جهانی‌ست. حالا ما هم یک جمع جورواجور و متعدد از شخصیت‌های عروسکی محبوب و بامزه و باحال داریم؛ ترکیبی از شخصیت‌های آدمیزادی مثل کلاه قرمزی، پسر خاله، گیگیلی، پسر عمه‌زا، خواهر عمه‌زا!، فامیل دور، همساده و ...، چند شخصیت حیوانی مثل ببعی و جیگر (اسم الاغ‌شان را گذاشته‌اند جیگر!) و چندتایی هم موجود تخیلی مثل صندوق پست و ژولی پولی و گلابی و ... خلاصه جمع‌شان جمع است و شکر خدا هر سال هم دارد چندتایی شخصیت موفق به این جمع با برکت اضافه می‌شود. دو فیلم از این مجموعه تا امروز اکران میلیاردی داشته (با ضرب و تقسیم سادة پول بلیت به رقم فروش به تعداد تماشاگر میلیونی می‌رسید) و فیلم سوم هم در راه است. سه سال پیاپی هم موفق‌ترین برنامه نوروزی تلویزیون شده‌اند و از من می‌شنوید، این قصه تازه شروع شده است. اما ...

***
گ
ایرج طهماسب و حمید جبلی - به عنوان خالقان اصلی یک مجموعة مهم و حالا دیگر تاریخچه‌دار - باید به این حاصل عمرشان جدی‌تر از این‌ها نگاه کنند. دو دهه سرمایه‌گذاری فکری، هنری، ذوقی و بهره‌برداری موفق اقتصادی و اعتباری نشان می‌دهد که گنجینه‌ای از جنس اسفنج و پارچه – و صد البته هوش و قریحه و خلاقیت و تجربه – در اختیار دارند و اگر به فکر جیب خودشان نیستند، باید به فکر خاطرات دو سه نسل و بیشتر از آن و دل‌نگران قحطی بی‌سابقة چهره‌های سرگرمی‌ساز و شوق‌انگیز در شرایط امروز باشند.

آن‌ها در کنار عروسک‌گردان‌های موفق‌شان (با ذکر ویژه از دنیا فنی‌زاده دختر بازیگر بزرگ و فقید سینما که شلنگ‌تخته‌اندازی‌های سرخوشانة کلاه‌قرمزی محصول ذوق او در عروسک‌گردانی است) و چهره‌های تازه‌ای که به عنوان عروسک‌گردان و صداپیشه به آن‌ها اضافه شده‌، گروهی استثنایی را شکل داده‌اند؛ با کلی پتانسیل بالقوه برای نمایش‌گری و سرگرمی‌سازی و بعدترش برای آموزش و تربیت، فرهنگ‌سازی و خاطره‌بازی نسل‌های قبل و بعد و بعدترش. چه قصه‌ها و ماجراها در دل این عروسک‌های مشنگ و ساده‌دل خوابیده و چه نقشه‌ها می‌شود برای این جمع نافُرمِ دلپذیر کشید. پدیدة کلاه قرمزی و اطرافیانش - به معنای دقیق کلمه - یک محصول و بستة کامل فرهنگی هستند که در طول سالیان سال در هر فرهنگ و اجتماعی یک بار خلق و محبوب و ماندگار می‌شوند. قرعة فال الان به نام ایرج طهماسب و حمید جبلی زده شده که از روزهای نوجوانی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و تلویزیون کنار هم تمرین کردند و قد کشیدند تا رسیدند به صندوق پست که بتوانند مثل آب خوردن - بدون هیچ متن و نوشتة مشخصی - صدها ساعت نمایش عروسکی خلاقانه بسازند و با هم جوری بده‌بستان کنند که تماشاگران ریز و درشت لذتش را ببرند.

حالا آن‌ها بی‌هیچ تردیدی «مسوول» حفظ، تداوم، گسترش و سرنوشت این بِرَندهای اینترتینمنت و متولی و مولفِ یک‌جور «شو بیزینس» به‌شدت ایرانی و این‌جایی هستند. مجموعة «شخصیت‌»های نمایشی که خلق کرده‌اند، در آستانة بیست سالگی و یک دورة اوج دوباره، پیش از هر چیز و بیش از هر وقت دیگر نیاز به مراقبت و جدیت و توجه و برنامه‌ریزی دارد. اگر به هر دلیلی در این مسیر پیچیده و حساس کم‌توجهی، کم‌کاری یا کوتاهی کنند، در آیندة دور و نزدیک هیچ عذری از آن‌ها پذیرفته نخواهد بود... اگر این اتفاق مبارک بیفتد، البته که من هم به نوبة خودم بابت همین نوشتة هزار کلمه‌ای ازشان توقعاتی دارم!گ

منبع: ماهنامه24

با تشکر از غزاله

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٠

یادداشت نیما حسنی نسب درباره ی کلاه قرمزی 91

 
 
 

نیما حسنی‌نسب: چهره‌اش دیگر خیلی عوض شده و چندان شباهتی به بازیگر نه چندان موفق دهة 1360 و 70 ندارد. کم‌تر کسی یادش می‌اید آن جوان ساده و خجالتی با آن تیپ حزب‌الهی که در آنسوی مه همسفر علیرضا شجاع‌نوری بود یا بازیگر فیلمی گم‌نام به اسم مقاومت، ایرج طهماسب است. سر و شکل روستایی‌اش در جهیزیه برای رباب و روزهای انتظار به‌کلی فراموش شده و حافظه‌های آماده‌تر شاید چیزکی از او در نقش ورزشکار فیلم‌های صعود و خط پایان، همراهِ ورزشکار روز باشکوه یا شوهر گرفتار زیر بام‌های شهر یادشان مانده باشد... کم‌تر کسی اما پیدا می‌شود که صدا و تصویر آرام و دلنشین «آقای مرجی» (!) را با همة تغییر و تحول‌هایی که جبر بیست ساله به او تحمیل کرده به یاد نیاورد (شما اگر یادتان نمی‌آید، بقیه‌اش را نخوانید لطفاً).

اگر ایرج طهماسب نتوانست جلوی بازیگران زنده و حی و حاضر آن دوران خودی نشان بدهد، اما کنار عروسک‌ها همیشه می‌شد (می‌شود) رویش حساب کرد؛ چه وقتی به نقش دم باریک (بله؛ دم باریک!) مدرسه موش‌ها و بعدتر شهر موش‌ها و چه موقعی که در خونه مادربزرگه پشت صحنه عروسک‌بازی کرد. وقتی هم جلوی دوربین همراه عروسک‌هایش شد، موفقیتش بی‌وقفه ادامه پیدا کرد و حالا دو دهه از آن روزها می‌گذرد و همچنان کلی زن و مرد گُنده کنار بچه‌های‌شان کلاه قرمزی و پسر خاله می‌بینند تا یادشان برود اگر دنیای آن طرف شیشه تلویزیون هم مثل این طرفش واقعی و سیاه و زشت بود، الان این پسرخاله‌های تخس و سِرتق، دو تا جوان بیست و چند ساله بودند با احتمال بالای افسردگی ماژور که بعید نبود زیر بار کلی گرفتاری و بدهکاری و تحقیر، کراک و شیشه بزنند یا حتی بفروشند! آن‌ها اما همچنان همان شکلی باقی ماندند و جالب است که از قیافة فرق‌کردة آقای مرجی هم هیچ تعجب نمی‌کنند؛ اصلاً هوش و حواس‌شان جای دیگری‌ست.

***
عروسک‌های دور و بر آقای مجری از اول این دو تا بچة تخسِ توی مخ نبودند؛ صندوق پست‌ - که اسم اصلی برنامه هم بود - دختر بود. روبان قرمز داشت. رنگش زرد تند و تیزی بود. راه هم می‌رفت، چون پای پیاده نامه‌ها را به مقصد می‌رساند و دنبال خیابون گلابی می‌گشت. عروسک بزرگ گلابی هم پا داشت و جلوی صحنه در رفت و آمد بود... آها! جغجغه و فرفره هم بودند؛ دو تا نوزاد بامزه که یکی موهایش نارنجی بود و یکی مشکی (الان باید بیست ساله باشند و در این سال‌ها از وضعیت‌شان هیچ اطلاعی در دست نیست؛ شاید فرستاده باشندشان دبی یا جایی همان اطرافِ حاشیة خلیج همیشه‌فارس). یک تازه‌وارد گُنده‌بگ عجیب هم بود، به رنگ ارغوان، که اسمش ژولی پولی بود و سر و ریختش هم همین‌طور. خلاصه دور و بر آقای مجری حسابی شلوغ بود که یک روز مهمان ناخوانده‌ای رسید و انگار قرار بود یک برنامه مهمان آن‌جا باشد. این مهمانِ یک روزه با صدای حمید جبلی آن‌قدر تو دل‌برو بود که زود صاحبخانه شد و الان درست بیست سال است همان‌جا جا خوش کرده و تازه فک و فامیلش را هم یکی یکی و به هر دوز و کلکی که شده آورده پیش خودش. اول پسرخاله‌اش آمد (کماکان و با اختلاف، چهرة بی‌رقیب این جمع دوست‌داشتنی)، بعد پسرعمه‌زا، گیگیلی، فامیل دور، همساده. سر و کلة جانورها هم پیدا شد؛ ببعی، جیگر (آخر اسم کره الاغ را می‌گذارند جیگر؟!). بعد هم خواهرِ پسر عمه‌زا که قاعدتاً باید اسمش دختر عمه‌زا باشد، ولی خواهر عمه‌زا بود و خلاقیت یعنی همین؛ به همین سادگی! راز محبوبیت بیست سالة این جمع را لابه‌لای همین خرده‌ریزها باید جست‌وجو کرد و این را زوج بی‌رقیبِ کودکانه‌ها خوب می‌دانند. وقتی اغلب عروسک‌های صندوق پست را به دلیل کمبود بودجه و به‌قصد صرفه‌جویی در هزینه‌ها (!) از لای کلی عروسک اسفنجی تکراری و استفاده‌شدة آرشیو تلویزیون بیرون کشیدند؛ عروسک‌هایی که قبلاً در برنامة «شانه به سر دانا» یا نمونه‌های دیگرش هم بودند، ولی کسی کنارشان نبود که بهشان «میزانسن» بدهد و صدایی برای‌شان «کاراکتر» نساخته بود که ماندنی شوند.

***
نمایش عروسکی و هنر عروسک‌گردانی در طول تاریخ معظم سرگرمی و نمایش بیش‌تر از چیزی که به نظر می‌رسد جدی و مهم و موثر بوده است. نقل قولی از برنارد شاو درباره هنر عروسکی برای اثبات این موضوع کفایت می‌کند. برنارد شاو می‌گوید: «عروسک‌ها چنان شما را به هیجان می‌آورند که فقط محبوب‌ترین بازیگران می‌توانند چنین کنند. آن چه در تئاتر بر ما اثر می‌گذارد، فعالیت‌های جسمانی اجرا‌کنندگان نیست بلکه احساسی است که در ما زنده می‌کنند. تخیل تماشاگر نسبت به اجرای بازیگران به مراتب نقش مهم‌تری ایفا می‌کند و در نمایش عروسکی، تخیل‌ برای تیم اجرایی و مخاطبان عنصری بسیار بنیادین، کلیدی و اساسی است.» عروسک‌گردان‌های زیادی در هنر معاصر درخشیدند و شاهکارهای بزرگی خلق کردند؛ سرگئی ابراتسف نابغه روسی، ژوزف اسکوپا هنرمند چکسلواکی یا تونی سارج آمریکایی فقط نمونه‌هایی از این هنرمندان هستند.

در دنیای پر نقش و نگار سرگرمی و تلویزیون هم نامی به شهرت و اعتبار جیم هنسون هست که با خلق و نمایش چندین و چند عروسک پارچه‌ای و اسفنجی با مدل دستکشی - میله‌ای دنیا را با خودش و همراهان بی‌جان اما زنده‌اش همراه کرد. اواخر دهه 1950 بود که این نابغه جوان شروع به خلق عروسک‌های معروفش کرد و با برنامه‌های مختلف تلویزیونی در کنار این موجودات جذاب و شخصیت‌های منحصر به فرد دنیا را سر ذوق آورد. برنامة «ماپت شو» با قورباغه‌ای که امروز از خیلی ستاره‌های هالیوود هم معروف‌تر است، نام جیم هنسون و "کرمیت قورباغه" (هم‌اسم یکی از دوست‌های صمیمی دوران بچگی جیم) را جهانی کرد، جوری‌ که این قورباغه تا امروز تنها موجود غیر زنده‌ای‌ست که در سنگ‌فرش معروف بلوار مشاهیر هالیوود ثبت و جاودانه شد و جرج لوکاس هم در جنگ ستارگان: بازگشت جدای از عروسک‌های ماپت در فیلمش استفاده کرد.

چندین و چند عروسک جورواجور به عنوان جمع ماپت‌ها در برنامة «خیابان سسمی» به کودکان الفبا و اعداد یاد ‌دادند. برنامه‌ای که از شبکه پی بی اس پخش شد و شهرتی جهانی پیدا کرد و پیش از انقلاب در ایران هم برنامه‌ای محبوب و پرطرفدار و تاثیرگذار شد، تا جایی که بیژن بیرنگ می‌گوید مجموعه‌های پرطرفدار محله بروبیا و محله بهداشت را با الهام از این برنامة عروسکی و به قول خودش با "ایرانیزه‌کردن ماپت‌ها و سسمی استریت" ساخت و گُل کرد. محبوبیت این عروسک‌ها در تلویزیون سال‌ها دوام آورد و طبعاً پای‌شان به سینما هم باز شد. از اواخر دهة 1970 چند فیلم و چند برنامه تلویزیونی با محوریت این عروسک‌ها ساخته شد و این حکایت تا امروز ادامه دارد (سال قبل نسخة سه‌بعدی ماپت‌ها با موفقیت روی پرده رفت.) هنسن به‌رغم این همه شادی و نشاط و هنری که خلق کرد، سرنوشت غم‌باری پیدا کرد. در 1990 در سن 53 سالگی بر اثر عفونت ناشی از یک سرماخوردگی ساده از دنیا رفت و قورباغة مشهورش را ساکت و بی‌حرکت کنار تابوتش تنها گذاشت، در حالی‌که کاغذی جلویش گذاشته بود و رویش خیلی کوتاه نوشته بود: «من صدایم را از دست دادم.» ماپت‌ها اما همچنان سرگرمی‌ساز و میراث همیشگی هنسن برای دنیای نمایشگری ماندند.

***
زبانم لال، قصدم مقایسة این‌شکلی نیست! بزنم به تخته، ایرج طهماسب و حمید جبلی سرحال و قبراق مشغول کارند و سایه‌شان 120 سال بالای سر عروسک‌هایشان خواهد بود. بجز بخش غم‌انگیز آخرش، مسیر کار عروسک‌بازهای ما خیلی شبیه این نمونة موفق جهانی‌ست. حالا ما هم یک جمع جورواجور و متعدد از شخصیت‌های عروسکی محبوب و بامزه و باحال داریم؛ ترکیبی از شخصیت‌های آدمیزادی مثل کلاه قرمزی، پسر خاله، گیگیلی، پسر عمه‌زا، خواهر عمه‌زا!، فامیل دور، همساده و ...، چند شخصیت حیوانی مثل ببعی و جیگر (اسم الاغ‌شان را گذاشته‌اند جیگر!) و چندتایی هم موجود تخیلی مثل صندوق پست و ژولی پولی و گلابی و ... خلاصه جمع‌شان جمع است و شکر خدا هر سال هم دارد چندتایی شخصیت موفق به این جمع با برکت اضافه می‌شود. دو فیلم از این مجموعه تا امروز اکران میلیاردی داشته (با ضرب و تقسیم سادة پول بلیت به رقم فروش به تعداد تماشاگر میلیونی می‌رسید) و فیلم سوم هم در راه است. سه سال پیاپی هم موفق‌ترین برنامه نوروزی تلویزیون شده‌اند و از من می‌شنوید، این قصه تازه شروع شده است. اما ...

***
گ
ایرج طهماسب و حمید جبلی - به عنوان خالقان اصلی یک مجموعة مهم و حالا دیگر تاریخچه‌دار - باید به این حاصل عمرشان جدی‌تر از این‌ها نگاه کنند. دو دهه سرمایه‌گذاری فکری، هنری، ذوقی و بهره‌برداری موفق اقتصادی و اعتباری نشان می‌دهد که گنجینه‌ای از جنس اسفنج و پارچه – و صد البته هوش و قریحه و خلاقیت و تجربه – در اختیار دارند و اگر به فکر جیب خودشان نیستند، باید به فکر خاطرات دو سه نسل و بیشتر از آن و دل‌نگران قحطی بی‌سابقة چهره‌های سرگرمی‌ساز و شوق‌انگیز در شرایط امروز باشند.

آن‌ها در کنار عروسک‌گردان‌های موفق‌شان (با ذکر ویژه از دنیا فنی‌زاده دختر بازیگر بزرگ و فقید سینما که شلنگ‌تخته‌اندازی‌های سرخوشانة کلاه‌قرمزی محصول ذوق او در عروسک‌گردانی است) و چهره‌های تازه‌ای که به عنوان عروسک‌گردان و صداپیشه به آن‌ها اضافه شده‌، گروهی استثنایی را شکل داده‌اند؛ با کلی پتانسیل بالقوه برای نمایش‌گری و سرگرمی‌سازی و بعدترش برای آموزش و تربیت، فرهنگ‌سازی و خاطره‌بازی نسل‌های قبل و بعد و بعدترش. چه قصه‌ها و ماجراها در دل این عروسک‌های مشنگ و ساده‌دل خوابیده و چه نقشه‌ها می‌شود برای این جمع نافُرمِ دلپذیر کشید. پدیدة کلاه قرمزی و اطرافیانش - به معنای دقیق کلمه - یک محصول و بستة کامل فرهنگی هستند که در طول سالیان سال در هر فرهنگ و اجتماعی یک بار خلق و محبوب و ماندگار می‌شوند. قرعة فال الان به نام ایرج طهماسب و حمید جبلی زده شده که از روزهای نوجوانی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و تلویزیون کنار هم تمرین کردند و قد کشیدند تا رسیدند به صندوق پست که بتوانند مثل آب خوردن - بدون هیچ متن و نوشتة مشخصی - صدها ساعت نمایش عروسکی خلاقانه بسازند و با هم جوری بده‌بستان کنند که تماشاگران ریز و درشت لذتش را ببرند.

حالا آن‌ها بی‌هیچ تردیدی «مسوول» حفظ، تداوم، گسترش و سرنوشت این بِرَندهای اینترتینمنت و متولی و مولفِ یک‌جور «شو بیزینس» به‌شدت ایرانی و این‌جایی هستند. مجموعة «شخصیت‌»های نمایشی که خلق کرده‌اند، در آستانة بیست سالگی و یک دورة اوج دوباره، پیش از هر چیز و بیش از هر وقت دیگر نیاز به مراقبت و جدیت و توجه و برنامه‌ریزی دارد. اگر به هر دلیلی در این مسیر پیچیده و حساس کم‌توجهی، کم‌کاری یا کوتاهی کنند، در آیندة دور و نزدیک هیچ عذری از آن‌ها پذیرفته نخواهد بود... اگر این اتفاق مبارک بیفتد، البته که من هم به نوبة خودم بابت همین نوشتة هزار کلمه‌ای ازشان توقعاتی دارم!گ

منبع: ماهنامه24

با تشکر از غزاله

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٠

کلاه قرمزی و بچه ننه آماده نمایش شد

براساس تاز‌ه‌ترین گزارش فارابی فیلم سینمایی "کلاه قرمزی و بچه ننه" به کارگردانی ایرج طهماسب آماده نمایش شده‌است.

گزارش وضعیت تولید سینمای ایران تا اول خردادماه سال 91، توسط واحد پشتیبانی تولید بنیاد سینمایی فارابی منتشرشد. براین اساس تا اول خرداد ماه جاری، 7 فیلم آماده نمایش، 8 فیلم در مرحله صداگذاری، 8 فیلم در مرحله تدوین، 10 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 34 فیلم در مرحله پیش تولید قرار دارند.

بر پایه این گزارش، فیلم‌های، "تولد" ساخته محمدرضا ورزی، "گناهکاران" (فرامرز قریبیان)، "بچگیتو فراموش نکن" (جلال فاطمی)، "بچه‌های جسور" (حجت‌اله سیفی)، "پس کوچه‌های شمرون" (کامران قدکچیان)، "ابرهای ارغوانی" (سیامک شایقی) و "کلاه قرمزی و بچه ننه" (ایرج طهماسب) آماده نمایش هستند.

"روز رستاخیز" ساخته احمدرضا درویش، "غریبه"(حمید بهمنی)، "فرزند خوانده"(وحید نیکخواه آزاد)، "9:20 دقیقه در بوشهر"(محمدامین همدانی)، "هیچ کجا هیچ کس" (ابراهیم شیبانی)، "هیس دخترها فریاد نمی‌زنند"(پوران درخشنده)،" 578 روز انتظار" (احمد عبدالهیان) و "گورداله"(نادره ترکمانی) در مرحله صداگذاری قرار دارند.

فیلم‌های "کلاس هنرپیشگی" به کارگردانی علیرضا داودنژاد، "دامنه‌های سفید" (احسان عبدی‌پور)، "خاکستر و برف" (روح‌الله سهرابی)، "عقاب صحرا"(مهرداد خوشبخت)، "احتمال معکوس"(بهرام توکلی)، "جابه‌جا"(علی توکل‌نیا)، "بزرگ مرد کوچک" (صادق صادق دقیقی) و "برلین -7 " (رامتین لوافی‌پور) در مرحله تدوین هستند.

همچنین فیلم‌های "مروارید" (سیروس حسن‌پور)، "جیب بر خیابان جنوبی" (سیاوش اسعدی)، "مرغابی دشت سرخ" (علی اصغر شادروان)، "زیباتر از زندگی"(انسیه شاه‌حسینی)،" حماسه روزبه"(علی نوری اسکویی)، "استرداد"(علی غفاری)، "محمد(ص)" (مجید مجیدی)، "آخرین داستان"(اشکان رهگذر)، "سلام، خداحافظ" (پرویز شهبازی) و "آفتاب مهتاب زمین" (علی قوی تن) در مرحله فیلمبرداری قرار دارند.

لازم به ذکر است 34 پروژه در مرحله پیش از تولید به سر می‌برند که از این میان 15 پروژه بیش از 50 درصد این مرحله را گذرانده‌اند.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٧

شوک سینما در دست بچه‌هاست!

http://www.caffecinema.com/images/stories/EDV/270/002-_caffecinema.com_.JPG

جوان آنلاین: در حالی که فروش گیشه‌ای فیلم‌های سینمایی در سطح سینماهای کشور از ابتدای سال تا‌کنون سیر نزولی داشته است، اظهار‌نظر جالب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در واکنش به این شرایط گویای تمام آن چیزی بود که امروز به درد بزرگ سینماگران و تهیه‌کنندگان محصولات سینمایی کشور تبدیل شده است: «نمی‌توانیم مردم را مجبور کنیم که به زور فیلم‌های سینما را ببینند.»

در واقع معضل این روزهای سینمای کشور را می‌توان تمام و کمال در این جمله وزیر جست. مردم دیگر به سینما نمی‌روند و معضلی که به «جدایی تماشاگر از سینما» موسوم شده است، در کنار سوخت شدن بهترین اثر سینمایی جشنواره فیلم فجر، ترس اکران و عدم استقبال از آثار سینمایی را در این روزها به جان همان فیلمسازانی انداخته است که در ابتدای فصل اکران، رقابت شدیدی بر سر گرفتن اولویت اکران فیلم خود روی پرده داشتند.
با این وجود و در شرایط قمر در عقرب سینمای کشور به نظر می‌رسد هنوز راه باریکی برای گذار از دوران بحران وجود داشته باشد. سینمای کشور به یک شوک نیاز دارد و اکران فیلم‌هایی چون «کلاه قرمزی و بچه ننه» و فیلم‌هایی با حال و هوای خاص و نیز آثاری با پس‌زمینه و پیش‌زمینه فکری به خوبی می‌توانند با بازگرداندن تماشاگر به سینما شور و هیجان را به روح سینماها تزریق کنند.
در ابتدا شاید تنوع خوب فیلم‌های سینمایی حاضر در سی‌امین جشنواره فیلم فجر سال پر‌فروشی را برای تهیه کنندگان و گیشه‌های سینماهای کشور نوید می‌داد اما برخلاف موفقیت فروش دو فیلم «اخراجی‌های ۳» و «جدایی نادر از سیمین» در نوروز ۹۰، اکرانی‌های ۹۱ در ایام نوروز کار خود را با فروشی بسیار معمولی آغاز کردند. در ادامه سال جدید باز هم سالن‌های انتظار سینماها خالی‌تر از گذشته شد؛ صندلی‌های بدون تماشاگر سالن‌های اصلی نمایش حکایت از جدایی مخاطب از سینماهای سرتاسر کشور داشت تا جایی که این جدایی حتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز به واکنش واداشت. در این شرایط حتی «روزهای زندگی»، فیلم برگزیده سی‌امین جشنواره فیلم فجر هم نتوانست به کمک اقتصاد سینما بیاید و روزهای خوب را به زندگی سینماگران باز‌گرداند. این فیلم در بدترین زمان و شرایط ممکن -همزمان با فصل امتحانات مدارس - به روی پرده رفت تا ترفند مدیران و دست‌اندرکاران برنامه‌ریزی اکران برای علاج درد سینمای کشور نهایتاً به قربانی شدن این اثر بینجامد.
با این وجود و در حالی که همچنان هم نبض سینمای کشور به سمت کند شدن پیش می‌رود، ترفند ایجاد جاذبه و کشش در مخاطب از طریق اکران فیلم‌های خاص از نظر مدیران و برنامه‌ریزان اکران تا‌کنون دور مانده است. شاید در طول سال، پرده نقره‌ای سینماها شاهد نمایش چند فیلم ناشناخته باشد اما شناسه و هویت شمار زیادی از آثار سینمایی با اکران در بزرگ‌ترین جشنواره فیلم سال تا حدود زیادی برای مردم و سینماگران آشکار می‌شود؛ تا حدی که مدیران و برنامه‌ریزان اکران فیلم‌های سینمایی بتوانند فیلم مناسب برای نمایش در شرایط بحرانی و اضطراری را انتخاب کنند و به کمک آن نوشدارو، بر مشکلات و موانع فصلی که بنا به دلایل مختلف بر فروش سینما عارض می‌شود غلبه و آن را مدیریت و برطرف کنند. در واقع مدیران در فصل دلزدگی مردم از سینما می‌توانند فیلم‌هایی را روی پرده سینما بفرستند که با ایجاد کشش و جاذبه و به حرکت واداشتن فضای ساکن فعلی به دوران جدایی تماشاگر از سینما خاتمه دهند و اجازه ندهند که فاصله زمانی قهر مردم با سینماها بیش از این طولانی شود.
البته فیلم‌هایی که در سال جدید تا به امروز به نمایش در‌آمدند هر یک ارزش‌های خاص خود را داشته‌اند اما در فصل ریزش مخاطب، برخی فیلم‌ها می‌توانند بنا به دلایل مختلفی انگیزه لازم را برای سرازیر شدن دوباره مردم به سالن‌های سینما دوچندان کنند. در این شرایط می‌توان از فیلمی چون «کلاه قرمزی و بچه ننه» به عنوان برگ برنده اکران سال جاری یاد کرد؛ فیلمی که اگرچه به بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر نرسید اما بازخوردهای مثبت نمایش آن طی دهه‌های گذشته، نوروز امسال و نوروز ۹۰ ضمانتی بر موفقیت اکران آن در شرایط کنونی است. استقبال عظیم عیدانه از این سریال در کنار ارسال لینک‌های متعدد دانلود آن در سایت‌های مختلف و نیز بر سر زبان افتادن تکیه کلام‌های محاوره‌ای شخصیت‌های این مجموعه، آینده را برای استقبال بی‌نظیر از نسخه سینمایی «کلاه‌قرمزی و بچه ننه» روشن می‌کند.
از خاطره خوش این سریال نوروزی زمان زیادی نمی‌گذرد و در سینمای کشوری که به قول وزیر نمی‌توان مردمانش را به زور روانه سینما کرد، بدون اعمال زور و اجبار و با ترفند اکران فیلم‌های خاص و پرطرفداری چون «کلاه قرمزی و بچه ننه» نیز می‌توان والدین را به بهانه کودک با سینما آشتی داد. در واقع شور حضور در سالن‌های اکران می‌تواند از دریچه فیلم‌های خاص به سینما باز‌گردد؛ نوشداروهایی که بی‌شک با وارد کردن یک شوک به جو فعلی گیشه‌های سینما و بازکردن پای مخاطب به سالن‌ها سایر فیلم‌ها را هم به نفع و نوا خواهند رساند.

 

http://www.caffecinema.com/images/stories/EDV/270/004-_caffecinema.com_.JPG

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٦

مقدمات اکران کلاه قرمزی و بچه ننه فراهم شد

http://www.nasimonline.ir/Images/News/Larg_Pic/4-2-1391/IMAGE634708736992370760.jpg

فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» به کارگردانی ایرج طهماسب تابستان اکران عمومی می‌شود.

به گزارش ایسنا، «بانی فیلم» با اعلام خبر فوق نوشت: مقدمات اکران این فیلم توسط فیلمیران فراهم شده و قرار است در اکران دوم تابستان در یکی از گروه‌های سینمایی روی پرده برود.

ساخت تیزر و آنونس‌های «کلاه قرمزی و بچه ننه» توسط میثم مولایی انجام شده و مواد تبلیغاتی فیلم برای آغاز اکران عمومی آماده شده است. به گفته علی سرتیپی پخش‌کننده فیلم تعطیلات تابستان بهترین فرصت برای اکران «کلاه قرمزی و بچه ننه» است.

با توجه به پخش سریال تلویزیونی کلاه‌قرمزی در ایام نوروز به نظر می‌رسد نسخه جدید سینمایی آن نیز باید هرچه زودتر اکران شود. این فیلم که پروانه نمایش آن صادر شده است ابتدا قرار بود در جشنواره فیلم فجر نیز به نمایش در بیاید اما طولانی شدن مراحل فنی آن باعث شد فیلم طهماسب برای نمایش در این فستیوال آماده نشود.

«کلاه قرمزی و بچه ننه» به تهیه‌کنندگی حمیدمدرسی داستان شیطنت‌های پسر عمه‌زاست که کلاه قرمزی و آقای مجری را به دردسر می‌اندازد و ماجرای جدیدی پیش می‌آید که منجر به ورود مهمان ناخوانده‌ای می‌شود.

حمید جبلی،‌ ایرج طهماسب،‌ خسرو احمدی، مهدی باطبی،‌ عیسی یوسفی‌پور، بهادر مالکی،‌ بنفشه صمدی و پوپک مظفری بازیگران اصلی این فیلم هستند.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٤

نگاهی به عملکرد سیما در نوروز


فرهاد خالدار: شبکه های چندگانه سیما در شرایطی به استقبال نوروز 91 رفتند که پیش از شروع تعطیلات به نظر می رسید این بار دستانشان پرتر از همیشه است بطوریکه در خبرها آمده بود که یکی از اصلی ترین چالش های مدیران شبکه ها، انتخاب میان گزینه های آماده پخش است.در نهایت حاصل این چالش های مدیریتی،در طول سیزده روز تعطیلات به روی آنتن رفت تا بینندگان تلویزیونی در جریان کم و کیف آثار تولیدی قرار گرفته و به راحتی بتوانند حاصل این تلاش ها را داوری کنند.
در این یادداشت نگاهی گذرا خواهیم انداخت به برخی از مطرح ترین آثاری که در ایام نوروز 91 به روی آنتن رفتند.
چک برگشتی:
شبکه اول سیما پس از موفقیت چشم گیر سریال پایتخت در نوروز 90 و منتفی شدن ساخت قسمت دوم آن،یک بار دیگر طرحی از محسن تنابنده را در اختیار سیروس مقدمی قرار داد که در طول این سال ها نشان داده که با همه کمبودها و نواقص،خوب می داند چطور گلیم خود و سریالش را از آب بیرون بکشد.
فضاسازی و حال و هوای حاکم بر سریال مشابهت بسیاری با پایتخت داشت.از میزانسن ها،قاب بندی ها و نحوه حرکت دوربین گرفته تا لهجه خاص بازیگران و البته موسیقی متن سریال،همه و همه دست به دست هم می داد تا نماها و صداها،آشنا به نظر بیایند.
مهم ترین خصیصه چک برگشتی اما برخورداری از مضمونی به روز و کاملاً متناسب با شرایط و حال و هوای جامعه بود که باعث می شد بیننده به سرعت با شخصیت های سریال همذات پنداری کند.پرداختن به سوژه های ملموسی نظیر افزایش ناگهانی قیمت سکه و نقش مشکلات اقتصادی در روابط میان آدم ها در کنار قضایای مربوط به هیاهوهای انتخاباتی،موقعیت مناسبی را برای خلق قصه ای جذاب و سرشار از طنزی تلخ در اختیار فیلمنامه نویسان اثر قرار می داد.از سویی دیگر خلق شخصیت هایی آشنا که ما به ازای بیرونی شان درهر کوی و برزنی مشاهده می شوند در خدمت واقع گرایی اثر قرار داشته و نقشی کلیدی در پیشبرد درام سریال ایفا کردند.
هدایت هاشمی و امیر جعفری در قالب دو قطب به ظاهر مثبت و منفی سریال،موقعیت های متناقض متعددی را جان بخشیدند که در کنار خرده داستان های دیگر، خط اصلی قصه را شکل می داد.خرده داستان هایی که ضمن ارتباط منطقی با خط روایی سریال،با بهره بردن از بازی های جذاب بازیگرانی نظیر هومن برق نورد،ریما رامین فر،یوسف صیادی و ... بسیار اثرگذار می نمود.
با این همه چک برگشتی از برخی کاستی ها که بدون شک ناشی از شتابزدگی های مشهود در روند نگارش فیلمنامه و کارگردانی اثر است لطمه دیده که بی تردید در اختیار داشتن زمان بیشتر،می توانست نقشی مهم در ارتقای کیفی این سریال ایفا کند.
سیر و سرکه:
شبکه دوم سیما با پخش سریال سیر و سرکه،از همان آغاز دست ها را به علامت تسلیم بالا برد تا یک بار دیگر در پخش سریال های مناسبتی شکستی دیگر را تجربه کرده باشد.مدیران این شبکه چندی است که ضمن بی توجهی کامل به سلایق و علایق بینندگان تلویزیونی در ایام ویژه ای چون نوروز،با به روی آنتن بردن سریال هایی که بیشتر برای ایام دیگر سال مناسب است در قعر جدول نظرخواهی های نوروزی جای می گیرند.
غلامرضا رمضانی در سیر و سرکه قصه مادری را روایت می کرد که برای دیدار پسرش قصد سفر به خارج از کشور را دارد و برای این سفر نیاز به آموختن زبان انگلیسی دارد. قصه ای کم و اوج و فرود که با ساختاری ساده به نوعی یادآور سریالی مدرسه پیرزن ها بود که سال ها پیش به روی آنتن رفت. ماجرای آمدن تهمینه (پری امیرحمزه) از روستا به شهر و تلاشش در جهت یادگیری بیشتر،می توانست موقعیت های دراماتیک متعددی را در اختیار فیلمنامه نویسان سریال قرار دهد تا کنش ها و واکنش های جذابی را در شخصیت ها نهادینه کنند. اما ظاهراً ایده اصلی فیلمنامه آن قدر جذاب بوده است که اندک شوخی های نخ نما شده سریال حول محور زبان آموزی تهمینه شکل می گیرد. از سویی دیگر قصه های فرعی سریال نیز چندان ارتباط منطقی با خط اصلی قصه برقرار نمی کند. به عنوان نمونه نگاه کنید به قضایای مربوط به شخصیت های کمال (علی سلیمانی) و سلطان (سعید پورصمیمی) که نه تنها سنخیتی با خرده روایت های دیگر برقرار نمی کند بلکه آشفتگی و پریشانی خاطر بیننده را دربردارد.
ریتم کند سریال،برخی زیاده گویی ها و اغراق های آزاردهنده در شخصیت پردازی و بازی ها،سیر و سرکه را همچون عنوان غیر جذابی که برای آن برگزیده اند،از جذابیت می انداخت.فراموش نکنیم در خلال دید و بازدیدها و رفت و آمدهای نوروزی و نیز رقابت فشرده شبکه های تلویزیونی،فرصت های محدودی برای به قلاب انداختن بینندگان تلویزیونی یافت می شود که سریالی که به راحتی فرصت سوزی کند،قطعاً ره به جایی نخواهد برد.

دست بالای دست:
کارگردانی دست بالای دست گزینه منتخب شبکه سوم سیما در ایام نوروز دست به دست چرخید تا عاقبت نصیب محسن یوسفی شد که هر چند کارگردانی مجموعه طلاق در وقت اضافه را در کارنامه داشت اما نامی چندان آشنا برای مخاطبان محسوب نمی شد.از این رو توانایی های وی همچون هندوانه در بسته ای می ماند که پس از پخش چند قسمت از سریال خودش را نشان داد.سریالی به نویسندگی خشایار الوند که هرچند شروعی امیدوارکننده داشت اما در ادامه آن قدر به بیراهه رفت که با ته کشیدن ایده های اولیه،به زحمت بسیار توانست قصه نیم بندش را به قسمت پایانی رساند.به واقع قصه سریال تا قسمت های میانی که سیامک (یوسف تیموری) در قالب مهندس پولدار فرو رفته و هنوز دست طرفین ماجرا برای یکدیگر رو نشده بود،از کشش لازم برای پیگیری تماشاگر برخوردار بود اما با لو رفتن قضیه و ورود مجدد تیپ آشنای فتحعلی اویسی به سریال،مجموعه ای از رخدادهای بدون پشتوانه منطقی،کار سریال را یکسره کرد.
از سویی دیگر باید به وجود انبوهی از کاراکترهای اضافه در سریال اشاره کرد که نه تنها هیچ نقشی در پیشبرد قصه برعهده ندارند بلکه در زمینه هدف اصلی سریال که همانا نشاندن گل لبخند بر لبان تماشاگر است نیز بی اثر می نمایند.مثلاً مشخص نیست شخصیت عمه (رویا افشار) که حضوری دافعه برانگیز دارد قرار است چه ویژگی خاصی را به سریال بیفزاید.
در عین حال یکی از نقاط ضعف دست بالای دست را باید در رها کردن و به حال خود واگذاشتن بازیگران آن جستجو کرد بطوریکه در بسیاری از صحنه های آن کارگردانی قابل قبولی به چشم نمی آید. این چنین است که بازی بازیگر طنازی چون یوسف تیموری از میانه های سریال به بعد،کاملاً از دست رفته و رها شده می نماید.یا می توان به نقش آفرینی رضا فیض نوروزی اشاره کرد که با اینکه تجربیات پیشین خود در مجموعه های طنز را در قالب بامزه تر کردن کاراکتر پدر بکار گرفته اما آنچنان که باید نمی تواند از بیننده ای که مشتاقانه منتظر تماشای حتی یک سکانس خنده آور است،خنده بگیرد. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که مدیران شبکه سوم سیما دریافته باشند که اگرچه در عرصه سریال سازی،دست بالای دست بسیار است ولی تفاوت این و آن از زمین تا آسمان است.
فراموشی:
تازه ترین ساخته سعید سلطانی به واقع تلاش نافرجام این کارگردان شناخته شده در زمینه ساخت سریالی با مایه های طنز محسوب می شود.سریالی که از فیلمنامه امیر مهدی ژوله سود می برد و از تنی چند از بازیگران امتحان پس داده طنزهای تلویزیونی (مهران رجبی،برزو ارجمند،رضا داود نژاد و...) بهره می برد،در اجرا چندان شیرین از آب در نیامد بطوریکه شوخی های گاه کلیشه ای و البته گل درشتش،به تدریج دلزدگی خاطر مخاطب را در پی داشت.
با وجود آن که فراموشی به جهت تاکید بر مساله صله رحم،از لحاظ مضمونی بیشترین تناسب را با حال و هوای نوروزی داشت اما شخصیت پردازی تخت و یک بعدی اثر،کاراکترهای آن را بسیار دم دستی و قابل پیش بینی نشان می داد.از شخصیت پردازی حاج نقی (محمد کاسبی) که بگذریم این مساله به خصوص در تعریف شخصیت های فرزندان وی به چشم می آمد.شخصیت هایی که بیش از آن که واقعی و غیر قابل پیش بینی باشند از یک لایه سطحی و ظاهری برخوردار بوده و دستشان برای بیننده رو است.
شبکه پنجم سیما نیز همانند شبکه دوم،مدت هاست که در زمینه سریال های نوروزی توفیقی حاصل نکرده است.این چنین است که کارگردانی سریال طنز نوروزی اش را به کسی می سپارد که شهرتش را مدیون ساخت سریال های تلخ و اشک برانگیزی چون پس از باران و ستایش است.انگار چندی است مقوله ضرورت انتخاب و تصویب فیلمنامه ای پر و پیمان و کارگردانی مناسب فیلمنامه مصوب،در این شبکه به فراموشی سپرده شده است!
کلاه قرمزی 91:
در روزهایی که سریال ها و مجموعه های تلویزیون چندان چنگی به دل نزده و یکی پس از دیگری اسباب ناامیدی بینندگان را فراهم می ساختند، باز هم این کلاه قرمزی و دوستانش بودند که تنور سیما را گرم نگه داشته و علاقمندان بیشمارشان را پای صفحه های کوچک میخکوب کردند.در نوروز 91 ایرج طهماسب و حمید جبلی،یک بار دیگر ثابت کردند که چشمه جوشان نبوغ و خلاقیت آنها پایان ناپذیر است و پس از گذشت بیش از دو دهه از خلق شخصیت ماندگار کلاه قرمزی،همچنان قادر هستند با ابتدایی ترین ابزار ممکن،برنامه ای تماشایی را به روی آنتن ببرند.برنامه ای که بدون شک موفقیت غبطه برانگیزش،بیش از هر چیز مدیون رفاقت دیرینه و همراهی بی نظیر طهماسب و جبلی است.دو یار همیشگی که در طول این سال ها بدون کوچکترین حاشیه ای،آرام آرام در مسیر صحیح حرفه ای خود قدم برداشتند تا خاطرات مشترک چندین نسل را رقم بزنند.
این بار اما با اضافه شدن چندین عروسک جدید (همساده،جیگر،دختر بچه و ...) و همراهی عروسک های سال های قبل (فامیل دور،پسر عمه زا و ببعی)،اندکی عروسک های کلاه قرمزی و به خصوص پسرخاله به حاشیه رفته و کاراکترهای هر بخش از تنوع مضامین و تعدد کاراکتر جالب توجهی برخوردار شدند.نکته مهم اما لحن گفت و گو و نحوه مواجه آقای مجری (ایرج طهماسب) با این عروسک ها است که به آن ها ابعادی انسانی و کاملاً باورپذیر می بخشد.از سویی دیگر باید به شخصیت پردازی صحیح و کم نقص عروسک ها اشاره کرد بطوریکه دیالوگی که بر زبان عروسک ها جاری می شود تطابق کاملی با تعریفی که از آن شخصیت در ذهنمان حک شده پیدا می کند.به عنوان نمونه نگاه کنید به عروسک های فامیل دور و همساده که به دلیل رعایت همین نکات ظریف در شخصیت پردازی،توانستند خیلی زود به محبوبیتی بسیار دست پیدا کنند. کلاه قرمزی 91 اما یک بار دیگر نشان داد که تنها به دنیای کودکان تعلق ندارد.خوانی است گسترده برای تمام اعضای خانواده که هر یک به نوبه خود می توانند از آن بهره و حظ برند.
خنده بازار:
مجموعه طنز خنده بازار از نوروز سال گذشته به روی آنتن رفت و در اکثر روزهای سال،مهمان شبانه بینندگان شبکه سوم سیما بود.طنزی آیتمی که زمانی با محوریت شوخی با برنامه های محبوب تلویزیونی (نظیر نود،هفت،پارک ملت و ...) ساخته می شد و پدیده ای چون سامان گوران را با تقلیدهای جالب توجهش مطرح ساخت،این بار در رویکردی تازه،شوخی هایی با برخی از برنامه های شبکه های ماهواره ای فارسی زبان را در دستور کار قرار داده بود.رویکردی که طبیعتاً برای آنهایی که برنامه های موردنظر را دیده باشند جذابیت داشته و در افراد بیگانه با آن برنامه ها،واکنش چندانی برنخواهد انگیخت. از سویی دیگر تکرار چندباره برخی شوخی ها در آیتم هایی همچون گشت نامحسوس،فرودگاه،فیتیله و ... به تدریج کارکرد خود را از دست داده و نشانه هایی از کمبود خلاقیت و ضعف ایده پردازی در تیم نویسندگان را به همراه داشتند.به نظر می رسد تیم نویسندگانی که در خنده بازار ایام ماه مبارک رمضان،برگ برنده مجموعه بودند حالا به پاشنه آشیل آن تبدیل شده اند.
کسی خوابه؟:
پس از موفقیت نسبی مجموعه خنده بازار در سال گذشته و اثبات این نظریه که طنزهای آیتمی هنوز جای کار دارند،شبکه اول سیما نیز برای خالی نماندن عریضه مجموعه طنز آیتمی کسی خوابه؟ را به کارگردانی جواد رضویان تولید و به روی آنتن برد. مجموعه ای که با توجه به سوابق بازیگری رضویان در عرصه طنز،انتظار بیشتری از آن می رفت در نهایت نه توجهی را برانگیخت و نه اعتباری را به کارنامه هنری کارگردانش افزود. بزرگترین مشکل کسی خوابه؟ نیز به نبود خلاقیت و نوآوری در کلیت اثر برمی گشت. برخی از آیتم های آن با حضور بازیگرانی مثل نصرالله رادش و ارزنگ امیرفضلی یادآور مجموعه خاطره انگیز ساعت خوش بود و بعضی دیگر سایر مجموعه ها طنز سال های نه چندان دور را در اذهان متبادر می کرد. نتیجه آن که رضویان با مجموعه طنزش،دوباره طنزهای آیتمی را به خوابی عمیق فرو برد.
ویژه برنامه تحویل سال نو:
امسال رقابت اصلی در جهت جذب مخاطب بیشتر در ساعات دل انگیز تحویل سال نو،میان شبکه های دوم و سوم سیما برقرار بود. جایی که احسان علیخانی و فرزاد حسنی هر یک به نوعی سعی داشتند با رو کردن برگ های برنده،این رقابت شانه به شانه را به سود خود پایان دهند.در این میان علیخانی با تهیه و اجرای برنامه دو نیمه سیب،خیلی زود گوی سبقت را از همتایش در شبکه سه سیما ربود تا برنامه چندین و چند ساعته اش تبدیل به یکی از پربیننده ترین برنامه های تحویل سال چند سال اخیر سیما باشد. دعوت از بسیاری از مهمانان شناخته شده ورزشی و هنری که غالباً با همراهی یکی از اعضای خانواده،یکی پس از دیگری وارد دکور برنامه می شدند تنها تمهید جلب رضایت بینندگان نبود. تیتراژ ابتدایی برنامه با صدای محسن چاوشی،کلیپ های مختلف با صدا و تصویر خوانندگانی که معمولاً در دیگر روزهای سال،اثری از آن ها در رسانه ملی به چشم نمی آید،در کنار کنسرت زنده رضا صادقی،همه و همه نقشی کلیدی در موفقیت برنامه ای ایفا کردند که حالا دیگر مجری اش حرفه ای تر از گذشته ظاهر می شود.
فیلم های سینمایی:
فیلم های سینمایی همواره یک پای ثابت کنداکتور پخش تمامی شبکه های سیما در ایام نوروز بوده اند. امسال اما علیرغم تنوع کمی در فیلم های چینش شده،کیفیت نازل اغلب فیلم های خارجی به نمایش درآمده به شدت توی ذوق می زد.با وجود آن که در سال های گذشته در مواردی حتی بعضی از فیلم های کاندیدا و برگزیده جایزه اسکار به روی آنتن می رفتند،این بار غالب فیلم های خارجی در میان آثار تجاری سینمای جهان جای داشتند.در عین حال در میان شاخص ترین فیلم های ایرانی به نمایش درآمده می توان به فیلم هایی چون ورود آقایان ممنوع،به رنگ ارغوان،ملک سلیمان و ... اشاره کرد که در ظرف یکی دو سال گذشته در میان پرفروش ترین فیلم های سینمای ایران جای داشتند.
در عین حال خلاً نمایش فیلم های خارجی با پخش تله فیلم های داخلی به نوعی جبران شده بود. در این میان تله فیلم لب دریا ساخته حمید نعمت اله در میان آثار قابل تامل نوروزی جای داشت.
مسیر انحرافی:
مسیر انحرافی که گفته می شد یکی از گزینه های نوروزی شبکه سوم سیما است به جای این ایام،از هفته سوم فروردین ماه به روی آنتن رفت تا عاقبت یکی از پرهیاهوترین سریال های این اواخر سیما،در معرض قضاوت عموم قرار گیرد.سریالی که در ابتدا با تیتراژ جذاب،جلوه های ویژه قابل توجه،کاراکترها و لوکیشن های متعدد،بسیار امید بخش جلوه می کرد در ادامه آن چنان به بیراهه رفت که اسباب ناامیدی بسیاری را فراهم ساخت. به واقع پس از پرده برداری از ایده اولیه (سقوط هواپیما به داخل جزیره ای متروک) که مشابهتی با سریال گمشدگان (LOST) دارد،مسیر سریال به یکباره به بیراهه رفته و با آن چیزی که نوید می داد،فاصله ای بعید پیدا می کند.در حالی که با توجه به پیش تولید طولانی سریال،فیلمنامه نویسان اثر (پیمان عباسی و زامیاد سعدوندیان) این فرصت را داشته اند تا ضمن خلق شخصیت های باورپذیر،قصه هایی سرراست و فیلمنامه ای پر و پیمان و کم ایراد را در اختیار بهرنگ توفیقی (کارگردان) قرار دهند،سریال بیشترین آسیب را از ناحیه فیلمنامه ای می بیند که تکلیفش با خود و مخاطبش مشخص نیست.گاه درنوعی فانتزی سرخوشانه سیر می کند و گاه می خواهد به لایه های تلخ اجتماعی سرک بکشد.با وجود آنکه قصد خنده گرفتن از بیننده اش را دارد،گاه به واسطه انبوه رخدادهای فاقد منطق روایی،حرص و حتی اشکش را در می آورد.این چنین است که بازی ها همه در حد تیپ هایی خلق الساعه باقی می مانند و مسیر انحرافی نه تنها نکته مثبتی به کارنامه انبوه بازیگرانش (از پوریا پورسرخ گرفته تا فرزاد حسنی) نمی افزاید بلکه بسان انبوهی از مجموعه های شبه طنز این سال ها،خیلی زود به فراموشی سپرده می شود.
تکمله:
با این اوصاف در مجموع عملکرد رسانه ملی در تعطیلات نوروزی چندان موفق ارزیابی نمی شود. غالب آثار به نمایش درآمده از کیفیت متوسط و زیر متوسط برخوردار بوده و نتوانستند در جلب رضایت مخاطبان گسترده تلویزیونی توفیقی حاصل کنند.شاید به همین خاطر است که پخش مجدد سریال های مرد هزار چهره و حتی پاورچین با استقبال مضاعفی مواجه شد تا بار دیگر جای خالی هنرمندان خلاقی چون مهران مدیری به شدت احساس شود.هنرمندانی که در طول این سال ها رگ خواب بینندگان تلویزیونی را پیدا کرده و هنوز هم استفاده از نبوغ ذاتی و هنر خلاقه آن ها می تواند کارگشا باشد. کاش تلویزیون قدر داشته ها و هنرمندان دست پرورده خود را بیش از این ها بداند.

منبع: صنعت سینما

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱

رکورد شکست: 4861 بازدید از کلوپ در یک روز

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله: دو روز قبل بازدیدکنندگان کلوپ به 4861 نفر رسید. روز گذشته نیز 1390 بازدید از کلوپ شد که این عدد ها فوق العاده اند و نشان دهنده ی محبوبیت بالای کلاه قرمزی و دوستانش است.

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله از شما کاربران خوب تشکر می کند.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱

اکران "کلاه قرمزی و بچه ننه" تحولی عظیم در اقتصاد سینما

http://www.caffecinema.com/images/stories/EDV/270/004-_caffecinema.com_.JPG

به گزارش مشرق، علی سرتیپی،تهیه کننده سینما درگفتگو باباشگاه خبرنگاران،گفت:‌در ماه‌های فروردین و اردیبهشت سینما‌ها به شدت با افت مخاطب روبرو بودند که این موضوع به کیفیت خود فیلم‌ها نیز باز می‌گردد.

وی افزود:ذائقه تماشاگر نیز به مرور زمان تغییر پیدا کرده و بدنبال این تغییرات،گرانی فیلم‌‌های سینمایی و همچنین وضعیت سالن ها و در نهایت اتفاقاتی که در ایام نوروز برای فیلم‌ها رخ داد باعث شد که ما ریزش،شدید مخاطب داشته باشیم.

این تهیه کننده سینما به اهمیت فیلم‌های روی پرده اشاره کرد و گفت:به اعتقاد من بزرگترین مسئله خود فیلم‌ها هستند به طور مثال اگر ما فیلم سینمایی "کلاه قرمزی و بچه ننه" را اکران کنیم،مطمئن هستم تحولی عظیم در عرصه سینما بوجود می‌آید.

تهیه کننده فیلم سینمایی "جیب برخیابان جنوبی" نیز درخصوص شایعاتی مبنی بر توقف تولید این فیلم به دلیل عدم حضور "مصطفی زمانی" در این پروژه گفت:چندین عامل باعث توقف موقت این پروژه شد،گرچه 80 درصد از فیلمبرداری این پروژه صورت گرفته بود و ما چیزی حدود 62 جلسه فیلمبرداری انجام داده بودیم،اما در نهایت دو بازیگر اصلی این پروژه برای مدتی از گروه جدا شدند."نورا هاشمی" به دلیل استفاده از لنز‌های مختلف برای بازی در این پروژه چشمش آسیب دید و برای 10 روز نتوانست جلوی دوربین حاضر شود.

سرتیپی ادامه داد:"مصطفی زمانی" نیز از قبل برای بازی در پروژه "برلین -7" قرار داد بسته بود که با من نیز در این خصوص هماهنگ کرده بود و در نتیجه مجموع یان عوامل دست به دست هم داد تا این فیلم توقف شود.

وی اظهار داشت:با بازگشت "مصطفی زمانی" به ایران و مهیا شدن شرایط برای ادامه ساخت فیلمبرداری فیلم سینمایی "جیب‌بر خیابان جنوبی"‌ طی 10 روز آینده آغاز می‌شود.

تهیه کننده فیلم سینمایی "دیشب باباتو دیدم آیدا" ادامه داد:تنها مخاطبان هستند که می‌توانند به صنعت سینما کمک کنند و از آنها می‌خواهم که در این شرایط بحرانی که برخی سینما‌های ما در آستانه ورشکستگی هستند و سینما را تنها نگذارند.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱

کلاه قرمزی در عصر یخبندان

روزانه های سینمایی:  ارائه برنامه ای ترکیبی از کلاه قرمزی ۹۱ شکل جالبی به خودش گرفته است. این روزها همه کسانی که نسخه ویدیویی کلاه قرمزی ۹۱ را تهیه می کنند، روی جلد محصول سر و شکلی از حیوانات محبوب انیمیشن عصر یخی را هم می بینند. دلیل اصلی چنین تبلیغی آن است که موسسه ناشر همزمان با عرضه هر قسمت از مجموعه ۱۳ قسمتی کلاه قرمزی ۹۱، برای مخاطب این شانس و فرصت را فراهم کرده است تا اپیزودهایی از انیمیشن های محبوب را هم ببیند. حسن این کار آن است که انیمیشن های منتخب برای اولین بار در شبکه عرضه می شوند و در واقع برای خریداران محصول ، چنین اثری هم فال است  و هم تماشا.

 

http://www.persianartpic.com/content/media/image/2012/05/2425_orig.jpg

 

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱

ادامه پخش کلاه قرمزی90 در شبکه خانگی

شرکت صوتی ـ تصویری سروش مستندی درباره‌ی سازمان منافقین در عراق (کمپ اشرف) با عنوان «پایانی بر پایان» را روانه‌ی شبکه نمایش خانگی کرده است.

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این مستند در قالب دو دی وی دی در سال جاری به نمایش خانگی عرضه شده است.

همچنین سروش مجموعه 16 دی وی دی از سریال کره‌ای «جومونگ» را به نمایش خانگی فرستاده تا پس از عرضه قسمت‌های اول تا سوم آن که در قالب وی سی دی صورت گرفته بود، پخش «جومونگ» به پایان برسد.

به گزارش ایسنا، دی وی دی دوم انیمیشن «حنا دختری در مزرعه» نیز توسط سروش به نمایش خانگی آمده و دی وی دی‌هایی از انیمیشن‌های «خانواده دکتر ارنست» و «پینوکیو» نیز همزمان، راهی شبکه نمایش خانگی خواهند شد.

سروش همچنین مجموعه‌های نوروزی «چک برگشتی»، «دست بالای دست» و «خنده بازار» را آماده سازی کرده تا بعد از تکثیر در اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد ماه در نمایش خانگی توزیع شوند.

بنابراین گزارش، «شوق پرواز» و «از یادرفته» نیز در نوبت تولید و توزیع در نمایش خانگی قرار دارند. «کلاه قرمزی 90 » نیز در قالب چهار دی وی دی به زودی عرضه خواهد شد.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱