کلاه قرمزی


کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله

همه حرف‌های سازندگان کلاه قرمزی در نشست خبری: حال جیگر خوب است

نشست خبری دست‌اندرکاران برنامه تلویزیونی کلاه قرمزی در اصفهان و در حاشیه جشنواره کودک و نوجوان برگزار شد و نکات خواندنی و حواشی جذابی داشت.

به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از ایسنا ،ایرج طهماسب، دنیا فنی‌زاده، مرضیه محبوب و حمید جبلی، عوامل سازنده عروسک «کلاه قرمزی» که قرار است در مراسم اختتامیه بیست‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوان مورد تقدیر قرار بگیرند‌، 21 مهر ماه ساعاتی پیش از مراسم اختتامیه، مقابل خبرنگاران در اصفهان نشستند و به سوالات مختلفی پاسخ دادند.

ایرج طهماسب گفت: وقتی یک کاری را مثل درس خواندن جدی می‌گیرید و با اشتیاق و علاقه در آن کار پیش روی می‌کنید، موفق خواهید شد و تلاش می‌کنید این جدیت را در آینده هم داشته باشید.

وی تصریح کرد: ایران یک کشور نمونه و نادر در منطقه حوزه خلیج فارس می‌باشد که دارای سینمای کودک بوده و ما باید این درک را داشته باشیم که سینمای ما در چنین منطقه‌ای قرار گرفته و راندمان سینمای ما نسبت به کشورهای منطقه بسیار خوب است.

ایرج طهماسب کارگردان «کلاه قرمزی و بچه ننه» در ادامه، وضعیت سینمای کودک را مثبت ارزیابی کرد و گفت: ورود نسل جدید به این حوزه قطعا طراوت خاصی به آن می‌دهد.

وی در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به انتقادی که در خصوص «کلاه قرمزی و بچه ننه» مطرح شد‌ه بود، اظهار کرد: هر کاری که انجام می‌شود، قطعا عده‌ای منتقد وجود دارد بنابراین هیچ وقت ادعا نکردم که کاری که می‌کنم بدون نقص است.

طهماسب در عین حال گفت: ما طی چهار سال مدام در مورد جزئیات این فیلم فکر می‌کردیم تا مورد علاقه مردم و بچه‌ها باشد.

کارگردان «کلاه قرمزی و بچه ننه» با اشاره به برخی انتقادها گفت: یکی از ایراداتی که از فیلم گرفته می‌شود، می‌گویند کار برای بزرگسال است، در حالیکه بچه‌هایی که اینجا هستند خوب می‌توانند جواب این سوال را بدهند، در واقع بچه‌ها از سن کم همه چیز را می‌فهمند.

حمید جبلی هم در پاسخ به سوالی درباره عدم حضور فاطمه معتمدآریا در فیلم «کلاه قرمزی وبچه ننه» گفت: در دو فیلم قبلی حضور ایشان در قصه ضروری بود‌، اما در این فیلم جایی که در حد ایشان باشد نداشتیم بنابراین درست نبود نقش کوچکی به خانم معتمدآریا بدهیم.

ایرج طهماسب در خصوص ادامه فیلم‌های «کلاه قرمزی» تصریح کرد: فعلا تصمیمی مبنی بر ادامه این کار نداریم.

وی در ادامه با اشاره به عوامل ساخت «کلاه قرمزی» که در کنارش نشسته بودند،‌ خاطرنشان کرد: من آدم خیلی خوش‌شانسی هستم که در تمام این سال‌ها با دنیا فنی‌زاده کار کردم که به این عروسک جان داد و حمید جبلی که هم در مقوله کارگردانی مرا کمک کرد و هم صدا پیشگی و سایر موارد همراه من بود. خانم محبوب که جزو برجسته‌ترین عروسک‌ساز‌های کشور است و 90 درصد عروسک‌هایی که کار کردیم توسط ایشان‌، درست شده است.

وی تاکید کرد: من خیلی خوش شانس بودم که از هنر این عزیزان استفاده کردم و با زرنگی آخرش بگویم من فیلم را درست کرده‌ام.

سپس علی زارعان مدیر گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما که اجرای جلسه را برعهده داشت گفت: در ایران تجربه کار تیمی کم داریم و امیدوارم چشم بد از این جمع دور باشد که توانسته‌اند همیشه با هم کار کنند.

به گزارش ایسنا، مرضیه محبوب سازنده عروسک «کلاه قرمزی» هم در سخنانی اظهار کرد: هر وقت می‌خواستم عروسکی را طراحی کنم و بسازم سعی می‌کردم عروسک محبوبی شود اما مجموعه‌ی افراد است که عروسک‌ها را محبوب و دلنشین می‌کند.

ایرج طهماسب هم گفت: باید قدرشناسی داشته باشیم از کسانی که پشت صحنه این فیلم‌ها کار می‌کنند. بهتر است به این دوستان هم مراجعه کنید وابعاد کاری آنها را به مخاطب معرفی کنید.

این کارگردان درباره عدم حضور فیلمش در جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان گفت: جشنواره‌ها باید به سمت استعدادهای جوان و ناشناخته بروند و به شناسایی آنها کمک کنند، ما هم در کنارشان مثل همیشه که کار می‌کنیم، کار کنیم.

وی افزود: این اتفاق مهمی نیست که اسمت یا عکست بالاتر باشد و اگر با این فکرها وارد شویم به جایی نمی‌رسیم، در واقع باید به فکر ایده‌ای که داریم باشیم‌ و تلاش کنیم آن را به اشتراک بگذاریم بنابراین در این صورت موفق‌تر خواهیم بود.

به گزارش ایسنا، دنیا فنی‌زاده عروسک‌گردان کلاه قرمزی هم در پاسخ به سوال خبرنگاری که یادی از پدرش پرویز فنی‌زاده کرده بود‌ و همچنین علاقه‌اش به بازیگری گفت: خیلی ممنون که یاد پدر عزیزم را گرامی داشتید.

وی یادآور شد: من بازیگری را خیلی دوست دارم و یکی از علاقه‌هایم این بود اما راه سخت بود و فکر می‌کردم اگر نتوانم آن طور که باید یاد پدرم را زنده نگه دارم درست نخواهد بود، چرا که پدرم بازیگری را زندگی می‌کرد.

فنی‌زاده اذعان داشت: انرژی زیادی داشتم و سعی کردم از طریق عروسک گردانی آن را تخلیه کنم، در واقع خودم را پشت عروسک مخفی کردم.

به گزارش ایسنا، ایرج طهماسب در بخش دیگری از این نشست درباره فروش بالای فیلم «کلاه قرمزی وبچه ننه» گفت: زمانی که «کلاه قرمزی و پسرخاله» فروش کرد متن‌های زیادی نوشته شد که بخش زیادی از آنها را هنوز در کمدم نگه داشته‌ام. منتقدین بنام آن زمان کار را کوبیدند و گفتند سطحی است اما اخیرا از آن به عنوان اثر شاخص یاد می‌کنند.

وی افزود: فکر می‌کنم باید صبر کنیم و زمان بگذرد و خارج از بحث فروش به ابعاد واقعی قصه و امکانات فنی که کار کردیم پرداخته شود تا با مهربانی به فیلم نگاه شود.

این کارگردان تاکید کرد: سطح سلیقه تماشاگر ما خیلی بالا است و هنوز نتوانسته‌ایم خواسته‌های آنها را برآورده کنیم.

دنیا فنی‌زاده درباره محبوبیت عروسک «کلاه قرمزی» گفت: وقتی کلاه قرمزی وارد کار ما شد همه ما را اسیر کرد. عاشقانه آن را دوست داشتیم و می‌خواستیم هر روز بهتر باشد و خود من تلاش می‌کردم حرکاتش بهتر شود، الان عاقلانه‌تر شده است.

وی ادامه داد: ما ذره ذره به این عروسک جان دادیم چیزی که در برنامه‌های دیگر کمتر دیده شده است و این یک کار گروهی بوده و اگر هم موفقیتی است،‌ سعی کردیم همه به هم کمک کنیم.

حمید جبلی به عنوان یکی از نویسندگان «کلاه قرمزی و بچه ننه» درباره فیلمنامه آن گفت: مدل فیلمنامه نویسی ما خیلی کلاسیک نیست و به جهت رسیدن به ریتم مناسب این مدل را انتخاب کردیم و معتقدم فیلمنامه کلاسیک خیلی وقت‌ها جواب نمی‌دهد.

وی همچنین در خصوص کمرنگ شدن حضور پسرخاله در این مجموعه گفت: وقتی مهمانی دو نفره و سه نفره باشد‌، همه دیده می‌شوند اما وقتی 15 نفره بشود، آدم‌ها کمتر فرصت دیده شدن پیدا می‌کنند، البته پرسناژ پسرخاله هم آن طور که با بقیه باشد نیست و طبیعتا ترجیح می‌دهد تنهاتر باشد.

طهماسب هم ادامه داد: اگر ساختاری نگاه شود،‌ حضور شخصیت‌ها باید براساس جلو رفتن کار باشد و با این دید کارکترها مقابل دوربین می‌آیند.

حمید جبلی در پاسخ به سوالی در باره شکل گیری عروسک «کلاه قرمزی» به طنز پاسخ داد: همانطور که در فیلم اول دیدید «کلاه قرمزی» مجری را در تلویزیون دید و از آنجایی که زندگی می‌کرد به تلویزیون آمد و مجری هم به جای دایناسور آن را به تلویزیون برد.

طهماسب در ادامه یادآور شد: قبل از «کلاه قرمزی» سال‌های سال در تلویزیون کار عروسکی داشتیم و در مجموعه‌ای به نام صندوق پست شخصیت‌های زیادی مقابل دوربین داشتیم ، در هر برنامه هم سراغ یکی از مشاغل می‌رفتیم، برنامه‌ای که به کفاش‌ها اختصاص داشت «کلاه قرمزی» شاگرد کفاش بود و قرار بود کفش‌های من را بیاورد و وقتی آمد حیف‌مان آمد که بگذاریم برود، او آن اوایل سخت صحبت می‌کرد و الان دیگر بزرگ شده است و الان کم کم درست صحبت می‌کند.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار نوجوانی که حال «جیگر» را پرسید، اظهار کرد: حال همه ما خوب است، حال جیگر هم خوب است و امیدوارم دوباره باشد. مشکلی هم در این خصوص نداشتیم و شایعه‌ای مبنی بر ممنوع التصویر شدنش مطرح شد که دلیل آن را نمی‌دانم.

 

طهماسب همچنین در خصوص پخش «کلاه قرمزی» در نوروز 92 اظهار کرد: هنوز تصمیمی در این خصوص گرفته نشده است.

به گزارش ایسنا، این نشست یک ساعت قبل از برگزاری آن به خبرنگاران اطلاع‌رسانی شد.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۸

فروش کلاه قرمزی و بچه ننه: 5 و نیم ملیارد در کشور

اکران فیلم سینمایی «کلاه قرمزی وبچه ننه» در ۲۶ سالن همچنان ادامه دارد و فروش این فیلم به رقم ۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان رسید.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، از صبح چهارشنبه فیلم سینمایی «اختاپوس» اولین ساخته بلند سید جواد هاشمی جایگزین فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» شد اما اکران فیلم «ایرج طهماسب» همچنان در 26 سینما ادامه دارد و این فیلم تا کنون 5 میلیارد و 500 میلیون تومان فروخته است.

طبق اعلام پخش کننده، «کلاه قرمزی و بچه ننه» در سینماهای تهران 3 میلیارد و 200 میلیون تومان فروخته و در سینماهای شهرستان نیز 2 میلیارد و 300 میلیون تومان فروخته است.

به گزارش فارس، سومین قسمت از فیلم «کلاه‌قرمزی» داستان شیطنت‌های پسرعمه‌‌زاست که کلاه‌قرمزی و آقای مجری را به دردسر می‌اندازد و ماجرای جدیدی پیش می‌آید که منجر به ورود مهمان ناخوانده‌ای می‌شود.

حمید جبلی، ایرج طهماسب، خسرو احمدی، مهدی باطبی، عیسی یوسفی‌پور، بهادر مالکی، بنفشه صمدی، پوپک مظفری، داود دلقندی، سورن مناچکیان، پویان طباطبایی، محمد بهرانی، قاسم قباخلو، بهرام بهنوید و ... در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۸

طهماسب، جبلی و مدرسی روی سن جشنواره کودک

(66+)(3-) کافه‌سینما-اصفهان: دقایقی پیش در اختتامیه بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان از عوامل فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی «کلاه‌قرمزی» تجلیل شد.

به گزارش کافه‌سینما در این مراسم ایرج طهماسب، حمید جبلی، دنیا فنی‌زاده، مرضیه محبوب و حمید مدرسی روی سن رفته و در حالی که با تشویق شدید حضار روبه‌رو شده بودند، لوح‌های تقدیر خود را دریافت کردند. ایرج طهماسب از مردم که همیشه به او لطف دارند تشکر کرد. جبلی هم ضمن تشکر، اعلام کرد که کلاه‌قرمزی چون جمعه‌ها به مدرسه می‌رود نتوانسته در مراسم امشب حضور پیدا کند! دنیا فنی‌زاده از طرف کلاه‌قرمزی و مرضیه محبوب از طرف پسرخاله از مردم تشکر کرد. مدرسی هم با تشکر از مردم و مسئولین جشنواره، اعلام کرد کلاه‌قرمزی به عنوان یک شخصیت ملی باید کم‌کم جایزه بدهد، نه این که جایزه بگیرد! او گفت کلاه قرمزی همچنان زنده است و هچنین به مردم وعده داد که منتظر برنامه‌های بعدی کلاه‌قرمزی باشند. منتظر تصاویر کافه‌سینما از این مراسم و گزارش‌های بعدی از جشنواره بیست و ششم باشید.

کافه‌سینما

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٧

احتمال برپایی بزرگداشت «کلاه‌ قرمزی» در اختتامیه جشنواره فیلم کودک

سی نت: سید احمد میرعلایی گفت: علاقه‌مندیم که حتما فیلم‌سازان مطرح سینمای کودک در این حوزه فعال باشند و خودمان دنبال این دوستان خواهیم رفت.

دبیر بیست‌و ششمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان درباره تعداد اندک سینماگران مطرح سینمای کودک در میان فیلمسازان بخش اصلی جشنواره‌ی اظهار کرد: شما اسم افرادی را بردید مثلا ابراهیم فروزش که قرار بود کاری را شروع کنند اما نگارش فیلمنامه‌ مقداری طولانی شد و حتما بعد از جشنواره باید کارشان را شروع کنند. یا محمد علی طالبی یا افراد دیگر، هیچ کدام فیلمنامه‌ای به فارابی ارائه نکرده‌اند یا اگر فیلمنامه ارائه‌کردند در مراحل بازنویسی و بازنگری قرار دارد.

وی ادامه داد: هیچکدام از این عزیزان فیلمنامه نیاورده‌اند. ما این انگیزه را ایجاد می‌کنیم که در فارابی با این عزیزان همکاری داشته باشیم و با هیچ کدامشان هیچ‌گونه اختلاف سلیقه‌ای نداریم. هر کدام به فارابی بیایند و فیلمنامه‌ی خوب داشته باشند مشتاقیم که کار کنیم بنابراین هیچکدام از این افراد به فارابی نیامده‌اند که به مشکلی بر بخورند یا ما پذیرای آنها نباشیم.

مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی تاکید کرد: البته در جمع داوران و یا به عنوان بزرگداشت در خدمت برخی از این عزیزان ازجمله غلامرضا رمضانی، ابراهیم فروزش، مسعود کرامتی، علی شاه حاتمی و پوران درخشنده هستیم.

میرعلایی درباره عدم حضور فیلم جدید پوران درخشنده «هیس دخترها فریاد می زنند» درجشنواره‌ی فیلم کودک اصفهان گفت: ایشان فیلم خوبی ساختند که بیشتراجتماعی است و تنها بازیگرانش دو تا بچه هستند و وقوع قصه با دو تا دختر بچه صورت می‌گیرد. این فیلم هشدار خوبی است اما برای بزرگسالان.

این مدیر سینمایی یادآور شد: خود خانم درخشنده هم از روزی که فیلم آماده شد، گفتند اصلا به فکر این فیلم برای جشنواره کودک نباشید و باید جای دیگری به نمایش درآید.

وی همچنین درباره عدم حضور فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» در میان آثار بخش مسابقه جشنواره اظهار کرد: چون این فیلم اکران شده ما نمی‌توانستیم در جشنواره بیاوریم. اما دلمان می‌خواست که در جشنواره باشد ولی شرایط اکران برایش مهیا بود و خوب هم بود که این کار انجام شود و به نفع سینما بود که اکران شود.

میرعلایی همچنین یادآور شد: اما به دنبال برپایی بزرگداشت خود عروسک «کلاه‌ قرمزی» در افتتاحیه بودیم که میسر نشد و امیدواریم در اختتامیه این اتفاق بی‌افتد.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٠

قهرمانی با کلاه قرمز / عروسک دوست داشتنی سینمای ما

خبرانلاین، ونداد الوندی‌پور: اواسط دهه هفتاد بود که سر و کله‌اش در تلویزیون پیدا شد؛ پسرکی ریزه میزه و با نمک از جنس پارچه با صدایی شبیه فنر. بازیگوش اما صاف و صادق و خوش قلب و پر شر و شور. زیاد طول نکشید که عاشقش شدیم- بچه‌های ایران عاشقش شدند. دلنشین بود چون کار‌ها و حرف‌هایش از دلش می‌آمد؛ از‌‌ همان دلی که گرچه از پارچه، اما سیاه نبود. قهرمان ما عروسکی بود با کلاه قرمز. دروغ‌های معصومانه‌اش با دروغگویی فرق داشت. دیگران را دوست داشت و از ریاکاری و دغل بازی‌های معمول دور بود. هم سرگرم می‌کرد هم چیزهایی را به بچه‌ها یاد می‌داد و برای بزرگتر‌ها یادآوری می‌کرد.
 

وقتی از تلویزیون به سینما رفت آدم‌های زیادی برایش صف کشیدند. هم بچه‌ها بودند و هم پدر و مادر‌ها؛‌‌ همان بچه‌های سابق که از ناراستی دلزده بودند و تشنه کمی شادی. چیزهایی داشت که دوست داشتنی‌اش می‌کرد. هم خودش هم پسرخاله خوش ذات و به ظاهر بی‌تفاوت و خشنش (ای کاش خشونت همه خشن‌ها مثل او بود!) پسرک با این که خودش کلاه داشت اما مثل برخی از دیگر شخصیت‌های تلویزیونی سر بچه‌ها کلاه نمی‌گذاشت. نه خودش نه خالقانش که از دوز و کلک دور بودند. در فیلم بود اما فیلم بازی نمی‌کرد. برای همین بود که دوستش داشتیم. فیلمش در آن زمان (سال 73) پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد. ایستادن در صف را دوست نداشتیم اما ایستادن در صف فیلم او فرق داشت. طولانی و چند ساعته اما لذت بخش. محلی برای صحبت‌های صمیمی و آزاد. عجیب بود که همه با وجود در صف بودن، خوشحال بودند. عجیب بود که یک عروسک آنقدر هوادار داشت. ولی نه؛ در واقع زیاد هم عجیب نبود.
 

در طول سال‌های بعد سر و کلهٔ قهرمان کوچولوی ما گه‌گاه در تلویزیونی که تعداد کانال‌هایش جلو‌تر می‌رفت و خودش عقب‌تر، پیدا می‌شد. ما داشتیم بزرگ‌تر می‌شدیم و دنیای اطراف‌مان کوچک‌تر. او اما‌‌ همان طور بود که بود. صاف و صادق و بی‌آلایش. رشد نکرد اما کوچک هم نشد و خودش را کوچک نکرد.‌‌ همان بود که بود. عاری از زر و زوری که در دنیای آدم بزرگ‌ها جاری بود و برایش سر و دست‌ها شکسته می‌شد.
سال‌ها گذشتند و گذرش بار دیگر به سینما افتاد؛ همراه سرو ناز. همه چیز دستخوش تغییراتِ بیش و کم بود اما او همچنان از دنیای بد آدمک‌ها دور... 
 

پس از سال‌ها پسرک دوباره آمد، با سازندگان هنرمندش، ایرج طهماسب و حمید جبلی، و دوستانی جدید و جذاب از جنس خودش. فیلمش به خوبی قبل نبود و ضعف زیاد داشت، ولی ما بچه‌های سابق و بچه‌های جدید، باز نشان دادیم که دوستش داریم، چرا که دلایل زیادی برای دوست داشتنش داریم.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱۳

نقد روانشناسی کلاه قرمزی و بچه ننه

نقد روانشناسی «کلاه قرمزی و بچه ننه»

به گزارش سینما خبر، د ربرنامه این هفته «تصویر خیال» فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» ساخته ایرج طهماسب به مناسبت روز جهانی کودک (17مهر) مورد تحلیل روانشناختی قرار می‌گیرد.

 

در «تصویر خیال» این هفته «بدری‌السادات بهرامی» روانشناس به اتفاق «شهرام خرازی‌ها» منتقد سینما به نقد و تحلیل فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» می‌پردازند.

 

«تصویر خیال» یکی از برنامه‌های پر شنونده بخش شامگاهی رادیو سلامت است. در این برنامه فیلم‌های سینمای ایران برای نخستین بار از دیدگاه روانشناختی و جامعه شناختی تحلیل شده و نکات پزشکی مطروحه در آن‌ها از نظر تطابق با واقعیات و یافته‌های علمی مورد مداقه قرار می‌گیرند. این برنامه پنجشنبه هر هفته ساعت نوزده از رادیو سلامت موج اف. ام ردیف صد و دو مگاهرتز پخش می‌شود. زمان تکرار برنامه هم جمعه ساعت چهارده خواهد بود.

عوامل برنامه «تصویر خیال» عبارتند از:

تهیه‌کننده و سردبیر: سارا شریفی (کارشناس ارشد روانشناسی، مجری- کارشناس: شهرام خرازی‌ها (منتقد فیلم) و هماهنگی: سمیه مقتصدی.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱۳

کلاه قرمزی و بچه ننه اکران پیشونی سفید را به تعویق انداخت

اکران عمومی فیلم سینمایی «آهوی پیشونی سفید(اختاپوس)» به کارگردانی سیدجواد هاشمی به دلیل درخواست «کلاه قرمزی و بچه ننه» برای اکران 8 هفته‌ای، به تاخیر افتاد.

به گزارش سینماپرس به نقل از مدیررسانه پروژه «آهوی پیشونی سفید(اختاپوس)»، این اثر با یک هفته تاخیر، 19 مهرماه با سرگروهی سینما قدس به نمایش عمومی می‌رسد.

«سیدجواد هاشمی» کارگردان این اثر، گفت: امیدوارم با توجه به اینکه ایام سوگواری آقا امام حسین(ع) نزدیک است، «آهوی پیشونی سفید» اکران کوتاهی نداشته باشد و پس از اتمام ایام سوگواری به این فیلم باز هم فرصت نمایش داده شود.

هاشمی با سابقه ساخت 10سریال و تله فیلم اولین فیلم بلند سینمایی خود را در ژانر کودک و نوجوان به تصویر درآورده است. «آهوی پیشونی سفید» درباره مراقبت از دخترانی است که زود گول می‌خورند. اختاپوس از طریق یک کار شاد کودکانه و موزیکال، کودکان و نوجوانان را با مسایل پیش‌رو آشنا می‌کند و سعی دارد در کنار نمایش اثری شاد، آسیب‌های اجتماعی را نیز مطرح کند.

برخی ازعوامل این فیلم سینمایی عبارتند از: نویسنده و کارگردان: سیدجواد هاشمی، تهیه‌کننده: مسعود اطیابی، مدیرفیلمبرداری: فرشاد خالقی، صداگزاری: اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق، آهنگساز: بهنام صبوحی، طراح گریم: شهرام خلج، طراح صحنه: علی شایان‌فر، طراح لباس: سارا خالدی، ویژیوال افکت جلوه‌های ویژه‌ رایانه‌ای: گروه امیرمحمد، جلوه‌های ویژه میدانی: حمید رسولیان، طراح حرکات موزن: بهزاد جاودان‌فر، تدوین: مهدی حسینی‌وند، مدیرصدابرداری: بهروزعابدینی، مدیرتولید: ایرج طایفه‌غلامی، مدیربرنامه‌ریزی: یوسف طاهریان، طراح‌هنری: داریوش پیرو، دستیار اول کارگردان: عباس دلدار، دستیاردوم کارگردان: آیه نایب‌زاده، عکاس: لیلا خوش‌کنار، منشی صحنه: نیره ابی‌زاده، مدیر رسانه: مریم احمدی.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱۳

کاریکاتور/وقتی "کلاه قرمزی" بت من را از پای درآورد

به گزارش فرهنگ نیوز :پ.ن اگر آقایون مسئولین ذیربط یه خورده فکرشون رو به کار بندازن و آدمهای خلاق دور و برشونو ببینن خواهیم دید که امثال کلاه قرمزی چطور بساط بت من و بن تن رو جمع میکنن ...

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٠

تجلیل از کلاه قرمزی در یک جشنواره سینمایی

در بیست و ششمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان برای اولین بار از یک عروسک تجلیل به عمل می‌آید.

 

عروسک کلاه قرمزی به عنوان نمادی شاخص از یک برنامه طولانی مدت تلویزیونی و 3 فیلم سینمایی به بخشی از خاطرات مشترک کودکان و نوجوانان نسل‌های مختلف کشور مبدل شده است. به همین دلیل از این عروسک با حضور ایرج طهماسب و حمید جبلی تقدیر می‌شود.

 

فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» آخرین ساخته ایرج طهماسب با نقش‌آفرینی این عروسک باعث رونق مجدد سینمای کشور شد و ارتباط بسیار گسترده‌ای با مخاطبان برقرار کرد.

 

بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم های کودکان و نوجوانان از 17 تا 21 مهر ماه جاری در استان اصفهان برگزار می شود.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٠

پسری برای تمام فصول!

علی مولوی: دوباره سر و کله‌اش پیدا شد و همه‌چیز را زیر رو کرد. یک پسر بازیگوش با پیراهن یقه‌اسکی راه‌راه و شلوار ورزشی سبز، که بیست سال است بچه مانده، اما محبوب دل همه‌ است. به بهانه‌ی سومین حضورش بر پرده‌ی نقره‌ای سینما، نگاهی می‌اندازیم به زندگی‌اش؛ به این‌که از کجا آمده و چه‌طور شده که در نقش رونق‌بخش سینما حاضر شده است.

 

ماجرای دو دوست

«حمید جبلی» و «ایرج طهماسب» از کودکی با هم بودند. سال‌های کودکی و نوجوانی‌شان را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گذراندند و بزرگ که شدند، به‌عنوان مربی در آن‌جا با هم کار کردند.

سال 1360، مرضیه برومند قسمت‌های اولیه‌ی «مدرسه‌ی موش‌ها» را به‌عنوان بخشی از یک جُنگ چند قسمتی ساخت تا کودکان را به مدرسه رفتن علاقه‌مند کند. بعد از استقبال زیاد مردم، سری دوم این مجموعه در 105 قسمت ساخته شد و ایرج طهماسب و حمید جبلی را به یک مجموعه‌ی تمام عروسکی وارد کرد. طهماسب به جای «دُم باریک» و جبلی به جای «کُپُل» صحبت کردند و این دو شخصیت مدرسه‌ی موش‌ها را به محبوب‌ترین شخصیت‌های این مجموعه تبدیل کردند.

بعد از این مجموعه، طهماسب مجموعه‌ی عروسکی «آسمون و ریسمون» را کار کرد که در زمان خود عروسک‌های محبوبی بودند. سال 1370 جبلی و طهماسب، مجموعه‌ی «صندوق پست» را ساختند. در این مجموعه هر روز آقای مجری، نامه‌هایی را که بچه‌ها برایش فرستاده بودند می‌خواند و با حضور یک عروسک تازه با صدای حمید جبلی، یک شغل را به بچه‌ها معرفی می‌کرد. اما به‌خاطر تعداد زیاد شخصیت‌های عروسکی و کمبود بودجه، شبکه به آن‌ها اجازه داده بود از عروسک‌های قدیمی آرشیو صدا و سیما استفاده کنند. شاید کسی باور نمی‌کرد که می‌شود عروسک‌ها را گریم کرد، اما می‌شود!

مرضیه محبوب، مادر بسیاری از عروسک‌های دوست‌داشتنی ما، آن زمان عروسک‌ها را از آرشیو بیرون می‌آورد، چیزهایی به صورتشان اضافه می‌کرد و قیافه‌ی آن‌ها را تغییر می‌داد. در میان آن عروسک‌ها یک مورچه و یک لاک‌پشت هم بودند.

شاید باورکردنی نباشد که اولین عروسک‌های کلاه قرمزی و پسرخاله، در واقع انسان نبودند! کلاه قرمزی یک مورچه بود که خانم محبوب شاخک‌هایش را برداشته و از آن یک پسر بچه درآورد و پسرخاله هم یک لاک‌پشت!

اما اصلاً کلاه قرمزی چرا در برنامه‌ی صندوق پست حاضر شد؟ قرار بود کلاه‌قرمزی به‌عنوان یک شاگرد کفاش که درست کلمه‌ها را بیان نمی‌کند، یک روز در برنامه‌ی صندوق پست حاضر شود. اما آن‌قدر حضورش جذاب از آب در آمد که میخش را کوبید و در برنامه ماند! شاید هرگز جبلی و طهماسب فکرش را هم نمی‌کردند که کلاه‌قرمزی 20 سال بعد از آن روز، هنوز محبوب‌ترین عروسک این سرزمین باشد!

بعد از موفقیت حضور کلاه‌قرمزی و پسرخاله در صندوق پست، این‌بار با عروسکی جذاب‌تر اولین فصل مجموعه‌ی مستقل کلاه قرمزی ساخته شد. مجموعه‌ای که محبوبیت کلاه‌قرمزی را باز هم بالا برد و باعث شد اولین فیلم کلاه‌قرمزی کلید بخورد.

 کلاه‌قرمزی در سینما

سال 1373 اولین فیلم سینمایی کلاه‌قرمزی با نام «کلاه‌قرمزی و پسرخاله» ساخته شد. این فیلم یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است. این فیلم با بلیت 80 تومانی آن زمان توانست در سه ماه نمایش در تهران 171 میلیون تومان فروش کند. این فیلم علاوه بر فروش بالایش با 3 میلیون و 440 تماشاگر، پر بیننده‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در تهران لقب گرفت.

هشت سال بعد از موفقیت این فیلم، طهماسب و جبلی فیلم «کلاه قرمزی و سروناز» را با اضافه‌کردن شخصیت‌هایی جدید کار کردند که هر چند به موفقیت فیلم قبلی نرسید، اما با بلیت 550 تومانی و حدود یک میلیون تماشاگر در 81 روز، 550 میلیون تومان فروش کرد. کلاه‌قرمزی نشان داد همیشه و هر وقت که به آن احتیاج باشد، چرخ سینما را به راحتی می‌چرخاند!

 

مجموعه‌های نوروزی

نوروز 88 مصادف بود با بازگشت کلاه‌قرمزی به تلویزیون. برنامه‌ای کاملاً متفاوت،‌ آموزنده و شاد که هر روز مهمانی تازه در برنامه داشت. کلاه‌قرمزی 88 نشان داد که هنوز و بعد از 17 سال عروسک کلاه‌قرمزی سخت محبوب است. هم بین بزرگ‌ترهایی که خاطرات کودکی‌ یا نوجوانی‌شان با دیدن این عروسک، زنده می‌شود و هم بین کودکانی که هیچ خاطره‌ای از گذشته‌ی کلاه قرمزی ندارند. همین شد که مجموعه‌ی نوروزی کلاه‌قرمزی در نوروز 90 و 91 هم ادامه پیدا کرد، برنامه‌ای که با حدود 90 درصد بیننده، به یکی از محبوب‌ترین و ماندگارترین برنامه‌های سال‌های اخیر تلویزیون تبدیل شد. 

 

کلاه قرمزی و بچه‌ننه

در برنامه‌ی نوروزی «کلاه‌قرمزی 88» عروسکی تازه و بامزه به نام «پسرعمه‌زا» به مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی اضافه شد تا این‌بار دوران طلایی پسرعمه‌زا شروع شود و فیلم سوم کلاه‌قرمزی با حضور همین شخصیت تازه نوشته شود و پسرعمه‌زا هم از پرده‌ی نقره‌ای سر در آورد.

با وجود این‌که فیلم‌نامه‌ی کلاه‌قرمزی در این سال نوشته شده بود، اما ساخت آن به تأخیر افتاد.چون حس می‌شد قصه‌اش خوب از کار در نیامده، چهاربار فیلم‌نامه بازنویسی شد! برای همین زمستان سال 90 و قبل از شروع مجموعه‌ی نوروزی «کلاه‌قرمزی 91»، ساخت آن کلید خورد.

 

مأموریت: کمک به سینما!

کلاه‌قرمزی عید فطر امسال، در شرایطی که وضعیت اکران سال 91 خوب نبود و خیلی از سینماها و سینمادارها با مشکل مالی مواجه شده‌ بودند، وارد عرصه شد. او توانست در همان دو هفته‌ی اول نمایشش در خیلی از سینماهای تعطیل‌شده در شهرستان‌ها را دوباره بگشاید، حقوق عقب‌افتاده‌ی کارکنان سینما را تأمین کند و حتی به آسیب‌دیده‌‌های زلزله‌ی آذربایجان شرقی هم کمک‌رسانی کند.

اگر فروش «کلاه‌قرمزی و پسرخاله» و «کلاه‌قرمزی و سروناز» را با بلیت امروزی حساب کنیم، به ترتیب چیزی معادل 11میلیارد و پنج میلیارد تومان می‌شود؛ و اگر این عدد را با سه میلیارد فروش «کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه» جمع کنیم، چیزی نزدیک به 20 میلیارد تومان می‌شود!

کاش کمی بیش‌تر هوای ایرج طهماسب، حمید جبلی، کلاه‌قرمزی، پسرخاله، پسرعمه‌زا و... را داشته باشیم. کسانی که نشان‌ داده‌اند همیشه می‌توانند چرخ کند یا ایستاده‌ی سینما را دوباره به چرخیدن و تند چرخیدن وا دارند!

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

عکس قدیمی کلاه قرمزی در صندوق پست

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

زندگی ۲۰ ساله کلاه قرمزی و پسرخاله / این دو عروسک چگونه مشهور شدند؟

برای مشاهده ی این مطلب کلیک کنید.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

جذابیت «پسر عمه زا» از زبان محمدرضا هدایتی

محمد رضا هدایتی بازیگر سینما و تلویزیون که در پردیس سینمایی «هویزه» مشهد حضور یافته بود در رابطه با حضور در مجموعه «کلاه قرمزی» گفت: «بیش از اینکه برای حضور در این مجموعه اضطراب داشته باشم، اشتیاق داشتم زیرا مایل بودم که هر چه بهتر در این مجموعه فعال باشم.» 


 او در ادامه در مورد شکل‌گیری شخصیت «پسر عمه زا» گفت: «این شخصیت را آقای ایرج طهماسب تعریف کرد و من هم سعی کردم به طور جذاب روی آن کار کنم.»
 
هدایتی ادامه داد: ««پسرعمه زا» چند سال قبل، پس از سایر شخصیت‌ها وارد این مجموعه شد و ویژگی به خصوص او این بود که خیلی نامفهوم حرف می‌زد.»


این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه گفت: «جذابیت به خصوص این شخصیت نیز در همین نامفهومی صحبت‌های اوست.»
 

صداپیشه نقش «پسر عمه زا» در رابطه با کنترل شخصیت‌ها و ارتباط بین آنهاگفت: «کنترل شخصیت‌ها در دست کارگردان بود و هیچ کدام از شخصیت‌ها مزاحم هم نبودند و تنها کاری را می‌کردند که کارگردان از آن‌ها می‌خواست.» 


 هدایتی با اشاره به محبوبیت شخصیت کلاه قرمزی ادامه داد: «سوپراستار این مجموعه «کلاه قرمزی» است و همه این شخصیت‌ها حول محور او می‌چرخند و «پسر عمه‌زا» نیز یکی از این شخصیت‌های فرعی محسوب می‌شود.»

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

نقد کلاه قرمزی و بچه ننه در سایت سی نت

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله: نقد علیرضا آقاابراهیمی بر کلاه قرمزی و بچه ننه در سایت سی نت منتشر شد. برای دیدن لینک کلیک کنید.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

قسمت ششم کلاه قرمزی 91 منتشر شد

 

کی خوشگلتره کم حجم

این قسمت با عنوان کی خوشگلتره منتشر شد!

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

گرفتن عکس یادگاری ممنوع

1- آهسته‌تر... کمی صبر کنید. اکنون برای قضاوت زود است؛‌موفقیت کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه هیچ ربطی به جریان‌های متداول در سینمای کنونی ما ندارد.

نه عده‌ای می‌‌توانند بگویند که سینما در دوره ما زنده شد با این فیلم، و نه عده‌ای دیگر که سینمای کودک را تنها بر جنازه‌اش نشسته‌اند و سالی یک‌بار در اصفهان زارزار بر آن می‌گریند... و مدعی احیای سینمای کودک باشند.

پدیده کلاه قرمزی در سینمای ما یک استثناست، استثنایی که اتکای تام و کمال به کیفیت و خلاقیت پدیدآورندگانش دارد و به هیچ وجه هیچ کس جز آنها نمی‌تواند تضمینی برای موفقیت آن باشد و... اینکه خوش فکری حمید جبلی و ایرج طهماسب پس از تولید کلاه قرمزی و هوشمندی آنها در محبوب نگه‌داشتن این عروسک تمام ناشدنی به واسطه درک و خلاقیت کافی و وافی آنها باعث شده عطش خانواده‌ها در سال سرد سینما که بسیار بی‌اقبال بود برای تماشای این فیلم بالا باشد و به رغم همه دسته‌بندی‌ها و گروکشی‌های کلان سینما، این فیلم همچون فیلم‌های تاریخ‌ساز خانواده‌ها را به جنب‌و‌جوش درآورد و آنها که تماماً خاطرات خوشی از این عروسک‌ دوست‌داشتنی و فک و فامیلش دارند برای تماشا از جا برخیزاند... . آری این چنین است برادر پس لطفاً کسی جز سازندگان این فیلم پشت موفقیت این فیلم رجزخوانی نکند و عکس یادگاری نگیرد... . لطفاً... چرا که همه می‌دانند قصه چیست... و آب زلال از کجا می‌آید.

2- و اینکه چرا کلاه قرمزی مثل گلنار یا سایر آثار کودک و نوجوان ما تمام نمی‌شود جای تأمل بسیار دارد... و در این روزگار که از سینمای کودک ما جز نعشی بر دوش باقی نمانده است، کلاه قرمزی و فامیل نزدیک و دورش هنوز برای مخاطب عام و خاص جذابیت دارد و تمام نمی‌شود... . راستی چرا؟

مگر جبلی و طهماسب چه در چنته دارند که می‌توانند و دیگران نه...؟ برای واکاوی این پرسش باید درنگ‌های فراوان داشت.

درنگ‌هایی که موجب تأملی عمیق‌تر

می‌شود... . اینکه حمید جبلی و ایرج طهماسب فارغ از توانمندی انفرادی‌شان یک زوج هنری بسیار موفق‌اند، حاصل مدارکه عمیق از خصلت‌های یکدیگر است که در طول دودهه شکل گرفته است و بر هم کنش خلاقانه این دو باعث شده است که خروجی قابل توجهی ایجاد کند و توجه عام و خاص را برانگیزد... و کم‌ پیش‌آمده است که در سینمای ایران، یک زوج هنری به چنین درک متقابلی از هم رسیده باشند، حاصل تلاش‌شان چنین رخ نماید، ارتباط‌شان اینگونه پایدار بماند و همچنان بر مدار موفقیت گام بردارند و صدالبته نکته مهم‌تر اینکه این دو هرگز در باد موفقیت‌های قبلی‌شان نمی‌مانند و هرباره که اثری تولید می‌کنند، شخصیت و موقعیتی جدید برای مخاطب عرضه می‌کنند و این اصلی‌ترین دلیل راز ماندگاری این عروسک 200 گرمی است که برخی آن را به سخره گرفته‌اند و از موفقیت آن می‌نالند...!

و دیگر اینکه این زوج هنری معمولاً بی‌سروصدا و جنجال رسانه‌ای کار خود را به‌پیش می‌برند و بدین نمی‌اندیشند که کمیت‌شان به کیفیت‌شان بچربد بلکه برعکس، با تمرکزی خاص و به دور از تبلیغات رسانه‌ای طی طریق می‌کنند و این هم خود به خود عامل جذابیت آنها و اثرشان می‌شود... .

و همه‌ این عوامل به علاوه هنر ایشان در به کارگیری خلاقانه هنرمندان دیگر باعث ماندگاری محبوبیت این کلاه قرمزی و اهالی روستایشان شده است که حتی مخاطب بزرگسال را نیز مجذوب خود می‌کند.

3- البته عنصر تکرار در موقعیت‌های داستانی کلاه قرمزی و بچه‌ننه همچنان وجود دارد اما آنچنان است که برای مخاطب شیرین می‌آید و تکراری و ملال‌آور به حساب نمی‌آید. پس می توان از عنصر تکرار در ساختار یک فیلم بهره‌ برد. بنابر آنکه این تکرار قاعده‌مند باشد و برای مخاطب ملال‌آور نشود. از سوی دیگر جبلی و طهماسب با قراردادن کلاه قرمزی در موقعیت‌های داستانی جدید و میزانسن‌هایی که برای مخاطب دل‌انگیز است سبب افزایش جذابیت برای مخاطب عام و خاص شده است. در مجموع باید گفت مخاطب در برخورد با جدیدترین اثر زوج هنری طهماسب، جبلی با موقعیت شگفت‌انگیزی روبه‌رو نمی‌شود، اما تقریباً تماشای همه شخصیت‌های قبلی و تجربه جدید تماشای آن در این روزگار که فیلم‌های ضعیف و خارج از استاندارد کیفی، سینمای ایران را اشغال کرده است وجود چنین فیلمی غنیمت است و لذت تماشایش مفید.

4- باز باید یادآور شد موفقیت این فیلم در اکران عمومی هیچ ربطی به مدیریت سینما ندارد و صد البته اگر این جنگ هفتاد و دو ملت در این دوران در سینما به وجود نیامده بود، کلاه قرمزی و بچه‌ننه حتماً فروش بسیار بهتری داشت... .

پس لطفاً کسی زیر سایه این استقبال مردم از این فیلم کلی‌نگری نکند و آن را در قیاس‌های مع‌الفارق نگنجاند.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

کلاه قرمزی و بچه ننه راهی اروپا و آمریکا شد

همشهری آنلاین: اکران گسترده فیلم‌سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» به کارگردانی ایرج طهماسب در اروپا و آمریکا از اواخر مهرماه آغاز می‌شود.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا،علی سرتیپی مدیرعامل فیلمیران از پایان مهرماه فیلم در پنج سینمای لس‌آنجلس به صورت همزمان و در نیویورک اکران می‌شود و عوامل فیلم نیز حاضر خواهند بود.

وی افزود: در تورنتوی کانادا نیز، فیلم اکران عمومی می‌شود و در ونکور هم شاهد اکران فیلم خواهیم بود و در اروپا نیز در شهرهای کلن‌، فرانکفورت، مونیخ‌ و برلین‌، لندن، آمستردام هلند و پراگ چک، «کلاه قرمزی و بچه‌ننه» به روی پرده خواهد رفت.

سرتیپی همچنین از مذاکره جهت اکران این فیلم در دبی،‌ مالزی و استرالیا خبر داد.

وی اکران این فیلم را بعد از «جدایی نادر از سیمین» گسترده‌ترین اکران فیلم ایرانی در خارج از کشور دانست و در عین حال گفت: البته با این تفاوت که یک کمپانی بین‌المللی پشت آن فیلم بود.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

نمره ی بالای کلاه قرمزی و بچه ننه در ماهنامه 24

منتقدان ماهنامه 24 که کمتر به فیلمی نمره ای بالا می دهند به فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه سه ستاره از پنج ستاره داده اند که نمره ای بسیار بالا محسوب می شود.

همچنین "پسرخاله"  با پنج ستاره کامل به عنوان بهترین بازیگر ماه انتخاب شده(!) و یادداشتی با عنوان "دوره ات نگذشته لوطی" درباره ی او منتشر شده است.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

طهماسب و جبلی در ماهنامه فیلم: مخاطب ما نه فقط کودک، بلکه کودکی آدم هاست

سینما پرس ـ گروه هفت هنر/ گفت و گوی دوم با ایرج طهماسب و حمید جبلی، نوری بیگله جیلان سینما گری از شرق، دو نگاه غربی به سرزمین هند، گزارشی از جشنواره های کارلووی و زرد آلوی طلایی ایروان و فیلم هایی که رنگ پرده را ندیده اند ازنگاهی دیگراز جمله ی مهمترین عناوین شماره جدید ماهنامه سینمایی فیلم را تشکیل می دهد.


به گزارش خبرنگار سینما پرس، فیلم های تازه، حل اختلاف حوزه هنری و وزارت ارشاد، اولین جشنواره افق نو، دوازدهمین جشنواره فیلم مقاومت، شبکه خانگی هم چنان خبرساز، نگاهی به روند تولیدات فاخر سینمای ایران، زمانی برای دوست داشتن درشبکه خانگی، نخستین سایت اختصاصی دوبله، سی سال فیلم های اکران نشده سینمای ایران، ایستگاه مهر وگپ عنوان مطالبی است که در بخش «رویدادها» در این شماره از ماهنامه سینمایی «فیلم» آورده شده است.

در بخش «شبکه خانگی همچنان خبر ساز است» به روند اکران، توقیف تا رسیدن فیلم گشت ارشاد به شبکه خانگی پرداخته شده است،همچنین نخستین مجله تصویری، بد قولی ها همچنان ادامه دارد...، دیدگاه، ختم به خیر(زمانی برای دوست داشتن پس از شش سال در شبکه خانگی) از دیگر عناوین این بخش محسوب می شود، همچنین در مطلبی تحت عنوان «نگاهی به تولیدات فاخر سینمای ایران» پرونده فیلم هایی چون «محمد(ص)» و فیلمنامه «کوروش» بررسی و دیدگاه های جواد شمقدری، محسن علی اکبری ومهدی صباغ زاده در رابطه با این موضوع آورده شده است.

«غیر قابل نمایش» به بررسی سی سال فیلم های اکران نشده سینمای ایران و معرفی مدیران سینمایی وتأثیر سیاست های آنها بر سینمای ایران پرداخته است، همچنین در «ایستگاه مهر» خبرهایی در مورد آخرین فعالیت های هنرمندانی چون ویشکا آسایش، علیرضا خمسه، طناز طباطبایی، مسعود کرامتی، ترانه علیدوستی، محمد رضا فروتن، فرشاد محمدی و منوچهر هادی آمده است.




ژله صامتی و سیما تیرانداز مهمانان بخش «گپ» در این ماهنامه هستند، ژاله صامتی در بخشی از این گفت و گو در مورد نقش فرخ در فیلم ضد گلوله می گوید: «فرخ کوتاه هست اما شناسنامه دارد. رابطه اش با همسرش تعریف شده و همه چیزش مشخص است. برایم ای مهم بود»، سیما تیر انداز نیز در بخشی از سخنان خود در مورد این که چرا هیچ گاه به سوی خبرسازی نرفته است، گفت:« دوست ندارم زیاد توی چشم باشم و مصاحبه کنم. ترجیح می دهم انتخاب کنم. اما حتی مصاحبه با نشریه های تخصصی هم دلیل می خواهد. بخش مهمی از بازیگری برای من درونی است و در خلوت شکل می گیرد...»

حال و آینده سه گانه هابیت وسینمای سه بعدی، انتقام جویان 2، شکسپیرو گپی با جاس ودون، پروژه های آینده اسکورسیزی و سرنوشت تازه قمار باز، پنجاهمین جشنواره نیویورک، نمایشگاه کوبریک در لس آنجلس، خبرهای کوتاه عنوان مطالب نمای دور، دزدان دریایی! دارو دسته ناجورها، نوستالژی نور، حس کامل، بچه ها و دنیای غرب عنوان مطالب نمای متوسط دربخش سینمای جهان هستند، همچنین در بخش فیلم های روزفیلم های مارتا مارسی می مارلن، مریگلد بهترین هتل عجیب و غریب، شهر انتظارمعرفی شده و درگذشتگان این شماره نیز به زندگی وآثار تونی اسکات کارگردان و تهیه کننده انگلسیس پرداخته است.

تماشاگر، از انارسرخ تا زردآلوی طلایی، رفتن و همیشه رفتن، بازخوانی دیگر مطالب این شماره از ماهنامه را تشکیل می دهند، در بخش نقد فیلم ، فیلم های بغض و ضد گلوله بررسی شده اند، در یکی از مقاله های این بخش با عنوان «نفس عمیق» آمده است:

چرا بغض غافل گیر کننده است؟ نخست اینکه فیلم ساز با جا طلبی به سراغ دستمایه و فضایی رفته که پیش از این کم تر تجربه شده اند و در زمانه دلزدگی تماشاگران به خصوص مخاطبان جوان تر از قصه های زن و شوهری مشابه و فضاهای آپارتمانی محدود، تازه و متفاوت جلوه می کند و همین انتخاب سوژه، داشتن حرفی برای زدن و مخاطب سنجی هوشمندانه یعنی فیلمساز قدم اول را برای موفقیت به درستی برداشته است...

گفت و گوی دوم این ماهنامه با ایرج طهماسب و حمید جبلی با تیتر «مخاطب ما نه فقط کودک، بلکه کودکی آدم هاست» آغاز شده است، در بخشی از این گفت و گو می خوانیم:

- تفاوت سلیقه های حرفه ای شما دو نفر کاملا محسوس و بسیار جالب است. در نگاهتان به سینما و تعریفتان از آن و کارکردش...

- طهماسب: من و آقای جبلی به لحاظ عاطفی، نگاهمان به زندگی و آدم ها بسیار نزدیک است ولی به لحاظ سلیقه های حرفه ای اینطور نیست.

- جبلی: مسأله این است که این شغل ماست. من نمی توانم مثلا از آقای طهماسب بخواهم که فلان بخش از فیلم کلاه قرمزی را مثل پسر مریم کار کند. در عین حال ما به هم کمک می کنیم. آقای طهماسب وقتی من پسر مریم رامی سازم به من کمک می کند تا ضمن حفظ استقلال نگاهم کار را بهتر پیش ببرم. من هم به آقای طهماسب وقتی دارد کلاه قرمزی را کارگردانی می کند چنین کمکی می کنم، در عین احترام گذاشتن به نگاه و سلیقه کارگردانی ایشان...

گفتنی است شماره 448 ماهنامه سینمایی فیلم در 116 صفحه و قیمت 2500 در اختیار علاقه مندان قرار گرفت.

 

 

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٥:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

سعید قطبی زاده کلاه قرمزی و بچه ننه را برای اسکار پیشنهاد داد

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله: سعید قطبی زاده منتقد مشهور سینما که اجرای برنامه ی تلوزیونی شب های مستند را بر عهده دارد فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه به کارگردانی ایرج طهماسب را برای نمایندگی ایران در اسکار پیشنهاد داد.

http://www.shortfilmnews.com/images/pics/ghotbizadeh_-1079795320.jpg

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۳

نقد کلاه قرمزی و بچه ننه: یک کمدی فوق العاده

کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله: "کلاه قرمزی و بچه ننه" یک فیلم کاملا مفرح است، بیننده را خسته نمی کند و بسیار او را می خنداند. شاید بزرگترین مزیت "کلاه قرمزی و بچه ننه" همین طنز قوی آن باشد. می توان گفت که در هر دقیقه ی فیلم نکاتی طنز گنجانده شده که موجب می شود بیننده لذت ببرد و به دیدن ادامه ی فیلم تشویق شود.

فیلم همانند قسمت های قبلی موزیکال است، اینبار به جای سه آواز پنج آواز دارد که یکی دوتایشان خوب از آب درآمده اند. اما یکی از مشکلات فیلم همین آواز هایش است، با این که موسیقی محمدرضا علیقلی بهتر از همیشه است اما اشعار قوت قبل را ندارند و نمی توانند مانند "آقای راننده" و... ماندگار شوند. با این حال موسیقی علیقلی به ترسیم یک فضای نوستالژیک کمک می کند. برای مثال می توان به موسیقی تیتراژ ابتدایی فیلم اشاره کرد که متشکل است از موسیقی های خاطره انگیز قبلی که اینبار با ریتمی تند اجرا شده اند و شور و حال خاصی را در طرفداران کلاه قرمزی ایجاد می کنند. همچنین می توان به بازخوانی بخشی از آواز "سلام الاغ عزیز" و پخش بی کلام "نترس بچه جون" در دادگاه اشاره کرد که بیننده را به حال و هوای "کلاه قرمزی و پسرخاله" می برد.

بزرگترین نقص کلاه قرمزی و بچه ننه کادر های بسته است که متاسفانه ضربه ی بدی به فیلم وارد کرده و این امر از فیلمبردار باتجربه ای چون ابراهیم غفوری و البته ایرج طهماسب بعید است که شاید دلیل آن دور شدن طهماسب از سینما در سال های اخیر باشد.

عروسک گردانی در کلاه قرمزی و بچه ننه بسیار قوی تر از سری های قبلی است، دنیا فنی زاده که از همان ابتدا عروسک گردانی کلاه قرمزی را بر عهده داشته اینبار حاصل تجربیات خود را به نمایش گذاشته و بر خلاف قسمت های قبلی نماهای تمام قد زیادی از کلاه قرمزی در فیلم وجود دارد.

اکثر بازیگران فیلم دستپرورده های ایرج طهماسب هستند، خسرو احمدی و عیسی یوسفی پور که در دهه ی شصت در برنامه ی"النگ و دولنگ" به کارگردانی طهماسب دیده شدند پس از سال ها مقابل هم قرار گرفته اند و اتفاقا بازی عیسی یوسفی پور (در نقش اکبری) از بازی های خوب فیلم است. هرچند ببعی و فامیل دور در فیلم حضور ندارند اما صداپیشه هایشان یعنی مجمد بحرانی و بهادر مالکی در فیلم بازی کرده اند و صحنه ی ورود آن ها از بخش های جذاب فیلم است. بخش های رویارویی بهادر مالکی (در نقش زندانی) با عروسک ها بسیار بامزه شده است. عروسک گردانان ببعی و فامیل دور نیز حضوری کوتاه در فیلم دارند. بازیگر نقش دادستان مهدی باطبی است که اولین بار در نقش معلم کلاه قرمزی مقابل دوربین قرار گرفت. او و ایرج طهماسب تنها کسانی هستند که در هر سه قسمت کلاه قرمزی نقش آفرینی کرده اند.

اما "کلاه قرمزی و بچه ننه" یک بازی درخشان دارد. حمید جبلی بعد از چند سال استثنائا مقابل دوربین قرار گرفته و با حضور شیرینش سکانس دادگاه را بامزه می کند. جبلی نقش قاضی دلرحمی را بازی می کند که حرکات و رفتار عجیب و غریبی دارد.

در "کلاه قرمزی و بچه ننه" با دو شخصیت جدید و بامزه آشنا می شویم که به جای هر دوی آن ها بنفشه صمدی سخن می گوید، اولی بچه ننه و دومی گل قرمزی که سکانس ورود دومی یکی از جذاب ترین سکانس های فیلم است.

پسرخاله هم مانند همیشه حضور دارد و رفتارش هم فرقی با گذشته نکرده، کاری و بامرام. البته این بار بعدی جدید از شخصیتش یعنی غیرتی بودن را نیز رو می کند! حضورش در دادگاه بسیار دیدنی از آب درآمده و بیننده را به حال و هوای "کلاه قرمزی و پسرخاله" می برد.

پسرعمه زا اینبار شیرین تر ظاهر شده، خنده های بامزه و شیطنت آمیزش بیشتر به دل می نشیند. سکانس بی خوابی اش در پادگان از خنده دار ترین سکانس های فیلم است.

اما نکته ی خوشحال کننده برای طرفداران کلاه قرمزی این است که برخلاف سریال های نوروزی این بار خود خود کلاه قرمزی نقش اصلی است نه فامیل دور و یا پسرعمه زا. ما در طول فیلم با کاراکتر کلاه قرمزی همراه می شویم. هرچند کلاه قرمزی هنوز هم در اول دبستان تحصیل می کند (!) اما رشد فکری او کاملا به چشم می خورد، دیگر کلاه قرمزی نیست که شیطنت می کند و باعث انفجار خانه می شود و لازم نیست که آقای مجری و پسرخاله مراقب او باشند، بلکه خود او بچه داری می کند و قصد ازدواج دارد!

شاید "کلاه قرمزی و بچه ننه" به خوبی دو قسمت قبلی نباشد، اما به طور کلی میتوان این فیلم را را یک کمدی فوق العاده دانست که علاوه بر بزرگسالان کودکان را نیز جذب می کند. من در این دو بار که به تماشای فیلم رفتم چیزی به جز خنده و شادی از کودکان داخل سالن ندیدم و به طور کلی مردم داخل سینما با فیلم همراه شدند، خندیدند، کف و سوت زدند و لذت بردند، آخر سر هم راضی و خندان در حالی سینما را ترک کردند که سکانس ها و دیالوگ های بامزه ی فیلم را به هم یادآوری می کردند.

 

حال اگر کسانی که من را می شناسند می خواهند نقد من را متعصبانه قلمداد کنند، از آن ها می پرسم: آیا آن دو نفر از همراهان من که از کلاه قرمزی خوششان نمی آمد و تاکنون محصولی از کلاه قرمزی ندیده بودند اما از فیلم بسیار لذت بردند و کلی هم خندیدند، به کلاه قرمزی تعصب داشتند؟!

 نویسنده: علیرضا آقاابراهیمی

 

 

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢

نقدی بر فیلمنامه کلاه قرمزی و بچه ننه

کلاه قرمزی، بچه ننه، پسر عمه زا، پسر خاله

جذابیت غیر قابل انکار مجموعه ایرج طهماسب،حمید جبلی و عروسک های دوست داشتنی آنقدر چشمگیر است که کمتر در مورد نقاط ضعف فیلم های این دو نوشته می شود گرچه نقد این نقاط ضعف بی شک می تواند به کیفیت سینمای ایران کمک کند.

در حدود بیست سال پیش کلاه قرمزی از یک برنامه تلویزیونی به سینما قدم گذاشت. او در سالهایی که سینمای کودک ایران عمیق ترین رکود خود را می گذراند همچنان محبوب ماند. زمانی "مدرسه موش ها" دیگر تعطیل شده بود، از "پاتال و آرزو های کوچک" خبری نبود، "گلنار" دیگر بچه مدرسه ای ها را به سینما نمی برد، کلاه قرمزی و پسر خاله، بزرگ و کوچک را یکجا به سینما کشاندند. بی شک خبر کسب رکورد پر فروش ترین فیلم سینمای ایران حرکتی بسیار خوب است برای صنعت سینمای کودک. صنعتی که یکی از پول ساز ترین حرفه ها در جهان است و یکی از مظلوم ترین ها در ایران.

سوال اساسی که اینجا مطرح است آن است که راز جذابیت فیلم های کلاه قرمزی چیست؟ شخصیت پردازی خوب؟ ، فیلمنامه ای قوی یا سابقه ذهنی خوب مخاطبان از مجموعه های طنز این شخصیت ها؟ برای پاسخ به این پرسش بد نیست نگاهی به فیلمنامه کلاه "قرمزی و بچه ننه" بیندازیم.

آقای مجری و دوستانش مجبورند گوشه خیابان بخوابند چون "پسر عمه زا" از گاز استفاده غلط کرده و خانه و زندگی آقای مجری و کلاه قرمزی و پسر خاله را نابود کرده. آغاز خوبی است! غیر مترقبه و متفاوت. کل فیلمنامه بر اساس همین ایده اولیه استوار شده. اما هرچه در داستان پیش می رویم با مشکلات پیچیده ای مواجه می شویم که شیرینی ایده اولیه را می زداید. بیشترین چیزی که بیننده را آزار می دهد پراکنده بودن داستان است به طوری که احساس می شود داستان بیشتر در خدمت سفارش های حامیان مالی فیلم یا همان اسپانسر ها بوده تا مخاطب. همان ایده اولیه نیز بر اساس سفارش اداره گاز نوشته شده است. اگر به همین یک اسپانسر اکتفا می شد احتمالا نتیجه بهتری به دست می آمد. اما چسباندن داستان به بانک کشاورزی کاملا وصله ناجور به نظر می رسد. کل سکانسی که دفترچه بانکی کلاه قرمزی پیدا می شود و در بانک کشاورزی برای کودکان کلاس آموزشی گذاشته می شود هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی کرد و اگر تنها طنز سطحی "بوی بد بچه" در این سکانس نبود هیچ حرف دیگری برای گفتن نداشت.

پیدا شدن بچه ننه که در ظاهر قرار است بدنه اصلی داستان را تشکیل دهد و نام فیلم از آن گرفته شده در واقع به صورت داستانی فرعی روایت می شود که بر ماجرای انفجار گاز سوار یا به عبارت دیگر به آن تحمیل شده است تا بار داستانی فیلم را افزایش دهد. نشانه های تحمیل شدن این ماجرا آن است که با ورود بچه ننه نویسنده ناچار شده شخصیت کلاه قرمزی را دستخوش تضاد های بی سابقه ای بکند. تا آنجا که می دانیم کلاه قرمزی همیشه کودک بوده و در همین فیلم هم هنوز مدرسه می رود.اما تحمیل یک داستان فرعی نویسنده را ناچار کرده که او را به خواستگاری و سپس به سربازی بفرستد! گرچه در انیمیشن و فیلم های فانتزی منطق دچار اعوجاج می شود، اما اینجا هیچ دلیلی برای این منطق شکنی خاص دیده نمی شود جز تنگ شدن عرصه بر نویسنده ای که ناچار است چندین سوژه را در هم بتند.

پایان داستان یکی از ضعیف ترین بخش های آن است که گسستگی موضوعات را به روشنی می توان در آن مشاهده کرد. بر اساس قائده انتظار داریم دادگاه پر هیجان پسر "عمه زا" و نتیجه آن گره گشایی اصلی فیلم باشد و سخنرانی پر حرارت و احساس بر انگیز "پسر خاله"  نقطه اوج فیلم و بخشودگی پسر "عمه زا" از طرف شاکیان پایان خوش داستان. اما یکباره هم بیننده، هم قاضی دادگاه (و احتمالا هم نویسنده) یادشان می آید که موضوع مهم دیگری حل نشده باقی مانده. مادر "بچه ننه" کیست و نتیجه شکایت او از کلاه قرمزی چه خواهد شد؟ حالا همه چیز دوباره آغاز می شود و یک گره گشایی دیگر پیش می آید که تنها کمک آن به فیلمنامه چسباندن دو خط داستانی موازی به یکدیگر است. این دوگانگی در گره گشایی و نقطه اوج با دو اصل مهم از فیلمسازی در تناقض است. نخست آنکه در فیلم فقط یک نقطه اوج اصلی باید وجود داشته باشد تا تمرکز داستان و جذابیت آن را بر هم نزند. در حالی که در این فیلم هر دو نقطه اوج یعنی نتیجه شکایت همسایه ها و نتیجه شکایت مادر بچه ننه، هم وزن هستند و با یک درجه اهمیت. دوم آنکه در فیلم هایی که دو یا چند خط داستانی را روایت می کنند باید همه خطوط در یک نقطه به هم برسند. اما در این فیلم این دو خط داستانی فقط در یک مکان به نام دادگاه به هم می رسند و نه در یک نقطه اوج دراماتیک. مثلا دادگاه می توانست به بخشش پسر "عمه زا" منجر شود بی آنکه مادر پیدا شود یا بر عکس. پس این دو خط عملا به یکدیگر بی ربط بودند که این امر سرگشتگی عمده ای را در فیلمنامه سبب شده است.

پس احتمالا رکورد فروش این فیلم مدیون سابقه ذهنی مخاطبان است نه کشش فیلمنامه آن.اما از حق نمی شود گذشت که سازندگان کلاه قرمزی سلیقه مخاطب ایرانی را به خوبی شناخته اند و به سادگی توانسته اند آنها را به خنده وا دارند.

شهریور91- مازیار محمدی نژاد

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢

جیگر روی جلد همشهری جوان

سال هشتم، شماره ۳۷۵/ شنبه ۱۸ شهریور ۹۱/ ۸۸صفحه/ ۸۰۰ تومان

شماره ۳۷۵ منتشر شد

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢

گفت و گوی همشهری جوان با حبیب رضایی درباره ی کلاه قرمزی و بچه ننه

در پشت صحنه خلق این کاراکترهای موفق و دوست داشتنی چه اتفاقی می‌افتد؟‌با حبیب رضایی همکار سال‌های اخیر طهماسب و جبلی در‌این باره حرف زده‌ایم


سختی مصاحبه با یک بازیگر حرفه‌ای را -که به تبع شغلش، ثبت و ضبط کردن رفتار و گفتار آدم‌ها عادت همیشگی‌اش شده- حین گفت‌وگو با حبیب رضایی خوب حس کردیم. وقتی از تعبیری که برای توصیف یک موقعیت به کار بردیم، ناگهان توی دلمان پشیمان شدیم‌ و او فوری از تغییر جزئی حالت چهره‌مان اصل مطلب را گرفت و شوخی‌ای کرد و شاید اصلا همان بود که یخ گفت‌وگو را شکست! رضایی علاقه، ارادت و احترام ویژه‌ای برای ایرج طهماسب و حمید جبلی قائل است که آن را در جای‌جای این مصاحبه می‌بینید. او جدای از رفاقت قدیمی با این دو دوست صمیمی، از سه سال پیش همکاری‌اش را با عنوان مشاور هنری (در تلویزیون) و مشاور فیلمنامه (در سینما) با آنها آغاز کرده. صحبت‌مان با رضایی را با یک مقدمه طولانی آغاز کردیم؛ اینکه طهماسب و جبلی در این چند دهه فعالیت، خیلی راحت تن به گفت‌و‌گو نداده‌اند. از آن طرف ویژگی‌های کاری مثبت و نادری دارند که شخصیت‌شان را به یک جعبه سیاه تبدیل می‌کند؛ از رابطه کاری عمیق چندین ساله‌شان بگیر تا اینکه هر سال مدام به گروه‌شان اضافه کرده‌اند. حتی شیوه آموزش و تمرین کمیابی هم دارند. اعضای جوان‌تر تا یک‌جایی نظر می‌دهند، اما از یک جا به بعد (با یک احترام شاید آمیخته به ترس) انگار حق اظهارنظر ندارند. یعنی رفاقت و اجازه بروز استعداد جوان‌ها را با حفظ کاریزمایشان ترکیب کرده‌اند.


 

اینجا با شما نشسته‌ایم تا کمی درمورد جعبه سیاه این دو نفر حرف بزنیم؛ گریزشان از مصاحبه، کاریزمای کاری‌شان، رفاقت طولانی‌شان و گروهی که به جای کم شدن،‌هی به اعضایش اضافه می‌شود.


(به شوخی)‌ شاید یکی از راه‌های موفقیت‌شان همین دوری از رسانه‌ها بوده. اما گذشته از شوخی، همین‌که خیلی خودشان را در معرض دید قرار نمی‌دهند انگار بیمه‌شان کرده. چون معتقدند کارشان باید نشان‌دهنده خلاقیت‌شان باشد،نه مصاحبه هایشان. گذشته از این، به نظر من چیزی به اسم «ترس» وجود ندارد، ‌چیزی به نام «نظم» وجود دارد. از لحن‌تان به نظر می‌آید که فکر می‌کنید این دو نفر دیکتاتوری دارند. اما باید پرسید در جاهای دیگر چطوربوده که خلاقیت  اعضای جدید گروه،که همگی در برنامه‌های مختلف تجربه کار داشته اند، نتوانسته بروز پیدا کند. شما هرگز ضمن کار، از این دو نفر صدای بلند نمی‌شنوید، هرگز؛ یا گره خوردن ابرو نمی‌بینید. اگر بچه‌ها یا هر کس دیگری از گروه یک‌جایی اظهارنظر نمی‌کنند و پیشنهادی نمی‌دهند، واقعا چیز جدیدی برای اضافه کردن ندارند. مثل این‌که شما بلدِ راهی داری که می‌گوید بپیچ راست، شما دیگر نمی‌گویی دلم می‌خواهد بپیچم چپ! بحث ترس نیست، بحث هوشمندی است. این گروه آدم‌هایی را انتخاب می‌کنند که به ساختار و منش‌شان نزدیک است، و البته آدم‌های باهوش. این‌طوری استعدادهایی مثل آقای بحرانی و مالکی فرصت بروز پیدا می‌کنند. وقتی شما وارد این گروه می‌شوید بدون فشار و ترس قبول می‌کنید این‌ها استاد این کار هستند. شرط عقل است که با استاد،مداوم وارد بحث نشوید. فقط بالاترین سطح توانایی‌تان را نشان دهید تا استاد چیزی که به کار می‌آید را بردارد. 


همکاری خود شما با این گروه چطور شروع شد؟ چی شد که سراغ شما آمدند؟


من رفاقت طولانی با این دوستان داشتم، با آقای جبلی. حتی قرار بود در فیلم «خواب سفید» همکاری کنیم که نشد. مسلما این من بودم که مترصد همکاری خیلی نزدیک بودم. تا اینکه سال ۸۸ که می‌خواستند بعد از ۱۶ سال دوباره کار کنند، گفتند نیاز داریم یک نفر دیگر با ما همراهی کند. به گفته خود ایشان،کسی که مارا هل بدهد. لطف کردند و من رادعوت به کار کردند و خیلی زودتراز آنچه خودمان تصورمی کردیم، از لحاظ نگاه و سبک کار و شوخی ها به هم نزدیک شدیم. ضمن صحبت‌های اولیه، دیدیم به قول آقای طهماسب، عروسک در فضای بیرون خطرناک است؛ اختلاف ابعاد مانع باور‌پذیری‌اش می‌شود. پس به ناچار بازهم باید کار را در استودیو انجام دهیم. بعد تصمیم گرفتیم در محتوا تغییر ایجاد کنیم: مهمان‌هایی را دعوت کردیم تا عروسک‌ها کنار این مهمان‌ها باشند. هماهنگی این مهمان‌ها کار سختی بود، با این حال همه با رضایت خاطر آمدند. حتی آقای حاتمی‌کیا می‌گفت بچه‌هایم به من اصرار کردند که برو! به خاطر خاطرات مشترک‌شان با کلاه‌قرمزی.


این هم از اتفاقات نادر تلویزیون است...


بله. ما همه آیتم‌ها را یک ماه قبل اتود زده بودیم. یعنی مهمان‌ها یک‌بار آمده بودند و به قول آقای طهماسب خیالشان راحت می‌شد که قرار نیست از اعتبارشان خرج کنیم؛ برعکس چیزی به اعتبار آنها در ذهن بیننده اضافه می‌کنیم. ضمن اینکه گرچه به ظاهر هیچ فیلمنامه‌ای وجود نداشت، اما همه می‌دانستند چه اتفاقی قرار است بیفتد. همه آیتم‌ها در تمرین ضبط می‌شد و بعد اصلاح می‌شد. به طور خلاصه ما سه نفر(آقای طهماسب، آقای جبلی و من) مرتب با هم راجع به اینکه چه محورهایی به طور کلی باید مورد توجه قرار بگیرد و اینکه هر روز و در هر آیتم مجزا، چطور به آن موضوع پرداخته شود و از کدام بخش از تمرین‌ها برای هر آیتم استفاده شود، صحبت می‌کردیم و در آخر من، نتیجه بحث‌ها را در یک جدول  به تفکیک روز می‌نوشتم و به آقای طهماسب تحویل می‌دادم. ایشان به جزئیات هر آیتم اضافه می‌کردند و ما با این جنس از متن  سر صحنه می‌رفتیم. این اتفاق عینا در عید امسال هم تکرار شد.


ظاهرا در معرفی و انتخاب افرادی مثل محمدرضا هدایتی هم نقش داشتید...


بله، هدایتی را  من پیشنهاد دادم. در آن زمان هنوز نه عروسک داشتیم نه صدایی وجود داشت. یکی از مثال‌هایی که می‌گویم چیزی که از نظر ما قاعده ندارد اما از نظر خود آقای طهماسب و جبلی قاعده دارد، همین انتخاب صدای عروسک‌هاست که در هرمورد، به شکل خاص آن عروسک انتخاب می‌شود.مثلا در مورد پسرعمه‌زا ما با عروسک پدربزرگ سروناز از آدم‌ها تست صدا می‌گرفتیم. یعنی اول صدا انتخاب شد، بعد خانم محبوب آمدند و عروسک ساخته شد. این مراحل در مورد مثلا آقای همساده برعکس بود.یعنی اول عروسک ساخته شد، بعد با تست برایش صدا و شخصیت پیدا شد. نکته مهم در صدای عروسک، این نیست که چقدر با‌نمک است؛ باید مسیر فکری عروسک توسط صدا کشف شود، و این جادوی آقای طهماسب و آقای جبلی است. 


برای خودشان این مسیر مشخصی است؟


مسیر مشخص نیست،‌ اما هدف مشخص است. مثلا می‌دانند پسر‌عمه‌زا قرار است بشود کلاه‌ قرمزی‌ای که سال ۷۲ نامفهوم حرف می‌زد، اما بدوی‌تر که این بدویت برای خودش قصه‌هایی می‌آورد. امیر سلطان‌احمدی (عروسک‌گردان پسر‌عمه‌زا) معرف یک‌سری از این دوستان جوان بود که همگی در پروسه تمرین‌ها و برنامه‌های دوساله کلی رشد کردند. تمام این‌ حرکات‌ و جزئیات توی‌ تمرین‌ها با نگاه بسیار حرفه‌ای طهماسب و جبلی سره و ناسره می‌شود. مثلا این هم ‌که پسرعمه مدام خودش را بخاراند پیشنهاد امیر بود که به سرعت تثبیت شد. یا تکیه‌کلام‌ها بعد از اینکه چندین و  چند پیشنهاد داده می‌شد (از طرف آقای طهماسب و جبلی و تا حدود کمتر با پیشنهاد من) از میان آنها چند کلام انتخاب و تثبیت می‌شد.


این‌طور بوده که خلق شخصیتی را ‌از اساس یکی از خود گروه بهشان پیشنهاد بدهد و رویش کار کنید؟


تا جایی که می‌دانم نه. همه شخصیت‌ها را خودشان پیشنهاد دادند و خلق کردند. ما پیشنهادهای اضافه‌تری می‌توانستیم بهشان بدهیم که مثلا فلان حرکت یا فلان صدا باشد یا نباشد. این پروسه در تمرین‌های ۷-۸ ساعته درمی‌آمد. عروسک‌ها مثل شخصیت‌های زنده در ذهن مخاطب رشد می‌کنند. خود فامیل دور از پارسال تا امسال فرق کرده و امسال بلوغ جذاب‌تری داشت. بهادر مالکی در طول سال به فامیل دور فکر می‌کند،‌ ذهنش هم خلاق است و اتود می‌زند. بعد در تمرین‌ها همه اینها را بیان می‌کند. اینجا این خلاقیت‌ها هدایت می‌شود و آقای طهماسب و جبلی می‌گویند این را نگو، ‌این خوب است و... زمان‌بندی آیتم‌ها که کدام اول باشد و کدام دوم، یا زمان هر آیتم چقدر باشد همه‌اش در نهایت با  اظهارنظر امثال من، اما با تایید نهایی  آقای طهماسب است که به ضبط و ثبت می رسد. اینها همان بلد ِ راهی ایشان است که هیچ‌کس دیگر تسلطش را ندارد تا مثلا بگوید این آیتم را طولانی‌تر کنیم. اصلا نمی‌شود این بحث را انجام داد.


فرآیند کارگردانی چطور است؟ سرصحنه دو نفره اتفاق می‌افتد؟


حرف نهایی و آخر را معمولا آقای طهماسب می‌زنند اما همیشه گپ‌های کوتاهی لابه‌لای کار می‌شود و هم‌نظر می‌شوند. صحبت‌های اصلی هم که قبلا انجام شده. به نظر من این روزها دیگر آقای طهماسب و جبلی یک ایده‌آل را دنبال می‌کنند، بدون اینکه بخواهند خیلی با هم حرف بزنند.


غیر از خلق شخصیت‌ها، بحث ایجاد موقعیت‌ها هم در مجموعه هست. این کار چگونه انجام می‌شود؟


برای تئاتری‌ها کار روتینی است. شما اتود می‌زنید. تمرین‌ها فقط برای خلق شخصیت‌ها نیست، برایشان موقعیت‌های جذابی هم پیدا می‌کنیم. موقع تمرین فی‌البداهه به یک موقعیت می‌رسید که می‌شود با در نظر گرفتن موضوع اصلی تعدیل یا تشدید و درنهایت به یک آیتم خوب تبدیل شود. مثلا یک سکه بگذاریم وسط ببینیم برایش چکار می‌توان کرد. اینها برای شخصیت‌هایی تعریف شده ، درست اتفاق می‌افتد و خودش باعث ایجاد یک قصه و موقعیت می‌شود. بعد من یا خودشان جایی ثبت می‌کنیم و یادمان می‌ماند. مثلا می‌نویسیم آن مجموعه شعرهایی که خواندند بانمک بود. همان موقع شکل گرفتن و ورز دادن شخصیت‌ها و ساخته شدن قصه، معلوم می‌شود که در یک موقعیت چند عروسک حضور داشته باشند. مثلا مقدار زیادی تمرین می‌کردیم تا پیدا کنیم عروسک‌ها چه‌جوری ممکن است بخوابند. اما هیچ وقت در هیچ آیتمی این را به صورت مشخص و مارک‌دار  ندیدیم. اینها چیزی نیست جز تجربه‌های فوق‌العاده‌ای که این آدم‌ها از سر گذرانده‌اند. درک و ثبت درست این تجربه‌هاست و شناخت از چیزهایی که ساخته‌اند. چون هیچ‌وقت در این باره بزرگ‌نمایی نمی‌کنند، ممکن است آدم فکر کند همین‌جوری به وجود آمده، ولی همه اینها یک پروسه شده. ارنج اینها، اینکه مثل یک رهبر ارکستر بگویید کدام عروسک در کدام آیتم باشد و کدام یکی نباشد، چطور بنشینند یا حرف بزنند و کلا مدیریت حسی این موقعیت‌ها کار خیلی سختی است. به نظرم امروز و در این مقطع،در کل ایران بهتر از آقای طهماسب وآقای جبلی نداریم.


کلاه ‌قرمزی امروز به عنوان یک کاراکتر بسیار محبوب مطرح است. شاید اگر در گروه دیگری این اتفاق می‌افتاد، این‌قدر تکرارش می‌کردند تا شیره‌اش کشیده شود. اما باز هم این دو نفر سر این مساله، اندازه را رعایت کرده‌اند...


این همان کلید و رمز موفقیت این دو نفر است.  آقایان جبلی و طهماسب در حالی که آدم‌های فوق‌العاده‌ای هستند و در تاریخ نمایش ایران و حتی جهان نمونه ندارند (چون با این امکانات دارند این کار را انجام می‌دهند)، اما این‌قدر آدم‌های واقع‌بینی هستند که دچار هیچ باور فوق‌العاده‌ای درباره توانایی‌های خودشان نمی‌شوند.. کارشان مثل راننده‌ ماشین‌های فرمول یک می‌ماند. راننده‌ای که دیگر این‌قدر به ماشین و رانندگی مسلط است که درگیر مسائل عادی نمی‌شود. حالا با مهارتش می‌تواند یک چرخ رانندگی کند یا هر اتودی که می‌خواهد بزند. کاش مسوولین نگذارند این میزان خلاقیت در پروسه‌های اداری تلف شود و کاش این همه مهارت را باور و درک کنند. این دو نفر برای هر بخش زحمت می‌کشند و در پروسه زمان‌بندی فشرده قرار می‌گیرند. در نوروز ۹۱، ما دو روز از پخش عقب‌تر بودیم. این فاجعه است برای چنین برنامه خلاقه‌ای. با روزی ۱۲ ساعت کار ذهن‌ها چقدر می‌تواند خلاق باشد؟ انگار جلوی خلاقیت هفت‌تیر کشیده‌ای. تازه این گروه از سر فیلمی می‌آمدند. در شکل عادی‌اش باید دو ماه کامل استراحت می‌کردند، اما بلافاصله مجبور شدند به کار برنامه عید بپردازند.


راستی موقع شروع مجدد کلاه قرمزی، این نگرانی یا سوال برایشان وجود نداشت که آیا باز موفق می‌شود؟


حتما این اضطراب وجود داشت. آقای انتظامی می‌فرمایند اگر روزی جمله‌ای را خواستی بگویی و دیدی اضطراب نداری، بدان بدترین عکس العمل  ممکن را شاهد خواهی بود. شاید دعوت از مجموعه‌ای از نیروهای جدید دقیقا به همین دلیل بود؛ نمی‌خواهند دوباره همان کارها را تکرار کنند. خود آقای طهماسب می‌گویند اگر ما دوربین را بگذاریم و از تمرین‌هایمان فیلم بگیریم، بهترین آیتم می‌شود. کاملا هم درست است اما این دو نفر به این قانع نیستند. چون دستشان پر است. در تمام این سال‌ها که ما فکر می‌کردیم کار نمی‌کنند، داشتند کار می‌کردند. آقای طهماسب چند‌تا دفترچه دارند که  از همه چیز یادداشت برمی‌دارند. آقای جبلی هم بسیار آدم دقیقی است و بسیار نگاه موشکافانه‌ای دارد. این دو نفر دنبال این هستند که کار در حدی که دوست دارند انجام شود و تا حد امکان به فرم‌های جدید برسند.برای فیلم واقعا بیشتر از یک ماه برای پیدا کردن جلوه‌های ویژه قابل باور تست زدندو نمونه دیدند که در انتها هیچ‌کدام برای نتیجه کار تضمین کافی را ندادند. یا مثلا آقای طهماسب در آیتم های عید، به حرکت عروسک‌ها پرسپکتیو داده‌اند. اینکه دو تا عروسک جلو حرکت‌کنند و دو تای دیگر آن پشت. تازه ایده‌آل‌شان این بود که به تصویر عمق هم بدهند که هنوز به آن نرسیده‌اند.


این ویژگی‌هایی که می‌گویید خیلی جذاب است. انگار هنوز اشباع نشده‌اند. 

 

من هنوز معتقدم این آدم‌ها می‌توانند برای ده سال و ده سری دیگر کار کنند. البته به شرطی که ازشان انرژی مضاعف گرفته نشود که می‌شود! ایده‌ها، عروسک‌ها و شخصیت‌هایی بیشتر از این را در ذهن‌شان دارند. این کار زمان‌بندی و روان‌شناسی دارد. آقای طهماسب و جبلی روان‌شناس‌های خیلی بزرگی هستند. خیلی خوب می‌دانند که چه چیزهایی بچه‌ها را اذیت می‌کند و چه چیزهایی بزرگ‌ترها را خوشحال. مجموعه اینها باعث می‌شود که بگویند برای این عروسک همین‌قدر بس است. همین میزان از اتفاق و شوخی درست است. می‌دانم یک عالم از ایده‌های دیگر در ذهن‌شان هست که هنوز انجام نشده و می‌تواند بیننده‌ها را سورپرایز کند.

 

 

***



راز ماندگاری کلاه قرمزی
کودکی مثل خود ما


ما در دهه شصت، شخصیت‌های عروسکی زیادی داشتیم که در خاطرمان ماندند. مثل «هادی و هدی»، یا عروسک‌های «خونه مادربزرگه». اما هیچ‌کدام مثل کلاه قرمزی در دل و فرهنگ مردم نفوذ نکردند و ماندگار نشدند. به نظرتان راز بقای این شخصیت چیست؟


به خاطر اینکه شخصیت کلاه قرمزی نزدیک‌ترین شخصیت به کودکی است که ما تجربه کرده‌ایم. تنها کودکی که صادقانه کودکی می‌کند. باور ما درباره بقیه عروسک‌ها، دادن الگوست. مثل بحث تبلیغات ماست. در تیزرهای ما هنوز این باور وجود ندارد که گاهی ضدتبلیغ اثر بیشتری از خود تبلیغ دارد. در حالی که کودکی یعنی همین. کودکی که انواع و اقسام شیطنت‌ها را انجام می‌دهد و در کلام از منطق جادویی خودش استفاده می‌کند، نه سرفصل‌های کتاب‌های تربیتی. این استادی و توانایی منحصر به‌فردی است که این دو هنرمندو مخصوصا آقای جبلی در پرداخت و نگاه به این شخصیت دارند. وقتی این عروسک بالا می‌آید، گاهی چیزهایی از آقای جبلی می‌شنوید که فکرش را نمی‌کنید! انگار کلاه قرمزی از درون آقای جبلی سر برمی‌آورد. یعنی اصلا این‌طور نیست که آقای جبلی تکه‌هایی را در طول روز می‌گوید و محصولش می‌شود کلاه قرمزی. 

 

خود آقای جبلی آدم شوخ طبعی است؟


آدم طنازی هستند و هرچه هم با ایشان صمیمی‌تر شوید، شوخ‌طبعی  منحصربه‌فردتر وبیشتری ازشان می‌بینید. با این حال هر دوشان آدم‌های کم‌حرفی هستند، ولی گیرایی فوق‌العاد‌ه‌ای دارند. نکته مفهومی‌ای که الان به ذهنم رسید این است دیدن کلاه قرمزی ِ تنها در کادر هیچ‌وقت جذاب نیست. پدیده‌های این برنامه و فیلم، «کلاه قرمزی و آقای مجری» در کنار هم هستند. اصلا کلاه قرمزی در ری‌اکشن‌های آقای مجری است که معنی می‌دهد.

 

 ***

 

«کم‌شوخی» بودن فیلم، آگاهانه بود____

پنج تا «بچه ننه» داشتند! 

 

 قصه «کلاه قرمزی و بچه ننه» چطور شکل گرفت؟

 

آقای طهماسب و جبلی حداقل پنج‌ فیلمنامه به اسم «کلاه قرمزی و بچه ننه» دارند! سال ۸۸ که شخصیت‌ پسرعمه‌‌زا خیلی گل کرد، صحبت پیش آمد که چطور او وارد قصه این فیلم شود. طبیعتا آن سال امکان ساخته شدن فیلم وجود نداشت و ما از این فرصت برای وارد کردن شخصیت جدید و پرهیاهوی پسرعمه‌زا به داستان استفاده کردیم. سال ۸۹ ورژن دیگری نوشته شد و سال بعدش اتودهایی با عروسک‌های جدید زدیم، اما احساس کردیم بی‌خودی فقط شخصیت‌ها را وارد قصه می‌کنیم. چون بالاخره اصل قصه رابطه کلاه قرمزی و بچه ننه است. عروسک بچه ننه همان پارسال ساخته شد. زمستان ۹۰ کار جدی شد و پایان فیلم‌برداری به تمرین سریال نوروز ۹۱ چسبید.طبیعتا هیچ یک از عروسک هایی که عید امسال دیده شدند امکان حضور در فیلم را نداشتند.  کار جذابی هم که انجام شد، این بود که اوایل سال، صدای کل فیلمنامه  با صداپیشه‌ها ضبط و تدوین شد. یعنی الان از کل فیلمنامه یک نوار صوتی موجوداست که زمان‌بندی و شوخی‌ها در آن درآمد و خیلی تجربه جذابی بود. 

 

 اینجا هم بداهه‌پردازی داشتید؟

 

نه. نمی‌توانست بداهه‌پردازی داشته باشد. به خاطر همین، فیلمنامه کامل و بسته‌ای وجود داشت. برای بداهه‌پردازی‌ها حتما باید قبل از نوشتن فکر می‌شد. البته آن ضبط صدا خیلی به ما کمک کرد که کجاها می‌توانیم کم و زیاد کنیم. 

 

 موقعیت‌های بامزه فیلم از تلویزیون خیلی کمتر است.

 

بله. این کارها کاملا خواست آقای طهماسب بود. می‌خواستند فیلم کمی غمگین‌تر باشد. وگرنه کیست که نداند در پادگان چقدر می‌توان شوخی کرد؟ اینکه چرا می‌خواهند چنین برآیندی داشته باشند را خودشان باید توضیح بدهند. ولی کاملا آگاهانه نمی‌خواستند و قصدشان، کاملا این پایان و این جنس تاثیر بوده. بخش‌هایی از آن هم تحمیل شرایط سخت تولید و شرایط زمانی و مکانی بود.

 

 چرا شوخی‌های بودار (!) در فیلم این قدر زیاد است؟

 

یادمان نرود ما مخاطبان کودک هم داریم که از جنس عروسک‌بازی و عروسک‌های زنده لذت می‌برند. به نظر من شوخی بودار نداریم. هر شوخی اگر با بستر مناسب و با ذهنیت سالم در شرایط یک موقعیت تنیده شده باشد، شوخی درستی است. یعنی نباید از جای دیگر قرضش بگیری و بی آنکه لزومش را ایجاد کرده باشی، استفاده کنی.  این عروسک‌ها، بچه‌هایی هستند که موقعیت‌های نمایشی دارند.

 

 فیلم‌های دیگراین دو نفر (مثل «دختر شیرینی فروش»)خیلی بهتر از این فیلم آخری هستند. فکر نمی‌کنید کاراکتر کلاه‌قرمزی بیشتر مناسب مدیوم تلویزیون است تا سینما؟ 

 

اول بگویم من فقط به عنوان آدمی که به آنها کمی نزدیک‌تر هستم حرف می‌زنم و ممکن است اصلا صحبت‌های من را رد کنند!اولا مخاطب این فیلم‌ها کاملا با هم فرق دارند؛ درثانی واقعا معتقدم این کاراکتر در هر مدیومی به اندازه همان مدیوم جذاب است.اما در فیلم کلا قاعده بازی عوض می‌شود.  مقوله سینما برای آقای طهماسب و جبلی کاملا بستر و مقوله‌ای جدا از تلویزیون  ومخاطب آن است. اگر به آقای جبلی امکانات بدهید، فیلم رمانتیک و آرامی مثل «خواب سفید» می‌سازند. نقاشی‌ها و عکس‌هایشان کاملا در فضای دیگری است. یا برای آقای طهماسب نگاه به سینما خیلی جدی‌تر است. نه اینکه آن کار برایشان شوخی باشد، اما زاویه دید دیگری دارند. به خاطر همین در سینما با گرامر دیگری مواجه می‌شوند. الان هم اگر فیلم را دیرتر می‌ساختند ممکن بود باز سنگین‌تر باشد. به خاطر حال و مودی است که سازنده‌هایش دارند و دوست دارند این حال را انتقال بدهند. این را شخصا اعتقاد دارم که حال امروز آقای طهماسب در این فیلم مستتر است و اگر سال بعد این فیلم ساخته می‌شد، همان‌طور که گفتم، قطعا غمگین‌تر می‌شد.

 

احسان عمادی- مهران باقی

 

پرونده کاملی راجع به اکران «کلاه قرمزی و بچه ننه» و بررسی دلایل موفقیت و فروش شخصیت کلاه قرمزی در این سال‌ها را می‌توانید در همشهری جوان ۳۷۴ بخوانید

 

هم‌اکنون در کیوسک‌های سراسر کشور

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢

کلاه قرمزی و بچه ننه روی جلد همشهری جوان

 

شماره ۳۷۴ منتشر شد

سال هشتم، شماره ۳۷۳/ شنبه ۴ شهریور ۹۱/ ۸۴صفحه/ ۸۰۰ تومان

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢

کلاه قرمزی و بچه‌ننه در کل کشور 4.5 میلیاردی شد / جبلی و طهماسب در مشهد

سی نت: مجموع فروش «کلاه قرمزی و بچه‌ننه» در تهران به دو میلیارد و 750 میلیون تومان رسید.

علی سرتیپی مدیر عامل فیلمیران گفت: مجموع فروش شهرستان‌های فیلم نیز به یک میلیارد و 720 میلیون تومان رسیده است.

وی فروش پنج‌شنبه 30 شهریور ماه،«کلاه قرمزی و بچه‌ننه» را در تهران 67 میلیون تومان اعلام کرد.
پیش بینی می شود این فیلم تا پایان اکران خود از 6 میلیارد تومان در کل کشور عبور کند.

سرتیپی با اشاره به دو فیلم «ضد گلوله» و «بی‌خداحافظی» گفت: فروش «ضد گلوله» در تهران به 510 میلیون تومان و در شهرستان‌ها به 130 میلیون تومان رسیده است و شب گذشته این فیلم در تهران 15 میلیون تومان فروش داشته است.
امید است «ضد گلوله» تا پایان اکران خود در تهران از 600 میلیون تومان عبور کند.

وی ادامه داد: «بی‌خداحافظی» در تهران تاکنون 295 میلیون تومان فروخته و در شهرستان‌ها به 117 میلیون تومان رسیده است و شب گذشته نیز هفت و نیم میلیون تومان فروش داشته است.

سرتیپی که به همراه ایرج طهماسب و حمید جبلی در مشهد به سر می‌برد گفت: ساعت 10 امروز جمعه در سالن یک سینما «هویزه» حضور پیدا کردیم و فیلم «کلاه قرمزی و بچه‌ننه» را در کنار مردم دیدیم که پخش دیجیتال فیلم و کیفیت فوق‌العاده‌ای که این سالن دارد بسیار قابل توجه است.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱

تهیه کننده کلاه قرمزی: به کلاه قرمزی و بچه ننه برای حضور در اسکار اعتماد کنید

حمید مدرسی با توجه به فروش 4 میلیاردی «کلاه قرمزی و بچه ننه» فروش آن را در مقایسه با دو فیلم قبلی «کلاه قرمزی» رکورد فوق‌العاده‌ای تاکنون ندانست. او همچنین از هیات انتخاب معرفی فیلم ایرانی به اسکار خواست که به فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» به عنوان یک گزینه فکر کنند.

این تهیه‌کننده سینما همزمان با سپری شدن بیش از یک ماه از اکران فیلمش در گفت‌‌وگویی با ایسنا،گفت: «کلاه قرمزی و بچه ننه» با وجود اینکه یک ماه از اکرانش سپری شده است و رکوردهای مختلفی از جمله هفته اول، روز نیم‌بها و... را زده است اما هنوز به رکورد کلی فروش منجر نشده است.
او با مقایسه‌‌ فروش و تعداد تماشاگران «کلاه قرمزی و سروناز» و «کلاه قرمزی و پسرخاله» گفت: «کلاه قرمزی و بچه ننه» هنوز نتوانسته به رکورد این دو فیلم برسد، رکورد «پسرخاله» در تاریخ سینما بی‌نظیر بود و «سروناز» با قیمت بلیت 600 تومان حدود 10 میلیارد به قیمت بلیت امروز فروش کرد پس به نظر ما «کلاه قرمزی و بچه ننه» کار درشتی نکرده است و هنوز به مطلوب نرسیده است.‌مدرسی پیش‌بینی کرد با توجه به آغاز فصل مدارس و شیوه‌ی تبلیغات جدید این فیلم، موج جدیدی از فروش «کلاه قرمزی و بچه ننه » در فصل پاییز آغاز شود.
این تهیه‌کننده سینما در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به بحث داغ انتخاب فیلم ایرانی برای اسکار اذعان داشت: ممکن است پیشنهاد اینکه می‌توان به فیلم «کلاه قرمزی» به عنوان یکی از گزینه‌های معرفی به اسکار فکر کرد به نظر برخی با توجه به دیالوگ‌‌های خاصی این شخصیت‌ و گروه عروسک‌هایش که برای ما بومی شده است، خنده‌دار برسد اما وقتی فیلمی در داخل اینهمه رکورد زده، چرا رکورد جهانی را از او بگیریم؟!
مدرسی ادامه داد: به نظر من انتخاب فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» برای اسکار جسارت می‌خواهد، همان‌طور که وقتی ما می‌خواستیم «کلاه قرمزی» را شروع کنیم با اما، اگرها شروع شد اما شاهد اینهمه رکوردهای ماندگار بودیم. «کلاه قرمزی» از تاریخ تولدش در سینمای ایران اتفاقات کمی را رقم نزده است بنابراین جا دارد روی آن بایستیم و از آن دفاع کنیم.
وی در عین حال گفت: با توجه به اینکه تبلیغات منفی برای سینمای ایران شده است و یک ناامیدی عجیب و غریبی از ما آن‌طرف احساس می‌کنند، این فیلم به عنوان یک فیلم شاد حامل خبرهایی از داخل ایران است که می‌تواند نشان بدهد این مملکت زنده و شاداب است و نکات مثبتی از ما را بازتاب بدهد بنابراین انتخاب «کلاه قرمزی» به عنوان یک شخصیت ملی توسط هیات انتخاب اسکار ایرانی، جسارت آن هیات را می‌رساند تا انتخاب یک فیلم کلیشه‌ای شده‌ای که شانس کمتری دارد.‌مدرسی در عین حال گفت: بحث مهم در این میان این است که اساسا هیات انتخاب اسکار به فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» فکر کند، چون به نظر من این فیلم هم شانس دارد، قطعا نویسندگان ، کارگردان این فیلم با توجه به نگاه کودک در عرصه جهانی خواهند گفت این فیلم چه شانس‌های در عرصه‌ی جهانی دارد.
این تهیه‌کننده درباره تمهیداتی که برای اکران جهانی «کلاه قرمزی و بچه ننه» اندیشیده‌اند‌ توضیح داد: مدت‌ها است که بر روی زیر نویس این فیلم در حال کار هستیم به هر حال زیرنویس آن، بسیار سخت است چون ترجمه عادی از حرف‌های این عروسک‌ها نمی‌توانیم داشته باشیم بنابراین داریم بر روی یک زیرنویس تخصصی کار می‌کنیم تا مفهومی که ما از حرف‌های کلاه قرمزی درک می‌کنیم، برای مخاطب خارجی نیز قابل فهم باشد.‌مدرسی با تاکید دوباره بر اینکه «کلاه قرمزی و بچه ننه» می‌تواند حرف‌های جهانی داشته باشد، یادآور شد: با توجه به اینکه ما به یکسری تماشگران خارجی فیلم را نشان دادیم برای اکران جهانی آن بازتاب‌های مثبتی گرفتیم و امیدوار شدیم خارج از جغرافیای ایران مخاطبان خودش را جذب کند.
وی ادامه داد: ما خیلی بررسی کردیم احساس کردیم که چرا این شانس باید گرفته شود، انتخاب فیلم برای اسکار نمی‌تواند سلیقه‌ای باشد، باید جمع کمیته و مدیران شانس را به فیلمی بدهند که بتواند شانسی داشته باشد.‌مدرسی در پایان با خطاب قرار دادن هیات انتخاب فیلم ایرانی به اسکار ادامه داد: من به هیات انتخاب فیلم ایرانی برای معرفی به اسکار می‌گویم که به عروسک «کلاه قرمزی» با توجه به عقبه آن اطمینان کنند چون «کلاه قرمزی» با توجه به برکاتی که برای سینمای ایران در داخل کشور داشته،قابل اطمینان است.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱