کلاه قرمزی


کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله

روانشناسی کلاه قرمزی و پسر خاله

بعضی ها معتقدند که ما برنامه‌های خوب و آموزنده برای کودکان نداریم اما خانم دکتر بدری سادات بهرامی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، چنین نظری ندارد
استدلال شما در تاکید بر اینکه برنامه‌های خوبی برای آموزش مهارت زندگی به بچه‌ها و حتی والدینشان وجود دارد و اسامی این برنامه‌های خوب چیست؟
من قصد ندارم بگویم برنامه‌های بی‌محتوا که حتی گاهی تکیه کلام‌های نادرست یا رفتار‌های ناشایست را به کودکان و نوجوانان می‌آموزند، وجود ندارد اما معتقدم نباید با عینک بد‌بینی نگاه کرد و برخی واقعیت‌ها را نادیده گرفت. کافی است کمی نکته سنج باشیم و از خود بپرسیم چرا یک برنامه کودک این همه سال ماندگار می‌شود و با همان اندازه طرفدار که داشته، پیش می‌رود؟ منظورم از چند سال، یکی، دو سال و 10 سال نیست، برنامه کلاه قرمزی و پسر‌خاله بیش از 25 سال عمر دارد. کودکی پسر‌های من با این برنامه گذشت. پسرم که 2 ماه دیگر پدر می‌شود، وقتی کودک بود با اشتیاق این عروسک شیطان را دنبال و درخواست می‌کرد می‌کرد آن را برایش بخرم. به نظر من نه فقط کلاه‌قرمزی و پسر‌خاله، بلکه رفتار آقای مجری یا همان آقای طهماسب هم در این برنامه واقعاً به عنوان یک بزرگ‌تر دانا از نگاه روان‌شناسی قابل تقدیر است و می‌تواند الگو باشد



به نظر شما دلیل ماندگاری این برنامه پرمخاطب، نگاه ویژه نویسندگان آن است؟
 بله، امیدوارم تا چند وقت دیگر CD کلاه‌قرمزی را برای نوه‌ام بخرم. نویسنده‌ها آقای «ایرج طهماسب» و «حمید جبلی» بسیار هوشمندانه و درست مطابق زندگی واقعی قشر متوسط جامعه ما با کنار هم قرار دادن 2 شخصیت متفاوت از کودکان، با هدف مشخصی داستانی را تعریف می‌کنند که در آخر آن معلوم می‌شود نقشه‌های بچه‌های بازیگوشی مانند کلاه‌قرمزی که مدام دلشان می‌خواهد از راه‌های میان‌بر و بدون زحمت به خواسته خود برسند، عملی نمی‌شود. مثلا کلاه‌قرمزی با شگرد کودکانه و زبان بازی همیشه سعی دارد در دل بزرگ‌تر‌ها نفوذ کند و قوانین را بشکند اما به این نتیجه می‌رسد که آن قاعده و قانونش‌ها در نهایت به نفع خودش بوده است؛ اگر تکالیف مدرسه‌اش را خودش انجام می‌داد و از کس دیگری نمی‌خواست آنها را بنویسد، حالا موقع امتحان که مهارت فردی او را می‌سنجند، سردرگم نمی‌ماند. در کنار این موضوع مهم که نگاه ویژه و هوشمندانه نویسنده چطور، کی و کجا باید به بچه فرصت بچگی کردن بدهند، کجا جلوی او بایستند و چطور او را به سوی هدف سوق دهند. درست به همین دلیل است که این برنامه مخاطب کودکان و بزرگسال را یکجا دارد.


شاید ساعت پخش آن در نوروز هم علت این استقبال باشد چون ساعت 8 شب اغلب خوانده‌ها پای تلویزیون می‌نشینند.
به نکته مهمی اشاره کردید و یادم آوردید تاکید کنم خانواده‌ها نباید همه به اتفاق جلوی تلویزیون بنشینند و بدون آنکه مطلع باشند چه برنامه‌ای قرار است پخش شود و مناسب کودک یا نوجوان هست یا نه، بچه‌ها را در معرض برنامه‌هایی که مناسب‌ سنشان نیست، قرار دهند. حتی دیدن اخبار که امکان دارد صحنه‌های مجرم یا پرخاشگری و جنگ را نشان دهد یا برخی سریال‌ها مناسب بچه‌ها نیست و آنها را از برنامه‌های تربیتی که برایشان داریم، دور می‌کند.


شما که به عنوان یک مادر در مورد برنامه یا محصول فرهنگی مناسب بچه‌ها نظر می‌دهید، خودتان هم کنار پسرتان به تماشای برنامه‌ها می‌نشستید؟
بله، به خصوص اگر برایش یک فیلم یا کارتون جدید می‌گرفتم، حتماً قبل از او خودم آن را تماشا می‌کردم و به نظرم این نکته مهمی است که همه والدین باید به آن توجه کنند. بچه‌ها به دلیلی قدرت خیال‌پردازی فوق‌العاده‌ای که دارند، با شخصیت‌های کارتونی همذات‌پنداری می‌کنند واز آن الگو می‌گیرند پس ما باید بدانیم قرار است چه ببینید.


می‌خواستم دقیقا به همین جا برسید تا بگویم بچه‌ها از شخصیت کلاه‌قرمزی که نماینده بچه‌های به قول شما بازیگوش و زبان‌باز است، الگو می‌گیرند آن هم بدون توجه به پایان ماجرا؛ چون گاهی نقش منفی برایشان محبوب است.
بله، اما به شرطی این اتفاق می‌افتد که مادر یا پدر کنار آنها نباشند. اگر والدین با کودکان داستان را تحلیل کنند و در موردش حرف بزنند، چنین نخواهد شد. پدر و مادر‌ها باید بدانند وقتی کودکان پای تلویزیون نشسته، لحظه رها شدن آنها از مسئولیت تربیت نیست. هرگز این مسئولیت سلب نمی‌شود و اگر باهوش و جزو والدین آگاه باشند، از ساعت بازی با کودکان یا تماشای فیلم به دلیلی خصوصیت ویژه‌‌ای که دارند، بیشتر بهره می‌گیرند تا دنیای فرزندشان را بشناسند و به او نزدیک شوند.


مگر لحظه‌های بازی با کودک چه مشخصه ویژه‌ای دارد؟
بچه‌ها همواره در زندگی خود در هر دوره رشدی با ترس مواجه‌اند. آنها از ما بزرگتر‌ها که منبع قدر تیم واهمه دارند و برخی احساسات و عواطف خود را سرکوب می‌کنند اما حین بازی و در مواجهه با عروسک و اسباب‌بازی (ماشین، هواپیما، حیوان و...) برون‌ریزی می‌کنند و این احساس امنیت و رهایی وقت خوبی است که به دنیای آنها سرک بکشیم و آسیب‌های احتمالی که بر آنها وارد شده، بشناسیم. روان‌شناسان در تکنیک بازی درمانی از همین نکته استفاده می‌کنند. بچه‌ها با عروسک‌ بابا، مامان، بچه‌، خاله و... بازی می‌کنند و درست با همان صحبت‌ها و واکنش‌هایی که در طول زندگی واقعی با آنها مواجه‌اند، به جای عروسک بابا و مامان و حرف می‌زنند. اگر کمی به خاله بازی بچه‌ها دقت کنید، می‌بینید گفته‌های شما و همسرتان، آنچه در صحبت‌های تلفنی می‌گویید و... را بازگویی می‌کنند. اگر به آنها پرخاش می‌کنید یا قربان صدقه می‌روید، همان را بازی می‌کنند.


استفاده از ترانه و موسیقی هم در مجموعه کلاه‌قرمزی و پسر‌خاله شاید نکته مثبت دیگری باشد. موافقید؟
اگر بگویم باز هم این نگاه کارشناسانه نویسنده‌ها را می‌رساند، تعجب می‌کنید. بچه‌ها از کلام پسر‌خاله و کلاه‌قرمزی تاثیر می‌گیرند اما به دلیل ریتمی که در ترانه وجود دارد و همراهی آن با موسیقی، تاثیری که از آن خواهند گرفت چند برابر کلام است. شاید برایتان جالب باشد که بچه‌ها چطور ترانه‌ها را حفظ می‌شوند و زمزمه می‌کنند با اینکه طولانی و پرکلمه‌اند می‌شود برای بچه‌های پرخاشگری کارتون‌هایی خرید که نقش اول محبوب در آن به جای خشونت در رسیدن به هدف از شیوه مناسب استفاده کند. می‌توانید بدون قضاوت، درست همانند کسی که همسن او است به تماشا بنشیید و بدون نصیحت کردن و طعنه زدن به دنیای او سرک بکشید و مشکلش را دریابید. کارتون‌هایی که موسیقی نت‌های آرامش دهنده دارند برای آدم‌های عصبی و پرخاشگر مناسب‌تر است.

 

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳٠

آقوی همساده دلیل تحقیر بارسلونا مقابل بایرن + عکس



به گزارش خبرگزاری شبکه CNN، گویا حضور شخصیتی به نام "هم ساده" در بین طرفداران بارسلونا باعث باخت این تیم شده است!

آقوی هم ساده هم پس از این بازی اعلام کرد: ابتدا می خویم به آقوی بحرانی تبریک بگیم. آقو بایرن برد هه هه هه هه نفهمیدیم چتو شد 3-2 جلو بودیم چجور شد 7-0 باختیم. هه هه هه یعنی داغون شدمااااا له له شدمممم.
خبرنگار CNN اضافه کرد آقای هم ساده طرفدار تیم بایرن بوده و خودش هم نمی داند چطور شد که با لباس بارسلونا در بین طرفداران این تیم ظاهر شد، گویا بعد از این باخت هم همه طرفداران بارسلون به حد مرگ او را زده اند!!!

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱۳

کلاه قرمزی اهل کجاست؟

مرضیه محبوب از کودکی تاکنون وقتش را با عروسک‌ها گذرانده است. شاید به همین دلیل درباره عروسک‌ها طوری حرف می‌زند که گویی دارد درباره آدم‌های زنده صحبت می‌کند! او سال 1364 در رشته نمایش‌های عروسکی از دانشگاه هنر فارغ‌التحصیل شد و فعالیتش را در تلویزیون با عروسک‌گردانی مجموعه «خونه مادربزرگه» آغاز کرد.



کافه سینما: به گزارش فردا به نقل از جام جم محبوب از سال 1366 با ایرج طهماسب و حمید جبلی همکاری می‌کند. ماجرای آشنایی محبوب با ایرج طهماسب به زمان دانشجویی آنها باز می‌گردد؛ زمانی که طهماسب برای ارائه پایان‌نامه‌اش از محبوب دعوت به همکاری کرد و سال‌هاست که مرضیه محبوب برای برنامه‌های ایرج‌طهماسب عروسک می‌سازد، عروسک‌گردانی می‌کند و گاهی هم به جای برخی عروسک‌ها حرف می‌زند.

نتیجه همکاری محبوب با طهماسب و جبلی تعداد زیادی عروسک جالب و دوست داشتنی است که کلاه قرمزی و پسرخاله مهم‌ترین آنها هستند.

محبوب وقتی کلاه‌قرمزی را برای برنامه «صندوق پست» می‌ساخت، قرار نبود این عروسک برای خودش برنامه مستقل داشته باشد؛ اما طولی نکشید که کلاه قرمزی بین بچه‌ها و بزرگ‌ترها دوستان زیادی برای خودش دست و پا کرد و کم کم دوستان و بستگان کلاه قرمزی هم به تلویزیون راه پیدا کردند و محبوب دل‌ها شدند. همه دوستان و اقوام کلاه‌قرمزی هم ساخته مرضیه محبوب هستند.

به نظر می‌رسد در طول این سال‌ها کلاه قرمزی هم بزرگ‌شده است. شما این طور فکر نمی‌کنید؟

عروسک‌ها هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شوند؛ آنها پیر هم نمی‌شوند. یک عروسک اگر کودک خلق شود تا آخر عمر کودک می‌ماند و اگر پیر به دنیا بیاید تا پایان زندگی‌اش پیر خواهد بود؛ اما با همه اینها من کلاه‌قرمزی و دیگر عروسک‌های این مجموعه را با دست ساخته‌ام؛ هر کدام آنها از یک تکه اسفنج شکل گرفته‌اند و طبیعی است که در گذر زمان دچار تغییر بشوند. همه احساس و عاطفه من همراه این عروسک‌ها بوده و باری از زندگی من روی دوش آنها قرار گرفته است؛ بنابراین شاید کلاه قرمزی با وجود ظاهر بدون تغییرش، رشد کرده باشد و شاید در آینده او را به سنی برسانیم که بخواهد ازدواج کند، اما این تخیل ماست که او را تغییر می‌دهد؛ فیزیک و ظاهر این عروسک همیشه به همین شکل باقی خواهد ماند.

اما زندگی کلاه قرمزی در این سال‌ها تغییری نکرده است. او هنوز مشق می‌نویسد و با آقای مجری زندگی می‌کند؟

عروسک‌ها با ما فرق دارند؛ روح آنها از دیگری جان‌می‌گیرد. شاید آنهایی که به این عروسک جان می‌دهند و شخصیت او را تعریف می‌کنند، این‌گونه القا می‌کنند که کلاه‌قرمزی بزرگ شده است!

چرا بیشتر عروسک‌های جدید برنامه کلاه قرمزی شبیه خود او هستند. حتی فامیل دور با آن سر طاس و سبیل هم شبیه کلاه قرمزی است؟

برای این‌که همه آنها از یک قوم و محله هستند؛ شاید از نظر خونی نسبتی با هم نداشته باشند؛ اما به قول پسرعمه‌زا آنها از یک ده آمده‌اند؛ ده کلاه‌قرمزی آباد.

پس چرا پسرخاله شبیه آنها نیست؟

برای این‌که پسرخاله، پسرخاله کلاه قرمزی نیست؛ اسمش این است و شاید اگر فامیل‌های پسرخاله بیایند، ببینیم که همه آنها شبیه پسرخاله هستند.

پس اگر قرار باشد فامیل‌های پسرخاله را بسازید همه آنها صورتی گرد دارند با یک خال کنار بینی؟

نمی‌دانم. من هنوز آنها را نساخته‌ام. اگر قرار باشد دوستان و بستگان پسرخاله را بسازم قبل از هر چیز به این فکر می‌کنم که با هم هماهنگی داشته باشند. شاید افراد یک قوم یا سرزمین شبیه به هم نباشند؛ اما وقتی کسی از بیرون به آنها نگاه کند شباهت‌هایی در آنها خواهد دید.

وقتی عروسکی را می‌سازید به چه چیزهایی توجه دارید و چه معیارهایی را مد نظر قرار می‌دهید؟

پیش از هرچیز با کارگردان صحبت و سعی می‌کنم نظر کارگردان را برآورده کنم؛ آدم‌هایی که در اطرافم می‌بینم در شکل و شمایل عروسک‌هایم بی‌تاثیر نیستند...

مثلا فامیل دور را شبیه به شخص خاصی ساخته‌اید

نه. محیط زندگی و برآیند کلی جامعه برایم اهمیت دارد. بیشتر به سن و سال و روزگاری که ممکن است یک عروسک از سر گذرانده باشد، توجه دارم. مثلا این روزها حتی جوان‌ها هم موهایشان ریخته و دیدن یک جوان طاس اصلا بعید نیست.

از چیزهایی که در جامعه می‌بینید، تصویر می‌گیرید و آنها را روی عروسک‌هایتان پیدا می‌کنید؟

نه به این صورت که شما توصیف کردید. من هر وقت ساخت یک عروسک را شروع می‌کنم انگار اولین باری است که عروسک می‌سازم. با ترس و لرز کارم را شروع می‌کنم و بعد آنقدر به عروسک نگاه می‌کنم و تغییرش می‌دهم تا این‌که در یک لحظه احساس می‌کنم همانی شده که باید می‌شد. بارها عروسک را تغییر می‌دهم، اجزای صورتش را کم و زیاد می‌کنم، چیزهایی را برمی‌دارم یا اضافه می‌کنم تا وقتی که احساسم بگوید این همان چیزی است که می‌خواستی!

چقدر راحتی عروسک‌گردان برایتان اهمیت دارد؟

خیلی خیلی زیاد. تمام مدتی که عروسکی را می‌سازم به این فکر می‌کنم که آیا عروسک‌گردان با آن راحت هست؟! آیا خوش‌دست شده یا نه؟ بارها عروسک را دستم می‌کنم و می‌گردانم تا مطمئن شوم عروسک‌گردان با آن مشکلی نخواهد داشت.

چون خودتان هم عروسک‌گردانی می‌کنید این امر برایتان اینقدر مهم است؟

بله. ضمن این‌که وقتی عروسک‌گردان با یک عروسک احساس راحتی کند بهتر آن را می‌گرداند و بازی می‌دهد؛ درنتیجه عروسک باورپذیرتر و دوست‌داشتنی‌تر می‌شود.

ماندگار شدن عروسک چقدر موقع ساخت برایتان اهمیت دارد؟

من برای ماندگار شدن یک عروسک هیچ کاری نمی‌کنم. فقط به این فکر می‌کنم که عروسکم با شخصیتی که برایش تعریف شده، هماهنگی داشته باشد و سر جای خودش قرار‌بگیرد. از اول برای این‌که کارم بگیرد؛ تلاش نمی‌کنم و به این فکر نمی‌کنم طوری عروسکم را بسازم که رو دست نداشته باشد؛ برایم فقط این مهم است که کارم را به بهترین شکل انجام بدهم. در کارگردانی هم همین طور عمل می‌کنم؛ برنامه‌های «بز بز قندی»، «خاله قورباغه» و «موش نمکی» را آن‌طور که دوست داشته‌ام، کارگردانی کرده‌ام.

نسبت به عروسک‌هایی که ساخته‌اید، چه احساسی دارید؟

به همه آنها فکر می‌کنم و به تک تک‌شان تعلق خاطر دارم. آنها در زندگی با من بوده‌اند؛ همراه شادی و غم من و شاهد روزهای عمر و گذر زندگی‌ام. دوست ندارم آسیبی به آنها وارد شود، دلم نمی‌خواهد صدمه ببینند. آنها جزئی از من هستند و همیشه در ذهن و دل من جای دارند.

با این همه احساس، وقتی برنامه‌ای تمام می‌شود و عروسک‌هایی که ساخته‌اید برای همیشه یا دست کم برای چند ماه به آرشیو فرستاده می‌شود، چه حالی پیدا می‌کنید؟

حال بدی ندارم. فکر می‌کنم آنها آمدند، حرفشان را زدند، مسئولیتشان را انجام دادند و حالا وقت استراحتشان است. مشکلی با بودن آنها در آرشیو ندارم، چیزی که ناراحتم می‌کند این است که خدای ناکرده صدمه ببینند، خراب بشوند یا اتفاق بدی برایشان بیفتد.

تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که برای عروسک‌هایتان شناسنامه درست کنید؟

بله. اتفاقا چند سال پیش نمایشگاهی از عروسک‌هایم برگزار کردم و برای همه آنها که تا آن موقع ساخته بودم شناسنامه درست کردم؛ شناسنامه‌ای شامل اسم و فامیل، برنامه‌ای که در آن حضور داشته‌اند و اسم عروسک‌گردان یا صداپیشه‌های آنها. تا آن زمان حدود 150 عروسک ساخته بودم، اما بعدها از تعداد کارهایم کاسته شد، چون دیگر فقط برای برنامه‌هایی که خودم کارگردانی می‌کردم، عروسک می‌ساختم و در این سال‌های اخیر هم فقط با مجموعه «کلاه‌قرمزی» همکاری داشته‌ام.

کلاه قرمزی و پسرخاله هم شناسنامه دارند؟

بله. آنها جزو عروسک‌هایی بودند که من آن زمان ساخته بودم و شناسنامه‌دار شده بودند. امیدوارم فرصتی پیدا کنم و بتوانم برای بقیه عروسک‌ها هم شناسنامه درست کنم.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٦

مصاحبه بهرام عظیمی درباره ی کلاه قرمزی

همان طور که انتظار می‌رفت مجموعه «کلاه قرمزی» امسال هم پر مخاطب ترین مجموعه نوروزی بود و عروسک‌های دوست داشتنی سال‌های کودکی و نوجوانی بسیاری از نسل جوان جامعه همچنان به عنوان محبوب‌ترین عروسک این سرزمین مطرح هستند. طی این سالها هر از گاهی عروسک هایی در تلویزیون پا به عرصه گذاشتند که از همان ابتدا فراموش شدند، اما جذابیت این برنامه به قدری است که نوروز هر سال پخش سری تازه از این مجموعه علاوه بر جلب رضایت طرفداران همیشگی خود، مخاطبان اصلی برنامه یعنی فرزندان امروز را هم به جمع هوادارانش دعوت می‌کند. جذابیتی که به گفته بهرام عظیمی برآمده از خلاقیت و تعصب خاص گروه تولید نسبت به کارشان و جلب رضایت مخاطبان است. خالق کاراکترهای دوست داشتنی سیا ساکتی، داود خطر و... که این روزها انیمیشن «تهران 1500» را روی پرده سینماها دارد در گفت‌وگویی با شبکه ایران در باره علت بی‌رقیب بودن مجموعه«کلاه قرمزی» و شخصیت‌های شیرین این عروسک‌های دوست داشتنی سخن گفته است که در ادامه می‌خوانید (توضیح این‌که برای حفظ لحن این انیمشن‌ساز و کاریکاتوریست موفق مصاحبه بدون ویرایش‌ و نزدیک به محاوره تنظیم شده است).



به اعتقاد شما رمز موفقیت و دلیل بی رقیب بودن مجموعه «کلاه قرمزی» در این 20 سالی که از عمر این شخصیت عروسکی می‌گذرد چیست؟

تیمی که کلاه قرمزی را کار می‌کند از روز اول یک تیم ثابت بود و تمام اعضای این گروه به کارشان عرق دارند و نظر مردم خیلی برایشان مهم است و اینها باعث می‌شود که یک تیم یک کار درجه یک بسازد. زمانی که تیم آقای جبلی و طهماسب استارت این کار را زدند به جذب مخاطب فکر کردند و نخواستند صرفا یک کار هنری پرادعا بسازند و فقط قشر خاص را جذب کنند. هرکاری، در هر زمینه مخاطب عام را در نظر بگیرد و عوامل آن با جان و دل کار کنند مطمئن باشید جواب می‌دهد. اعتبار مجموعه کلاه قرمزی و این‌که اینقدر محبوب است به خاطر عرق و تعصبی است که این تیم به کارشان دارند و به خاطر شرافت کاری تیمی است که سالهاست در کنار هم کار می‌کنند و ذهن خیلی خلاقی دارند. و این که هر سال این مجموعه بهتر از سال قبل ظاهر می‌شود به این دلیل است که در این وانفسای برنامه‌های تلویزیونی و کم‌انگیزگی مردم نسبت به تماشای تلویزیون حقیقتا مخاطب را مد نظر قرار می‌دهند که هم کلاس کاری خودشان را حفظ می‌کنند و هم طرفداران این مجموعه بیشتر می‌شود.

چرا تجربه موفق ایرج طهماسب و حمید جبلی در ساخت دیگر برنامه‌های تلویزیونی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. به عنوان مثال نمی‌شد این دو برنامه‌ساز موفق با تشکیل دپارتمان آموزش فیلم کودک در دانشکده صداوسیما به تربیت نیروهایی می‍‌پرداختند تا شاید به قول شما در این وضعیت وانفسای تلویزیون اینقدر فقر برنامه‌سازی نداشتیم؟

من این چیزی که شما می‌گویید را قبول ندارم. من به عنوان یک هنرجو که می‌خواهد در آینده برای مردم فیلم بسازد و یا به عنوان فیلمسازی که کار تصویری انجام می‌دهد و موفق نیست اگر بخواهم از دانش آقای جبلی و طهماسب استفاده کنم راهش دیدن همین کارهاست،‌ کارهایی که این دو انجام می‌دهند خودش یک دانشگاه است، خودش بزرگترین کلاس آموزشی است. من خودم ایام عید که این مجموعه را می‎دیدم یک جاهایی می‌گفتم ای خدا این‌ها چطوری به ذهنشان رسیده است. چقدر آدم باید خلاق باشد که یکدفعه به چنین نکات ریزی اشاره کند، کاری موفق می‌شود که پر از جزئیات است و کارهای آقای طهماسب و جبلی مخصوصا کارهای تلویزیونی‌شان پر از جزئیات جذاب است. همه چیز، همه چیز جذابیت دارد؛ داستان، بازی‌ها، میمیک مجری، مهمان‌هایی که دعوت می‌شوند، شخصیت‌هایی که خلق می‌کنندو.... فوق‌العاده است و رویشان کار شده و رویشان فکر شده است. من خودم با دیدن این چیزهاست که از این دو نفر یاد می‌گیرم، بله اگر امکانش فراهم شود و آقای جبلی و طهماسب در قالب یک کلاس تمام داشته‌هایشان را بیان کنند می‌توانند روی من تاثیر بگذارند ولی حقیقتش این است که اگر آدم بخواهد چیزی یاد بگیرد از همین کارهایشان می‌تواند درس بگیرد. هر کدام از قسمت‌های این مجموعه را که من دیدم حتی تکه کلام‌هایی که در کار استفاده می‌کنند حتی نیش و کنایه‌هایی که دارند همه کلاس آموزشی است.

پس چرا در برنامه‌سازان سیما هیچ اثرگذاری از این مجموعه موفق دیده نمی‌شود.

خیلی وقتها ما تصور می‌کنیم اگر بخواهیم از کار موفق کسی درس بگیریم باید از آن کپی‌برداری کنیم، این اشتباه است. یک عالمه شخصیت عروسکی بعد از «کلاه قرمزی» آمد اما هیچکدام نتوانست این میزان جذابیت را داشته باشد البته قبل از اینها شخصیت‌های عروسکی زیادی از جمله «هادی و هدی» هم داشتیم که خیلی موفق بود ولی کلاه قرمزی زمانی گل کرد که دوره افت برنامه‌های تلویزیونی مخصوصا برنامه‌های کودک بود، دوران خفقانی که اصلا برنامه‌های جذاب در زمینه کودک نداشتیم؛البته اگر همان برنامه 20 سال پیش را الان هم پخش کنیم جذاب است. در دنیای سینما و تلویزیون یکسری آدم‌ها هستند که یک دانه‌اند. چند نفر در دنیا چارلی چاپلین شدند؟ حال ممکن است به موازات او یکسری کمدین هم موفق بودند اما چند نفر آمدند که ادای چاپلین را در بیاورند و نشد؟ خیلی وقتها به این دلیل برنامه‌های ما موفق نیست که ادا در می‌آوریم و از خلاقیت‌ استفاده نمی‌کنیم و می‌خواهیم راه‌هایی که دیگران رفتند را کپی‌برداری کنیم، نه این‌که از آنها درس بگیریم! به همین دلیل بسیاری از برنامه‌هایی که بعد از کلاه قرمزی با این هدف آمدند که مثل این برنامه تاثیرگذار باشند موفق نبودند. بعضی وقتها آدم‌هایی امثال من می‌گویند که خب کلاه قرمزی گل کرده من هم برنامه‌ای مثل آن می‌سازم و در همان ابتدا استارت کار را با رو کم کنی شروع می‌کنند و خیلی وقتها به همین دلیل است که شکست می‌خوریم در صورتی که کلاه قرمزی آنقدر ریزه‌کاری و جذابیت و خلاقیت دارد که برای من می‌تواند یک دانشگاه باشد و از آن درس بگیرم و ریزه‌کاری‌ها و توجه به جزئیات را در کار خودم بیاورم که اتفاقا من خیلی هم استفاده می‌کنم و یک جاهایی موفقم و خیلی جاها موفق نیستم. در حقیقت در وجود این دو آدم یک چیزی وجود دارد که آن را نمی‌شود به همین راحتی انتقال داد، می‌شود درس گرفت. اینها به عنوان یک نابغه آدم‌هایی هستند مثل چاپلین و یا خیلی از کارگردانان درجه یک که اگر کسی بخواهد با آنها برابری کند شکست می‌خورد اما خیلی درس‌ها می‌توان از آنها گرفت و در کار خود پیاده کرد.

همانطور که اشاره کردید این مجموعه یک تیم موفق است اما اگر بخواهیم از محبوب‌ترین شخصیت عروسکی این مجموعه نام ببریم شما کدام یک از کاراکترهای این مجموعه را انتخاب می‌کنید؟

کلاه قرمزی و پسر خاله که جایگاه خاصی دارند و راجع به آنها هیچ صحبتی نمی‌کنم این دو عروسک همیشه محبوب بوده و هستند. دوست دارم راجع به شخصیت‌های جدید صحبت کنم. به غیر از گاو و دختر همسایه که خیلی به دل من ننشست باید بگویم فامیل دور شاهکار است؛ شاهکار! و بعد از آن ببعی اصلا دیوانه می‌کند آدم را. وای مخصوصا صداش و جملاتی که می‌گوید. نوع عروسک‌گردانی‌شان هم خوب است. به غیر از یکی دو نفر که عروسک‌گردان‌هایشان از متن و دیالوگ عقب می‌ماندند. من واقعا اگر بخواهم در شخصیت‌های جدید از عروسکی نام ببرم، یکی فامیل دور است که دیوانه کننده است. اصلا حرف که می‌زند باورم نمی‌شود دائم می‌گویم ای خدا این چیه که خلق شده و اینقدر می‌تونه جذاب باشه. ببعی هم فوق‌العاده است. واقعا همه شان نمک دارند همین جیگر؛ اسمش تمام است! این که یک خر اسمش جیگر باشد! یعنی اسمش یک شخصیت خلق کرد که تا ابد در ذهن آدم می‌ماند. همه اینها دارد فرهنگ‌سازی می‌کند که به نظرم می‌تواند خیلی جذاب باشد.



منبع: شبکه ایران/ نرگس عاشوری

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٦

عروسک گردان فامیل دور: فامیل دور یک موجود زنده است

چهره فامیل دور چیزی نیست جز کمی اسفنج و رنگ به علاوه کمی مو به عنوان ابرو و سبیل و البته چشم های ریزی که زیر پشته ای ابرو به سختی دیده می شود. اما همین چهره در موقعیت های مختلف می خندد، متعجب می شود، در هم فرو می رود، گشاده می شود و گاهی هم عمیق به ما نگاه می کند! مرضیه محبوب به عنوان عروسک ساز، بهادر مالکی در مقام صداپیشه و محمد لقمانیان به عنوان عروسک گردان هر کدام در جان دادن به این عروسک سهم دارند اما به نظر می رسد محمد لقمانیان برای فامیل دور سنگ تمام گذاشته و حرکاتی برای او طراحی کرده که در دیگر عروسک ها نمی بینیم. به همین بهانه با او به گفت وگو نشستیم.



شما از جمله کسانی بودید که برای «کلاه قرمزی 90» دعوت به همکاری شدید. آیا از ابتدا مشخص شده بود که قرار است کدام عروسک را بازی بدهید؟

نه، ما نزدیک دو ماه بدون عروسک با هم تمرین کردیم و بعد ببعی و فامیل دور رونمایی شدند. من به محض آن که این دو عروسک را دیدم احساس کردم دلم می خواهد فامیل دور را بازی بدهم. حسی به من می گفت که این عروسک باید مال من باشد.



یعنی بدون عروسک تمرین می کردید؟!

بله. تمرین های دست، بداهه گویی، صداپیشگی و...



چطور شد که بالاخره فامیل دور مال شما شد؟

بعد از این که تمرین ها را با عروسک ها شروع کردیم، هر بار یا خودم سراغ فامیل دور می رفتم یا آقای طهماسب می گفت تو امروز این عروسک را بردار و کم کم دیدیم من و فامیل دور با هم جور شده ایم و این عروسک مال من شده است.



به نظر می رسد فامیل دور تفاوت های جدی و اساسی با دیگر عروسک های این مجموعه دارد. برای شما به عنوان عروسک گردان چه مزایایی داشت؟

این عروسک نسبت به بقیه عروسک های مجموعه بزرگ تر است البته به همین دلیل وزنش بیشتر از آنهاست و بازی دادنش سخت تر است. یکی دیگر از جذابیت های فامیل دور برای من این است که برای اولین بار عروسکی به برنامه کلاه قرمزی وارد شد که بچه نیست. او کچل است، سبیل دارد و از همه مهم تر این که نگاه خاصی دارد. من احساس می کنم چشم های فامیل دور با چشم بقیه عروسک ها فرق دارد؛ انگار نگاهمان می کند و انگار زنده است. فکر می کنم خانم محبوب او را با حس بیشتری ساخته است. فامیل دور در مقایسه با دیگر عروسک های این مجموعه یک ویژگی دیگر هم دارد و آن هم این است که گردن دارد و این به من عروسک گردان فضا می دهد برای این که سرش را بچرخانم.



انصافا صدای این عروسک هم حسابی به چهره اش هماهنگ است. این هماهنگی به کار شما هم کمک کرد؟

بله بسیار زیاد. اوایل کارمان، آقای مالکی برای مدتی نتوانست بیاید. بقیه دوستان کمک می کردند و به جای او حرف می زدند و حتی آقای جبلی هم به جای این عروسک حرف زد اما وقتی بهادر آمد احساس کردم این شخصیت برای خودش هویت پیدا کرده و به راستی جان گرفته است. با صدای بهادر مالکی، فامیل دور زنده شد و آنقدر برای من واقعیت پیدا کرد که شب ها خوابش را می دیدم.



در خواب شما فامیل دور یک عروسک بود که شما او را بازی می دادید یا زنده بود و خودش حرکت می کرد؟

زنده بود؛ ما باهم دوست بودیم، حرف می زدیم و بیرون می رفتیم و...



اما شما عروسک گردان هستید و بیشتر اوقات فامیل دور را از زیر میز می بینید نه از آن نمایی که ما می بینیم!

بله. اما او به یک شخصیت جدید در زندگی من بدل شده بود و من دوستش داشتم.



بـنابراین همکــاری با مجموعه کلاه قرمزی برای شما خیلی هیجان انگیز بوده است!؟

آقای طهماسب هنرمند بزرگی است و کم کاری را نمی پذیرد. همه ما با دل و جان در خدمت این کار بودیم. من به خاطر همکاری با این گروه هم شور داشتم، هم شوق، هم هیجان، هم استرس و دلشوره.



از این که این کار تمام شده چه حسی دارید؟

شاید باورتان نشود اما بیشتر از هر چیز از این موضوع ناراحتم که عروسک ها را باید توی صندوق بگذاریم تا دفعه بعدی که نمی دانم کی هست و من هستم یا نه.



فکر نمی کردم یک مرد بتواند تا این حد به یک عروسک احساس داشته باشد!

خود من هم فکر نمی کردم. روزهای اول وقتی می دیدم خانم فنی زاده با کلاه قرمزی حرف می زند، او را نوازش می کند، موهایش را مرتب می کند و قربان صدقه اش می رود، من هم تعجب می کردم اما وقتی خودم عروسک گردانی فامیل دور را انجام دادم، به این عروسک جان بخشیدم و مدتی طولانی با او زندگی کردم، فهمیدم می شود یک عروسک را باور کرد و او را یک موجود زنده دانست. ما از وجود خودمان به عروسک ها جان می دهیم و اگر خوب باشیم عروسک ها خوب خواهند شد و اگر بد باشیم عروسک ها بد خواهند شد. به نظر من غم انگیزترین لحظه برای یک عروسک گردان وقتی است که عروسک اش را می گذارند توی آرشیو.



نمی دانم احساس شما به این عروسک باعث شده، فامیل دور اینقدر واقعی به نظر برسد یا ویژگی هایی که خود عروسک دارد و شاید هم چون فامیل دور یک آدم بزرگ است اینقدر حرکاتش طبیعی است. به نظر شما علت چیست؟

شاید همه اینها. اما من به اندازه خودم تلاش کرده ام تا این اتفاق بیفتد. من بازیگر تئاتر هستم و سعی ام بر این بوده که فامیل دور را مانند یک بازیگر به حرکت در بیاورم. طوری او را بازی می دهم که به اطرافش دقت داشته باشد، طبیعی رفتار کند مثلاگاهی سرش را بخاراند یا قلنج گردنش را بشکند و طوری روی صحنه حرکت کند که گویی تکنیک های بازیگری را آموخته و یک بازیگر حرفه ای است. البته تمرین ها هم در این زمینه بسیار موثر بوده است. آقای طهماسب همیشه از ما می خواست که دست خالی سر تمرین حاضر نشویم؛ پرانرژی بیاییم و حرکات تازه برای عروسکمان طراحی کنیم.



با این وصف باید در مقایسه با روزهای اولتان، خیلی چیزها یاد گرفته باشید!

من وقتی تکرار برنامه کلاه قرمزی سال 90 را دیدم از کار خودم بدم آمد. انگار با ترس و لرز فامیل دور را بازی می دادم، حرکاتم خام بود و به پختگی لازم نرسیده بود. امسال سعی کردم این نقص ها را جبران کنم؛ کمی حرکات تازه به عروسک بدهم و برای دست حتی سبیل فامیل دور هم حرکاتی را طراحی کردم.



کار با آقای مالکی چطور بود؟

خیلی خوب. ما دو نفری به یک عروسک جان می دادیم. من به فیزیک و حرکاتش روح می دادم و او به صدا و بیان فامیل دور. بنابراین هماهنگی بین روح و جسم این عروسک به هماهنگی بین ما دو نفر بستگی داشت. خوشبختانه آقای مالکی یکی از خلاق ترین صداپیشه های کشورمان است و هر ایده ای را به بهترین نحو اجرا می کند. یادم هست وقتی ایده ای مطرح می شد او مدام در حال تمرین و تکرار بود و این همه پویایی در وجود او مرا هم سر ذوق می آورد. احساس می کنم امسال خیلی هماهنگ تر از سال قبل عمل کردیم و همراهی ما باعث شد فامیل دور از سال گذشته خیلی بهتر ظاهر شود.

جام جم

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٦

عروسک گردان فامیل دور: فامیل دور یک موجود زنده است

چهره فامیل دور چیزی نیست جز کمی اسفنج و رنگ به علاوه کمی مو به عنوان ابرو و سبیل و البته چشم های ریزی که زیر پشته ای ابرو به سختی دیده می شود. اما همین چهره در موقعیت های مختلف می خندد، متعجب می شود، در هم فرو می رود، گشاده می شود و گاهی هم عمیق به ما نگاه می کند! مرضیه محبوب به عنوان عروسک ساز، بهادر مالکی در مقام صداپیشه و محمد لقمانیان به عنوان عروسک گردان هر کدام در جان دادن به این عروسک سهم دارند اما به نظر می رسد محمد لقمانیان برای فامیل دور سنگ تمام گذاشته و حرکاتی برای او طراحی کرده که در دیگر عروسک ها نمی بینیم. به همین بهانه با او به گفت وگو نشستیم.



شما از جمله کسانی بودید که برای «کلاه قرمزی 90» دعوت به همکاری شدید. آیا از ابتدا مشخص شده بود که قرار است کدام عروسک را بازی بدهید؟

نه، ما نزدیک دو ماه بدون عروسک با هم تمرین کردیم و بعد ببعی و فامیل دور رونمایی شدند. من به محض آن که این دو عروسک را دیدم احساس کردم دلم می خواهد فامیل دور را بازی بدهم. حسی به من می گفت که این عروسک باید مال من باشد.



یعنی بدون عروسک تمرین می کردید؟!

بله. تمرین های دست، بداهه گویی، صداپیشگی و...



چطور شد که بالاخره فامیل دور مال شما شد؟

بعد از این که تمرین ها را با عروسک ها شروع کردیم، هر بار یا خودم سراغ فامیل دور می رفتم یا آقای طهماسب می گفت تو امروز این عروسک را بردار و کم کم دیدیم من و فامیل دور با هم جور شده ایم و این عروسک مال من شده است.



به نظر می رسد فامیل دور تفاوت های جدی و اساسی با دیگر عروسک های این مجموعه دارد. برای شما به عنوان عروسک گردان چه مزایایی داشت؟

این عروسک نسبت به بقیه عروسک های مجموعه بزرگ تر است البته به همین دلیل وزنش بیشتر از آنهاست و بازی دادنش سخت تر است. یکی دیگر از جذابیت های فامیل دور برای من این است که برای اولین بار عروسکی به برنامه کلاه قرمزی وارد شد که بچه نیست. او کچل است، سبیل دارد و از همه مهم تر این که نگاه خاصی دارد. من احساس می کنم چشم های فامیل دور با چشم بقیه عروسک ها فرق دارد؛ انگار نگاهمان می کند و انگار زنده است. فکر می کنم خانم محبوب او را با حس بیشتری ساخته است. فامیل دور در مقایسه با دیگر عروسک های این مجموعه یک ویژگی دیگر هم دارد و آن هم این است که گردن دارد و این به من عروسک گردان فضا می دهد برای این که سرش را بچرخانم.



انصافا صدای این عروسک هم حسابی به چهره اش هماهنگ است. این هماهنگی به کار شما هم کمک کرد؟

بله بسیار زیاد. اوایل کارمان، آقای مالکی برای مدتی نتوانست بیاید. بقیه دوستان کمک می کردند و به جای او حرف می زدند و حتی آقای جبلی هم به جای این عروسک حرف زد اما وقتی بهادر آمد احساس کردم این شخصیت برای خودش هویت پیدا کرده و به راستی جان گرفته است. با صدای بهادر مالکی، فامیل دور زنده شد و آنقدر برای من واقعیت پیدا کرد که شب ها خوابش را می دیدم.



در خواب شما فامیل دور یک عروسک بود که شما او را بازی می دادید یا زنده بود و خودش حرکت می کرد؟

زنده بود؛ ما باهم دوست بودیم، حرف می زدیم و بیرون می رفتیم و...



اما شما عروسک گردان هستید و بیشتر اوقات فامیل دور را از زیر میز می بینید نه از آن نمایی که ما می بینیم!

بله. اما او به یک شخصیت جدید در زندگی من بدل شده بود و من دوستش داشتم.



بـنابراین همکــاری با مجموعه کلاه قرمزی برای شما خیلی هیجان انگیز بوده است!؟

آقای طهماسب هنرمند بزرگی است و کم کاری را نمی پذیرد. همه ما با دل و جان در خدمت این کار بودیم. من به خاطر همکاری با این گروه هم شور داشتم، هم شوق، هم هیجان، هم استرس و دلشوره.



از این که این کار تمام شده چه حسی دارید؟

شاید باورتان نشود اما بیشتر از هر چیز از این موضوع ناراحتم که عروسک ها را باید توی صندوق بگذاریم تا دفعه بعدی که نمی دانم کی هست و من هستم یا نه.



فکر نمی کردم یک مرد بتواند تا این حد به یک عروسک احساس داشته باشد!

خود من هم فکر نمی کردم. روزهای اول وقتی می دیدم خانم فنی زاده با کلاه قرمزی حرف می زند، او را نوازش می کند، موهایش را مرتب می کند و قربان صدقه اش می رود، من هم تعجب می کردم اما وقتی خودم عروسک گردانی فامیل دور را انجام دادم، به این عروسک جان بخشیدم و مدتی طولانی با او زندگی کردم، فهمیدم می شود یک عروسک را باور کرد و او را یک موجود زنده دانست. ما از وجود خودمان به عروسک ها جان می دهیم و اگر خوب باشیم عروسک ها خوب خواهند شد و اگر بد باشیم عروسک ها بد خواهند شد. به نظر من غم انگیزترین لحظه برای یک عروسک گردان وقتی است که عروسک اش را می گذارند توی آرشیو.



نمی دانم احساس شما به این عروسک باعث شده، فامیل دور اینقدر واقعی به نظر برسد یا ویژگی هایی که خود عروسک دارد و شاید هم چون فامیل دور یک آدم بزرگ است اینقدر حرکاتش طبیعی است. به نظر شما علت چیست؟

شاید همه اینها. اما من به اندازه خودم تلاش کرده ام تا این اتفاق بیفتد. من بازیگر تئاتر هستم و سعی ام بر این بوده که فامیل دور را مانند یک بازیگر به حرکت در بیاورم. طوری او را بازی می دهم که به اطرافش دقت داشته باشد، طبیعی رفتار کند مثلاگاهی سرش را بخاراند یا قلنج گردنش را بشکند و طوری روی صحنه حرکت کند که گویی تکنیک های بازیگری را آموخته و یک بازیگر حرفه ای است. البته تمرین ها هم در این زمینه بسیار موثر بوده است. آقای طهماسب همیشه از ما می خواست که دست خالی سر تمرین حاضر نشویم؛ پرانرژی بیاییم و حرکات تازه برای عروسکمان طراحی کنیم.



با این وصف باید در مقایسه با روزهای اولتان، خیلی چیزها یاد گرفته باشید!

من وقتی تکرار برنامه کلاه قرمزی سال 90 را دیدم از کار خودم بدم آمد. انگار با ترس و لرز فامیل دور را بازی می دادم، حرکاتم خام بود و به پختگی لازم نرسیده بود. امسال سعی کردم این نقص ها را جبران کنم؛ کمی حرکات تازه به عروسک بدهم و برای دست حتی سبیل فامیل دور هم حرکاتی را طراحی کردم.



کار با آقای مالکی چطور بود؟

خیلی خوب. ما دو نفری به یک عروسک جان می دادیم. من به فیزیک و حرکاتش روح می دادم و او به صدا و بیان فامیل دور. بنابراین هماهنگی بین روح و جسم این عروسک به هماهنگی بین ما دو نفر بستگی داشت. خوشبختانه آقای مالکی یکی از خلاق ترین صداپیشه های کشورمان است و هر ایده ای را به بهترین نحو اجرا می کند. یادم هست وقتی ایده ای مطرح می شد او مدام در حال تمرین و تکرار بود و این همه پویایی در وجود او مرا هم سر ذوق می آورد. احساس می کنم امسال خیلی هماهنگ تر از سال قبل عمل کردیم و همراهی ما باعث شد فامیل دور از سال گذشته خیلی بهتر ظاهر شود.

جام جم

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٦