کلاه قرمزی


کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله

عکس پسر فامیل دور

FamildoorCaffecinema

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۳

صداپیشگان ببعی، جیگر و فامیل دور در فیلم کمال تبریزی + عکس

سه صداپیشه مجموعه «کلاه قرمزی» که برای اولین‌بار در کنار هم مقابل دوربین یک فیلم سینمایی رفته‌اند، از اینکه بسیاری از مردم چهره‌ آن‌ها را نمی‌شناسند،‌ راضی هستند.

بهادر مالکی‌، محمد بحرانی و کاظم سیاحی صداپیشگان مجموعه «کلاه قرمزی» هستند که این روزها به عنوان بازیگر در فیلم «طبقه حساس» به کارگردانی کمال تبریزی حضور دارند و نقش دوستان شخصیت اصلی فیلم (با بازی رضا عطاران) را ایفا می‌کنند.

محمد بحرانی، بهادر مالکی‌ و کاظم سیاحی صداپیشه های کلاه قرمزی
از راست، محمد بحرانی، بهادر مالکی‌ و کاظم سیاحی

محمد بحرانی که در مجموعه «کلاه قرمزی» به جای ببعی و آقای همساده صحبت می‌کند، درباره تجارب بازیگری‌اش گفت: «تجربه دو کار کوتاه دارم و در فیلم‌های «اتوبوس شب» ،‌«رفیق بد» و «کلاه قرمزی و بچه ننه» حضور داشته‌ام، ضمن این که تجارب کارهای زیادی در تلویزیون و تئاتر را داشتم.»

بهادر مالکی گوینده عروسک فامیل دور و مرغ در مجموعه «کلاه قرمزی» نیز با بیان اینکه پیش ازاین در «کلاه قرمزی و بچه‌ ننه» مقابل دوربین رفته است،‌ اظهار کرد: «فعالیت بازیگری در کارهای تلویزیونی مانند «مدرسه فسقلی‌ها»،«تصادف ممنوع» و آثار دیگری بوده که بیشتر مربوط به کودکان بوده است.»

کاظم سیاحی هم که در «کلاه قرمزی» به جای جیگر و عروسک گدا صحبت می‌کند، بازی در فیلم «طبقه حساس» را اولین تجربه سینمایی‌اش عنوان کرد و گفت: «اما در تلویزیون کارهایی بوده که مقابل دوربین رفته‌ام، از جمله مجموعه «کوچه اقاقیا» که توسط رضا عطاران ساخته شد و مجموعه دیگری چون «کارگاه‌ها»‌،«مدرسه فسقلی‌ها» و همین سریال «داوران» که در حال حاضر در حال پخش است.»

بحرانی ادامه داد: «ما سه نفر به همراه 10 ،‌12 نفر دیگر، یک گروه هستیم که سال‌هاست کار عروسکی می‌کنیم و در کنار صداپیشگی و بازی، به فعالیت نویسندگی و سرودن شعر نیز مشغولیم.»

وی حضورشان را در فیلم کمال تبریزی، انتخاب حبیب رضایی به عنوان بازیگردان این فیلم دانست و گفت: «ایشان در مجموعه «کلاه قرمزی» نیز حضور دارند و باعث معرفی ما به آقای تبریزی شدند.»

سیاحی نیز ادامه داد: «در حدود سی تا چهل درصد، صحنه‌های این فیلم حضور داریم که فکر می‌کنم، کار ما حدود 13 روز طول بکشد. در واقع نقش سه رفیق گرمابه و گلستان را داریم که با شخصیت اصلی فیلم دوست هستند.»

بحرانی افزود: «شاید علت اصلی انتخاب ما هم دوستی‌مان، با هم باشد و فکر می‌کردند این مناسبات در مقابل دوربین هم به خوبی دربیاید.»

وی کار کردن با کمال تبریزی را بسیار لذت بخش خواند و گفت: «در حال حاضر که روزهای اول فیلمبرداری است، اما از روزی که جلسات دورخوانی شروع شد، بسیار لذت بردم و معتقدم کار ایشان ذاتا عالی است.»

مالکی هم از حضورش در این فیلم ابراز رضایت کرد و گفت: «بازی در «طبقه حساس» تجربه‌ای است که آن را بسیار دوست دارم.»

سیاحی که پیش از این در «کوچه اقاقیا» نیز در کنار رضا عطاران بوده است‌، اظهار کرد: «حضور در این فیلم، خصوصا بازی در کنار آقای عطاران بسیار دوست داشتنی و لذت بخش است و خوشحالم که چنین تجربه جالبی را به دست آوردم. من آقای تبریزی را دورادور می‌شناختم و یکی از ویژگی‌های مهم ایشان استقبال از پیشنهاداتی است که مطرح می‌شود.»

بحرانی ادامه داد: «ایشان آرامشی سرصحنه دارند که برایم بسیار جذاب است و معتقدم کارگردانی که سر کارش آرام باشد، نتیجه بهتری از کارش می‌گیرد. معتقدم «مارمولک» و «لیلی با من است» دو تا از بهترین‌های تاریخ سینمای ایران هستند.»

مالکی که به واسطه صداپبشگی عروسک «فامیل دور» صدایش بسیار شناخته شده است، در عین حال از اینکه در خیابان کسی چهره او را نمی‌شناسد ابراز رضایت کرد و گفت: «صداپیشگی را بسیار دوست دارم و ازاینکه مرا کمتر را می‌شناسند خوشحال‌تر هستم.»

این گفته مالکی با تایید دو صداپیشه دیگر همراه می‌شود.

سیاحی علاقه‌اش را به بازیگری بیشتر از صداپیشگی عنوان کرد و گفت: «هر سه ما تجربه زیادی در تئاتر داشته‌ایم و خود من این حوزه را بیشتر دوست دارم.»

وی افزود: «من معتقدم صداپیشگی هم نوعی بازیگری است و اگر تسلط نداشته باشی صداپیشه خوبی هم نمی‌شوی.»

بحرانی در ادامه صحبت‌های سیاحی گفت: «بسیاری فکر می‌کنند، صداپیشگی تقلید صداست در حالی که این نیست و باید شخصیتی را بازی کنیم.»

سیاحی در مورد اینکه در مجموعه «کلاه قرمزی» چقدر دستش برای بداهه‌گویی باز است‌، اظهار کرد: «دستمان باز است اما هر بداهه‌ای باید از ذهن آقای جبلی و طهماسب بگذرد. در واقع بازیگر فرمانبردار کارگردان است.»

این سه بازیگر و صداپیشه در بخش دیگری از این گفت‌وگو به مجموعه «کلاه قرمزی» پرداختند.

محمد بحرانی، بهادر مالکی‌ و کاظم سیاحی صداپیشه های کلاه قرمزی

مالکی درباره کمرنگ شدن عروسک «کلاه قرمزی» بعد از اضافه شدن عروسک‌های دیگر مطرح کرد: «اما در مجموع همه عروسک‌ها زیر اسم «کلاه قرمزی» قرار دارند و از این طریق معرفی می‌شوند.»

سیاحی که در آخرین قسمت پخش شده از مجموعه «کلاه قرمزی» به جای «گدا» صحبت کرد درباره اضافه شدن این عروسک به مجموعه گفت: «تاکنون اکثر عروسک‌هایی که آمده‌اند، مانده‌اند و ممکن است این عروسک هم در کار بماند و یا بعضی وقت‌ها به عنوان مهمان سروکله‌اش پیدا شود.»

بحرانی در پایان از حضورش در تئاتری عروسکی خبر داد و گفت: «ما همه تئاتر خوانده‌ایم، اما از وقتی درگیر تلویزیون شده‌ایم کمتر وقت کرده‌ایم سراغ تئاتر برویم و خوشبختانه این فرصت فراهم شده است و من در کاری به نام «افسانه آه» که بزودی در خانه هنرمندان اجرا می‌شود به عنوان بازیگر و عروسک‌گردان حضور خواهم داشت.»

عکس‌ها: ایسنا

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۱٦

عروسک گردان فامیل دور: فامیل دور یک موجود زنده است

چهره فامیل دور چیزی نیست جز کمی اسفنج و رنگ به علاوه کمی مو به عنوان ابرو و سبیل و البته چشم های ریزی که زیر پشته ای ابرو به سختی دیده می شود. اما همین چهره در موقعیت های مختلف می خندد، متعجب می شود، در هم فرو می رود، گشاده می شود و گاهی هم عمیق به ما نگاه می کند! مرضیه محبوب به عنوان عروسک ساز، بهادر مالکی در مقام صداپیشه و محمد لقمانیان به عنوان عروسک گردان هر کدام در جان دادن به این عروسک سهم دارند اما به نظر می رسد محمد لقمانیان برای فامیل دور سنگ تمام گذاشته و حرکاتی برای او طراحی کرده که در دیگر عروسک ها نمی بینیم. به همین بهانه با او به گفت وگو نشستیم.



شما از جمله کسانی بودید که برای «کلاه قرمزی 90» دعوت به همکاری شدید. آیا از ابتدا مشخص شده بود که قرار است کدام عروسک را بازی بدهید؟

نه، ما نزدیک دو ماه بدون عروسک با هم تمرین کردیم و بعد ببعی و فامیل دور رونمایی شدند. من به محض آن که این دو عروسک را دیدم احساس کردم دلم می خواهد فامیل دور را بازی بدهم. حسی به من می گفت که این عروسک باید مال من باشد.



یعنی بدون عروسک تمرین می کردید؟!

بله. تمرین های دست، بداهه گویی، صداپیشگی و...



چطور شد که بالاخره فامیل دور مال شما شد؟

بعد از این که تمرین ها را با عروسک ها شروع کردیم، هر بار یا خودم سراغ فامیل دور می رفتم یا آقای طهماسب می گفت تو امروز این عروسک را بردار و کم کم دیدیم من و فامیل دور با هم جور شده ایم و این عروسک مال من شده است.



به نظر می رسد فامیل دور تفاوت های جدی و اساسی با دیگر عروسک های این مجموعه دارد. برای شما به عنوان عروسک گردان چه مزایایی داشت؟

این عروسک نسبت به بقیه عروسک های مجموعه بزرگ تر است البته به همین دلیل وزنش بیشتر از آنهاست و بازی دادنش سخت تر است. یکی دیگر از جذابیت های فامیل دور برای من این است که برای اولین بار عروسکی به برنامه کلاه قرمزی وارد شد که بچه نیست. او کچل است، سبیل دارد و از همه مهم تر این که نگاه خاصی دارد. من احساس می کنم چشم های فامیل دور با چشم بقیه عروسک ها فرق دارد؛ انگار نگاهمان می کند و انگار زنده است. فکر می کنم خانم محبوب او را با حس بیشتری ساخته است. فامیل دور در مقایسه با دیگر عروسک های این مجموعه یک ویژگی دیگر هم دارد و آن هم این است که گردن دارد و این به من عروسک گردان فضا می دهد برای این که سرش را بچرخانم.



انصافا صدای این عروسک هم حسابی به چهره اش هماهنگ است. این هماهنگی به کار شما هم کمک کرد؟

بله بسیار زیاد. اوایل کارمان، آقای مالکی برای مدتی نتوانست بیاید. بقیه دوستان کمک می کردند و به جای او حرف می زدند و حتی آقای جبلی هم به جای این عروسک حرف زد اما وقتی بهادر آمد احساس کردم این شخصیت برای خودش هویت پیدا کرده و به راستی جان گرفته است. با صدای بهادر مالکی، فامیل دور زنده شد و آنقدر برای من واقعیت پیدا کرد که شب ها خوابش را می دیدم.



در خواب شما فامیل دور یک عروسک بود که شما او را بازی می دادید یا زنده بود و خودش حرکت می کرد؟

زنده بود؛ ما باهم دوست بودیم، حرف می زدیم و بیرون می رفتیم و...



اما شما عروسک گردان هستید و بیشتر اوقات فامیل دور را از زیر میز می بینید نه از آن نمایی که ما می بینیم!

بله. اما او به یک شخصیت جدید در زندگی من بدل شده بود و من دوستش داشتم.



بـنابراین همکــاری با مجموعه کلاه قرمزی برای شما خیلی هیجان انگیز بوده است!؟

آقای طهماسب هنرمند بزرگی است و کم کاری را نمی پذیرد. همه ما با دل و جان در خدمت این کار بودیم. من به خاطر همکاری با این گروه هم شور داشتم، هم شوق، هم هیجان، هم استرس و دلشوره.



از این که این کار تمام شده چه حسی دارید؟

شاید باورتان نشود اما بیشتر از هر چیز از این موضوع ناراحتم که عروسک ها را باید توی صندوق بگذاریم تا دفعه بعدی که نمی دانم کی هست و من هستم یا نه.



فکر نمی کردم یک مرد بتواند تا این حد به یک عروسک احساس داشته باشد!

خود من هم فکر نمی کردم. روزهای اول وقتی می دیدم خانم فنی زاده با کلاه قرمزی حرف می زند، او را نوازش می کند، موهایش را مرتب می کند و قربان صدقه اش می رود، من هم تعجب می کردم اما وقتی خودم عروسک گردانی فامیل دور را انجام دادم، به این عروسک جان بخشیدم و مدتی طولانی با او زندگی کردم، فهمیدم می شود یک عروسک را باور کرد و او را یک موجود زنده دانست. ما از وجود خودمان به عروسک ها جان می دهیم و اگر خوب باشیم عروسک ها خوب خواهند شد و اگر بد باشیم عروسک ها بد خواهند شد. به نظر من غم انگیزترین لحظه برای یک عروسک گردان وقتی است که عروسک اش را می گذارند توی آرشیو.



نمی دانم احساس شما به این عروسک باعث شده، فامیل دور اینقدر واقعی به نظر برسد یا ویژگی هایی که خود عروسک دارد و شاید هم چون فامیل دور یک آدم بزرگ است اینقدر حرکاتش طبیعی است. به نظر شما علت چیست؟

شاید همه اینها. اما من به اندازه خودم تلاش کرده ام تا این اتفاق بیفتد. من بازیگر تئاتر هستم و سعی ام بر این بوده که فامیل دور را مانند یک بازیگر به حرکت در بیاورم. طوری او را بازی می دهم که به اطرافش دقت داشته باشد، طبیعی رفتار کند مثلاگاهی سرش را بخاراند یا قلنج گردنش را بشکند و طوری روی صحنه حرکت کند که گویی تکنیک های بازیگری را آموخته و یک بازیگر حرفه ای است. البته تمرین ها هم در این زمینه بسیار موثر بوده است. آقای طهماسب همیشه از ما می خواست که دست خالی سر تمرین حاضر نشویم؛ پرانرژی بیاییم و حرکات تازه برای عروسکمان طراحی کنیم.



با این وصف باید در مقایسه با روزهای اولتان، خیلی چیزها یاد گرفته باشید!

من وقتی تکرار برنامه کلاه قرمزی سال 90 را دیدم از کار خودم بدم آمد. انگار با ترس و لرز فامیل دور را بازی می دادم، حرکاتم خام بود و به پختگی لازم نرسیده بود. امسال سعی کردم این نقص ها را جبران کنم؛ کمی حرکات تازه به عروسک بدهم و برای دست حتی سبیل فامیل دور هم حرکاتی را طراحی کردم.



کار با آقای مالکی چطور بود؟

خیلی خوب. ما دو نفری به یک عروسک جان می دادیم. من به فیزیک و حرکاتش روح می دادم و او به صدا و بیان فامیل دور. بنابراین هماهنگی بین روح و جسم این عروسک به هماهنگی بین ما دو نفر بستگی داشت. خوشبختانه آقای مالکی یکی از خلاق ترین صداپیشه های کشورمان است و هر ایده ای را به بهترین نحو اجرا می کند. یادم هست وقتی ایده ای مطرح می شد او مدام در حال تمرین و تکرار بود و این همه پویایی در وجود او مرا هم سر ذوق می آورد. احساس می کنم امسال خیلی هماهنگ تر از سال قبل عمل کردیم و همراهی ما باعث شد فامیل دور از سال گذشته خیلی بهتر ظاهر شود.

جام جم

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٦

چه خبر از عوامل کلاه قرمزی؟

بهادر مالکی

بهادر مالکی با صداپیشگی "فامیل دور" به شهرت رسید و در "کلاه قرمزی و بچه ننه" به عنوان بازیگر و مدیر صحنه حضور یافت. این روزها می توانید صدای او را در برنامه ی "خلف کامیرا (پشت دوربین)" از شبکه ی آی فیلم بشنوید.

خسرو احمدی

 

این بازیگر توسط ایرج طهماسب با برنامه ی "النگ و دولنگ" وارد دنیای بازیگری شد و یکی از بازیگران باتجربه ی تئاتر است و تاکنون همکاری های متعددی با طهماسب داشته است که آخرینشان "کلاه قرمزی و بچه ننه" بود. وی این روزها فیلم "همبازی" را بر روی پرده دارد که یک فیلم کودک است و بازیگران اصلی ان حمیدفرخ نژاد و نیکی کریمی هستند.

حبیب رضایی

از سال 87 که ایرج طهماسب و حمید جبلی تصمیم به برگرداندن کلاه قرمزی گرفتند همراهشان بوده است. امسال در فیلم "همه چیز برای فروش" به کارگردانی امیر ثقفی بازی کرده است و فیلم جنجالی "من مادر هستم" را در نوبت پخش دارد. در فیلم "بغض" که روی پرده رفته است هم مشاور امور بازیگران بود. اما از حضور در  فیلم "آیه و شمعدان" به کارگردانی بهرام بهرامیان به دلیل حضور محمدرضا شریفی نیا انصراف داد.

حبیب

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥

کارت ملی فامیل دور

کارت ملی فامیل دور

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٠

چه کسانی به فامیل دور و ببعی جان می دهند؟

مسال هم مثل نوروز دو سال پیش که کلاه‌قرمزی جای خودش را حسابی باز کرده بود، با این تفاوت که امسال تیکه کلام‌ها و سوژه‌هایی که دهن به دهن می‌گشت تیکه کلام‌های عروسک‌های جدید بود فامیل دور و ببعی.

همشهری جوان به سراغ تیم جوانی رفته  که عروسک‌گردان و صداپیشه فامیل دور ببعی بودند. قسمت‌هایی از این مصاحبه را می‌خوانیم.

متن کامل این مصاحبه ی مفصل رو می تونید در شماره ی 304 مشهری جوان بخونید.

http://www.niazerooz.com/Im/P/90/0124/Safe6343831041271.jpg


 بیشترین سوالی که پیش می‌آید این است که این شخصیت‌ها از کجا آمدند؟ نویسنده داشتند؟
محمد بحرانی (صداپیشه ببعی): من یک توضیح کلی می‌دهم. یک ماه قبل از ضبط آقای طهماسب و خیلی اعضای گروهشان را جمع کردند. یک خانه‌ای را گرفتند و عملا تمرین‌ها را شروع کردند. این تمرین کردن برای خود ما هم تجربه جالبی بود چون در کار تلویزیونی عملا تمرینی وجود ندارد و ما در کارهای قبلی بلافاصله شروع به ضبط می‌کردیم. تمرین ما عملا از نقطه صفر شروع شد، یعنی می نشستیم دور یک میز و می‌گفتند حرف بزنید هر حرفی درباره عید خاطرات بچگی و هر چیزی که به ذهنمان می‌‌آمد. البته این طور نبود که بخواهند همه قصه را با حرف‌ها ما بسازند. قبل از شروع تمرین‌ها فکر کرده بودند و برایشان مشخص بود که می‌خواهند چه کنند، اما آقای طهماسب و جبلی همه حرف‌ها ما را یادداشت می‌کردند. بعد از اینکه با توانایی‌هیا فردی هر کدام از اعضای گروه آشنا شدند آرام آرام شخصیت‌ها شکل گرفت.

محمد لقمانی (عروسک‌گردان فامیل دور): خوبی آقای طهماسب و جبلی در این تمرین این بود که می‌دانستند چه شخصیت‌هایی قرار است وارد کار شوند اما ما تا اواخر آن یک ماه می‌دانستیم قرار است چه عروسک‌هایی را عروسک‌گردانی کنیم با صدایشان را بگوییم. همه مدت این را می‌گفتند که ما می‌دانیم می‌خواهیم چه کار کنیم. بعد از همه صحبت‌ها چند هفته مانده بود به کار فهمیدیم که چه عروسکی قرار است وارد کار شود و هر کس چه مسئولیتی دارد. مثلا سر شکل‌گیری فامیل دور ماجرا از این قرار بود که یک روز عروسک فامیل دور قرار است چه کاره باشد؟

فکر می‌کنم خودشان می‌دانستند که چه می‌خواهند ولی می‌خواستند ببینند ما چه می‌گوییم. بعد از حرف زدن به این نتیجه رسیدیم که «دربان» بودن به فامیل دور می‌خورد. بعد آقای جبلی، من، محمد و آقای هدایتی صداهایمان را تست زدیم تا اینکه رسیدیم به بهادر، صدای بهادر روی عروسک نشست و دیدیم که خیلی هم نمک دارد. بعد مانده بود که ویژگی شخصیت‌ را پیدا کنیم. آقای جبلی و طهماسب خیلی تأکید داشتند که ما صداسازی نکنیم و شخصیت‌ها مابه ازای بیرونی داشته باشند و کسی باشد که ما دوروبرمان دیده‌ایم و خیلی طبیعی باشد. تا اینکه بهادر تکیه کلام «من چه جوری‌ام» را که خودش استفاده می‌کند وارد شخصیت کرد این تکیه کلام خود بهادر است. مثلا وقتی سرفه می‌کند بعد می‌پرسد من چه جوری بودم می‌خندد می‌رسد من چه جوری بودم؟

اسم فامیل دور از کجا آمد؟
بهادر مالکی (صداپیشه فامیل دور): اسم را آقای طهماسب انتخاب کردند.

یعنی از اول اسمش فامیل دور بود؟
بحرانی:
نه اسم در یک پروسه به وجود آمد. اول قرار بود فامیل دور نگهبان آنجا باشد. در همین پروسه اسم فامیل دور گفته شد. فکر می‌کنم خود آقای طهماسب گفت فامیل دور. بقیه هم موافق بودند.

تکیه کلام‌ها کجا درآمدند؟ در تمرین یا موقع ضبط؟
هر دو حالت بود به یک سری از ویژگی‌های شخصیتی موقع تمرین می‌رسیدیم و به یک سری از تکیه کلام‌ها سر ضبط ما متن و دیالوگ نوشته شده نداشتیم.

در کار حرفه‌ای این عروسک‌ها صداپیشه و عروسک‌گردان‌ معمولا یک نفر هستند یا دو نفر؟
بنفشه صمدی (عروسک‌گردان ربیعی): نه معمولا دو نفرند، چون اغلب امکان این نیست که یک نفر هم عروسک‌گردانی کندو هم حرف بزند. به این خاطر که ممکن است سروصدا ایجاد کند و اگر بلندگو به بدنش متصل باشد در صدا مشکل ایجاد می‌شود.

قصه‌های پلاتو مشخص بود با ایده‌های خودتان بود؟ ایده‌هایی مثل آشپزی یا بادکنکی به آقای مجزی رویش به کلاه قرمزی دور و نزدیک را نشان می‌داد و...
صمدی: خیلی از این ایده‌هایی که گفتید سر ضبط شکل می‌گرفت، مثلا در قسمت آشپزی اصلا قرار نبود ببعی آشپزی کند، اما آقای بحرانی به آقای طهماسب گفت اجازه می‌دهید ما هم یک کاری بکنیم؟ بعد آقای بحرانی به من پیشنهاد داد که ببعی با زبان انگلیسی کامل خیلی جدی آشپزی درس بدهد. من هم متن را نوشتم و آقای بحرانی خواند و اجرا کردیم و آقای طهماسب هم خیلی استقبال کرد.

طهماسب و جبلی به عنوان مدیران پروژه و کسانی که در کار کودک با سابقه هستند چقدر دستتان را برای بداهه و خلاقیت باز گذاشته بودند و شما به عنوان جوان‌هایی که تازه کار هستید چقدر راه اجازه مانور داشتید؟

مالکی: خب کار فضایی داشت که ما گاهی وقت‌ها به اعتماد به نفس خودمان شک می‌کردیم، یعنی نمی‌دانستیم این جمله را بگوییم یا بگوییم، اما بعد از ضبط وقتی می‌گفتیم من می‌خواستم این جمله را بگویم و شک کردم آقای طهماسب و جبلی می‌گفتند باید چیزی را که به ذهنت می‌رسید می‌گفتی.

آقای بحرانی، صداپیشگی ببعی چه ویژگی‌ای داشت؟ اینکه جای عروسکی حرف بزنید که اصلا دیالوگ ندارد برایتان سخت نبود ریسک نبود؟
بحرانی: راستش من به خاطر صدای کلفتی که دارم همیشه در کارها نقش دانای کل می‌گیرم و خیلی حرف می‌زنم، اما کار ببعی ریسک بود چون من هیچ دیالوگی نداشتم و فقط می‌توانستم دو کلمه بگویم بع و نه مثلا در خیلی از پلاتوها باید همه عروسک‌ها می‌آمدند و درباره اتفاق حرف می‌زدند و می‌رفتند.

ببعی هم باید همراه عروسک‌ها می‌آمد، اما نمی‌توانست حرفی بزند چون نه باید انسان کامل دیده می‌شد نه حیوان کامل. فقط می‌توانست بع و نه بگوید. این روزهای اول خیلی بی‌نمک بود و من سر تمرین ناامید شده بودم و حتی سر ضبط می‌ترسیدم که عروسک نگیرد و بی‌نمک بشود، چون سر صحنه هیچ کس به ببعی نمی‌خندید، اما به کلاه‌قرمزی و پسرخاله می‌خندیدند، اما وقتی روزهای عید با چند تا از بچه‌های فامیل کار را می‌دیدیم فهمیدم که عروسک را دوست دارند.

*********

به زودی عکس گویندگان و عروسک گردان های ببعی و فامیل دور در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢۸