کلاه قرمزی


کلوپ هواداران کلاه قرمزی و پسرخاله

روانشناسی کلاه قرمزی و پسر خاله

بعضی ها معتقدند که ما برنامه‌های خوب و آموزنده برای کودکان نداریم اما خانم دکتر بدری سادات بهرامی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، چنین نظری ندارد
استدلال شما در تاکید بر اینکه برنامه‌های خوبی برای آموزش مهارت زندگی به بچه‌ها و حتی والدینشان وجود دارد و اسامی این برنامه‌های خوب چیست؟
من قصد ندارم بگویم برنامه‌های بی‌محتوا که حتی گاهی تکیه کلام‌های نادرست یا رفتار‌های ناشایست را به کودکان و نوجوانان می‌آموزند، وجود ندارد اما معتقدم نباید با عینک بد‌بینی نگاه کرد و برخی واقعیت‌ها را نادیده گرفت. کافی است کمی نکته سنج باشیم و از خود بپرسیم چرا یک برنامه کودک این همه سال ماندگار می‌شود و با همان اندازه طرفدار که داشته، پیش می‌رود؟ منظورم از چند سال، یکی، دو سال و 10 سال نیست، برنامه کلاه قرمزی و پسر‌خاله بیش از 25 سال عمر دارد. کودکی پسر‌های من با این برنامه گذشت. پسرم که 2 ماه دیگر پدر می‌شود، وقتی کودک بود با اشتیاق این عروسک شیطان را دنبال و درخواست می‌کرد می‌کرد آن را برایش بخرم. به نظر من نه فقط کلاه‌قرمزی و پسر‌خاله، بلکه رفتار آقای مجری یا همان آقای طهماسب هم در این برنامه واقعاً به عنوان یک بزرگ‌تر دانا از نگاه روان‌شناسی قابل تقدیر است و می‌تواند الگو باشد



به نظر شما دلیل ماندگاری این برنامه پرمخاطب، نگاه ویژه نویسندگان آن است؟
 بله، امیدوارم تا چند وقت دیگر CD کلاه‌قرمزی را برای نوه‌ام بخرم. نویسنده‌ها آقای «ایرج طهماسب» و «حمید جبلی» بسیار هوشمندانه و درست مطابق زندگی واقعی قشر متوسط جامعه ما با کنار هم قرار دادن 2 شخصیت متفاوت از کودکان، با هدف مشخصی داستانی را تعریف می‌کنند که در آخر آن معلوم می‌شود نقشه‌های بچه‌های بازیگوشی مانند کلاه‌قرمزی که مدام دلشان می‌خواهد از راه‌های میان‌بر و بدون زحمت به خواسته خود برسند، عملی نمی‌شود. مثلا کلاه‌قرمزی با شگرد کودکانه و زبان بازی همیشه سعی دارد در دل بزرگ‌تر‌ها نفوذ کند و قوانین را بشکند اما به این نتیجه می‌رسد که آن قاعده و قانونش‌ها در نهایت به نفع خودش بوده است؛ اگر تکالیف مدرسه‌اش را خودش انجام می‌داد و از کس دیگری نمی‌خواست آنها را بنویسد، حالا موقع امتحان که مهارت فردی او را می‌سنجند، سردرگم نمی‌ماند. در کنار این موضوع مهم که نگاه ویژه و هوشمندانه نویسنده چطور، کی و کجا باید به بچه فرصت بچگی کردن بدهند، کجا جلوی او بایستند و چطور او را به سوی هدف سوق دهند. درست به همین دلیل است که این برنامه مخاطب کودکان و بزرگسال را یکجا دارد.


شاید ساعت پخش آن در نوروز هم علت این استقبال باشد چون ساعت 8 شب اغلب خوانده‌ها پای تلویزیون می‌نشینند.
به نکته مهمی اشاره کردید و یادم آوردید تاکید کنم خانواده‌ها نباید همه به اتفاق جلوی تلویزیون بنشینند و بدون آنکه مطلع باشند چه برنامه‌ای قرار است پخش شود و مناسب کودک یا نوجوان هست یا نه، بچه‌ها را در معرض برنامه‌هایی که مناسب‌ سنشان نیست، قرار دهند. حتی دیدن اخبار که امکان دارد صحنه‌های مجرم یا پرخاشگری و جنگ را نشان دهد یا برخی سریال‌ها مناسب بچه‌ها نیست و آنها را از برنامه‌های تربیتی که برایشان داریم، دور می‌کند.


شما که به عنوان یک مادر در مورد برنامه یا محصول فرهنگی مناسب بچه‌ها نظر می‌دهید، خودتان هم کنار پسرتان به تماشای برنامه‌ها می‌نشستید؟
بله، به خصوص اگر برایش یک فیلم یا کارتون جدید می‌گرفتم، حتماً قبل از او خودم آن را تماشا می‌کردم و به نظرم این نکته مهمی است که همه والدین باید به آن توجه کنند. بچه‌ها به دلیلی قدرت خیال‌پردازی فوق‌العاده‌ای که دارند، با شخصیت‌های کارتونی همذات‌پنداری می‌کنند واز آن الگو می‌گیرند پس ما باید بدانیم قرار است چه ببینید.


می‌خواستم دقیقا به همین جا برسید تا بگویم بچه‌ها از شخصیت کلاه‌قرمزی که نماینده بچه‌های به قول شما بازیگوش و زبان‌باز است، الگو می‌گیرند آن هم بدون توجه به پایان ماجرا؛ چون گاهی نقش منفی برایشان محبوب است.
بله، اما به شرطی این اتفاق می‌افتد که مادر یا پدر کنار آنها نباشند. اگر والدین با کودکان داستان را تحلیل کنند و در موردش حرف بزنند، چنین نخواهد شد. پدر و مادر‌ها باید بدانند وقتی کودکان پای تلویزیون نشسته، لحظه رها شدن آنها از مسئولیت تربیت نیست. هرگز این مسئولیت سلب نمی‌شود و اگر باهوش و جزو والدین آگاه باشند، از ساعت بازی با کودکان یا تماشای فیلم به دلیلی خصوصیت ویژه‌‌ای که دارند، بیشتر بهره می‌گیرند تا دنیای فرزندشان را بشناسند و به او نزدیک شوند.


مگر لحظه‌های بازی با کودک چه مشخصه ویژه‌ای دارد؟
بچه‌ها همواره در زندگی خود در هر دوره رشدی با ترس مواجه‌اند. آنها از ما بزرگتر‌ها که منبع قدر تیم واهمه دارند و برخی احساسات و عواطف خود را سرکوب می‌کنند اما حین بازی و در مواجهه با عروسک و اسباب‌بازی (ماشین، هواپیما، حیوان و...) برون‌ریزی می‌کنند و این احساس امنیت و رهایی وقت خوبی است که به دنیای آنها سرک بکشیم و آسیب‌های احتمالی که بر آنها وارد شده، بشناسیم. روان‌شناسان در تکنیک بازی درمانی از همین نکته استفاده می‌کنند. بچه‌ها با عروسک‌ بابا، مامان، بچه‌، خاله و... بازی می‌کنند و درست با همان صحبت‌ها و واکنش‌هایی که در طول زندگی واقعی با آنها مواجه‌اند، به جای عروسک بابا و مامان و حرف می‌زنند. اگر کمی به خاله بازی بچه‌ها دقت کنید، می‌بینید گفته‌های شما و همسرتان، آنچه در صحبت‌های تلفنی می‌گویید و... را بازگویی می‌کنند. اگر به آنها پرخاش می‌کنید یا قربان صدقه می‌روید، همان را بازی می‌کنند.


استفاده از ترانه و موسیقی هم در مجموعه کلاه‌قرمزی و پسر‌خاله شاید نکته مثبت دیگری باشد. موافقید؟
اگر بگویم باز هم این نگاه کارشناسانه نویسنده‌ها را می‌رساند، تعجب می‌کنید. بچه‌ها از کلام پسر‌خاله و کلاه‌قرمزی تاثیر می‌گیرند اما به دلیل ریتمی که در ترانه وجود دارد و همراهی آن با موسیقی، تاثیری که از آن خواهند گرفت چند برابر کلام است. شاید برایتان جالب باشد که بچه‌ها چطور ترانه‌ها را حفظ می‌شوند و زمزمه می‌کنند با اینکه طولانی و پرکلمه‌اند می‌شود برای بچه‌های پرخاشگری کارتون‌هایی خرید که نقش اول محبوب در آن به جای خشونت در رسیدن به هدف از شیوه مناسب استفاده کند. می‌توانید بدون قضاوت، درست همانند کسی که همسن او است به تماشا بنشیید و بدون نصیحت کردن و طعنه زدن به دنیای او سرک بکشید و مشکلش را دریابید. کارتون‌هایی که موسیقی نت‌های آرامش دهنده دارند برای آدم‌های عصبی و پرخاشگر مناسب‌تر است.

 

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳٠

مادر گمشده ی کلاه قرمزی کجاست؟

حضور مهناز افشار در آخرین سری از مجموعه‌ی کلاه قرمزی فقط از آن جهت جالب بود که ستاره‌ای سینمائی در یک کار کودک تلویزیونی دیده می‌شد اما متاسفانه این ستاره به لحاظ معیارهای فنی بازیگری مناسب چنین برنامه‌ای به نظر نمی‌آمد پیش‌تر از او هم درباره‌ی حضور باران کوثری در این مجموعه دقیقا همین حرف‌ها را می‌شد زد.


به گزارش انتخاب، شاید در پاسخ بگوئید که این افراد متخصص بازی جلوی دوربین سینما هستند و عدم توانائی در اجرای برنامه‌های عروسکی تلویزیون چیزی از ارزش‌های آنان کم نمی‌کند ما هم قصد نداریم از ارزش‌های کسی بکاهیم اما فراموش نکنید که کلاه قرمزی یک برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی نیست بلکه مجموعه‌ای ضبط شده است و هنر پیشه‌ی توانا باید بتواند در این میدان هم توانائی‌های خودش را نشان بدهد.

انگار آن‌ها نمی‌توانند زنده بودن این عروسک‌ها را باور کنند در حالی که میلیون‌ها مخاطب کلاه قرمزی توانسته‌اند.
شاید قرار گرفتن در جریان ساخت این اثر باعث شود جنبه‌های فنی پشت صحنه بیشتر به چشم آن‌ها بیاید و یک تحلیل عینی بر حس فانتزی‌شان غلبه کند. در چنین وضعیتی یاد چه کسی می‌افتید و جای خالی کدام هنرپیشه را احساس می‌کنید؟
مهناز افشار و باران کوثری نمی‌توانستند زنده بودن این عروسک‌ها را باور کنند اما یک نفر دیگر را سراغ داریم که به این حیات باور داشت، چون خودش در کالبد ساکت و بی‌جان عروسک‌های بسیاری روح دمیده بود. حتما تا بحال او را به یاد آورده‌اید؛ فاطمه معتمد آریا.
فاطمه‌ی معتمدآریا هم متخصص بازی جلوی دوربین سینما بود و با جرات تمام هنگام مقایسه‌ی او با دو بازیگر جوانی که نامشام را بردیم و همین‌طور تمام بانوان جوانسال بازیگر در سینمای امروز، می‌توان به برتری و برسری او حکم داد. اما غیر از بازی برای پرده‌ی نقره‌ای، دمیدن روح در کالبد عروسک را هم بلد بود و حتی بین گفتن و نگفتن می‌توانیم او را مادر کلاه قرمزی بدانیم. امروزه ورودی‌های سینما با ورودی‌های گذشته تفاوت بسیاری کرده و معیارهای دیگری غیر از شایستگی هنری در داخل شدن افراد به عرصه تاثیرگذار شده‌اند. معتمدآریا بدون استفاده از اغواگری و جذابیت‌های فریبکارانه‌ی زنانه و همچنین بدون توسل به پارتی و رانت و رابطه وارد سینما شده بود و متعلق به نسلی است که با سخت کوشی‌های فراوان اعتلای هنر ایرانی را با درخشش‌های بی‌نظیرشان در دوره‌ای نه چندان دور به ارمغان آوردند.
امروز جای خالی معتمد آریا حس می‌شود و این یعنی کف گیر سیستم مانکن سازی در سینمای ما به ته دیگ خورده. همچنین دیگر گفتمان تلقینی ( این هنرپیشه خوب است چون از فلان خانواده آمده، خریدار ندارد و ما به عنوان مخاطب امروزی حاضریم فیلم‌های قدیمی‌تر را علیرغم ریختگی نگاتیو و ایرادهای تصویری یا زیر و بم و ناپسندگی صوتی تماشا کنیم اما معتل دیدن خیلی از آثار امروزی نشویم.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۱٥

طهماسب، جبلی و مدرسی روی سن جشنواره کودک

(66+)(3-) کافه‌سینما-اصفهان: دقایقی پیش در اختتامیه بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان از عوامل فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی «کلاه‌قرمزی» تجلیل شد.

به گزارش کافه‌سینما در این مراسم ایرج طهماسب، حمید جبلی، دنیا فنی‌زاده، مرضیه محبوب و حمید مدرسی روی سن رفته و در حالی که با تشویق شدید حضار روبه‌رو شده بودند، لوح‌های تقدیر خود را دریافت کردند. ایرج طهماسب از مردم که همیشه به او لطف دارند تشکر کرد. جبلی هم ضمن تشکر، اعلام کرد که کلاه‌قرمزی چون جمعه‌ها به مدرسه می‌رود نتوانسته در مراسم امشب حضور پیدا کند! دنیا فنی‌زاده از طرف کلاه‌قرمزی و مرضیه محبوب از طرف پسرخاله از مردم تشکر کرد. مدرسی هم با تشکر از مردم و مسئولین جشنواره، اعلام کرد کلاه‌قرمزی به عنوان یک شخصیت ملی باید کم‌کم جایزه بدهد، نه این که جایزه بگیرد! او گفت کلاه قرمزی همچنان زنده است و هچنین به مردم وعده داد که منتظر برنامه‌های بعدی کلاه‌قرمزی باشند. منتظر تصاویر کافه‌سینما از این مراسم و گزارش‌های بعدی از جشنواره بیست و ششم باشید.

کافه‌سینما

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٧

احتمال برپایی بزرگداشت «کلاه‌ قرمزی» در اختتامیه جشنواره فیلم کودک

سی نت: سید احمد میرعلایی گفت: علاقه‌مندیم که حتما فیلم‌سازان مطرح سینمای کودک در این حوزه فعال باشند و خودمان دنبال این دوستان خواهیم رفت.

دبیر بیست‌و ششمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان درباره تعداد اندک سینماگران مطرح سینمای کودک در میان فیلمسازان بخش اصلی جشنواره‌ی اظهار کرد: شما اسم افرادی را بردید مثلا ابراهیم فروزش که قرار بود کاری را شروع کنند اما نگارش فیلمنامه‌ مقداری طولانی شد و حتما بعد از جشنواره باید کارشان را شروع کنند. یا محمد علی طالبی یا افراد دیگر، هیچ کدام فیلمنامه‌ای به فارابی ارائه نکرده‌اند یا اگر فیلمنامه ارائه‌کردند در مراحل بازنویسی و بازنگری قرار دارد.

وی ادامه داد: هیچکدام از این عزیزان فیلمنامه نیاورده‌اند. ما این انگیزه را ایجاد می‌کنیم که در فارابی با این عزیزان همکاری داشته باشیم و با هیچ کدامشان هیچ‌گونه اختلاف سلیقه‌ای نداریم. هر کدام به فارابی بیایند و فیلمنامه‌ی خوب داشته باشند مشتاقیم که کار کنیم بنابراین هیچکدام از این افراد به فارابی نیامده‌اند که به مشکلی بر بخورند یا ما پذیرای آنها نباشیم.

مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی تاکید کرد: البته در جمع داوران و یا به عنوان بزرگداشت در خدمت برخی از این عزیزان ازجمله غلامرضا رمضانی، ابراهیم فروزش، مسعود کرامتی، علی شاه حاتمی و پوران درخشنده هستیم.

میرعلایی درباره عدم حضور فیلم جدید پوران درخشنده «هیس دخترها فریاد می زنند» درجشنواره‌ی فیلم کودک اصفهان گفت: ایشان فیلم خوبی ساختند که بیشتراجتماعی است و تنها بازیگرانش دو تا بچه هستند و وقوع قصه با دو تا دختر بچه صورت می‌گیرد. این فیلم هشدار خوبی است اما برای بزرگسالان.

این مدیر سینمایی یادآور شد: خود خانم درخشنده هم از روزی که فیلم آماده شد، گفتند اصلا به فکر این فیلم برای جشنواره کودک نباشید و باید جای دیگری به نمایش درآید.

وی همچنین درباره عدم حضور فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» در میان آثار بخش مسابقه جشنواره اظهار کرد: چون این فیلم اکران شده ما نمی‌توانستیم در جشنواره بیاوریم. اما دلمان می‌خواست که در جشنواره باشد ولی شرایط اکران برایش مهیا بود و خوب هم بود که این کار انجام شود و به نفع سینما بود که اکران شود.

میرعلایی همچنین یادآور شد: اما به دنبال برپایی بزرگداشت خود عروسک «کلاه‌ قرمزی» در افتتاحیه بودیم که میسر نشد و امیدواریم در اختتامیه این اتفاق بی‌افتد.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٠

کاریکاتور/وقتی "کلاه قرمزی" بت من را از پای درآورد

به گزارش فرهنگ نیوز :پ.ن اگر آقایون مسئولین ذیربط یه خورده فکرشون رو به کار بندازن و آدمهای خلاق دور و برشونو ببینن خواهیم دید که امثال کلاه قرمزی چطور بساط بت من و بن تن رو جمع میکنن ...

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٠

تجلیل از کلاه قرمزی در یک جشنواره سینمایی

در بیست و ششمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان برای اولین بار از یک عروسک تجلیل به عمل می‌آید.

 

عروسک کلاه قرمزی به عنوان نمادی شاخص از یک برنامه طولانی مدت تلویزیونی و 3 فیلم سینمایی به بخشی از خاطرات مشترک کودکان و نوجوانان نسل‌های مختلف کشور مبدل شده است. به همین دلیل از این عروسک با حضور ایرج طهماسب و حمید جبلی تقدیر می‌شود.

 

فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» آخرین ساخته ایرج طهماسب با نقش‌آفرینی این عروسک باعث رونق مجدد سینمای کشور شد و ارتباط بسیار گسترده‌ای با مخاطبان برقرار کرد.

 

بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم های کودکان و نوجوانان از 17 تا 21 مهر ماه جاری در استان اصفهان برگزار می شود.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٠

پسری برای تمام فصول!

علی مولوی: دوباره سر و کله‌اش پیدا شد و همه‌چیز را زیر رو کرد. یک پسر بازیگوش با پیراهن یقه‌اسکی راه‌راه و شلوار ورزشی سبز، که بیست سال است بچه مانده، اما محبوب دل همه‌ است. به بهانه‌ی سومین حضورش بر پرده‌ی نقره‌ای سینما، نگاهی می‌اندازیم به زندگی‌اش؛ به این‌که از کجا آمده و چه‌طور شده که در نقش رونق‌بخش سینما حاضر شده است.

 

ماجرای دو دوست

«حمید جبلی» و «ایرج طهماسب» از کودکی با هم بودند. سال‌های کودکی و نوجوانی‌شان را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گذراندند و بزرگ که شدند، به‌عنوان مربی در آن‌جا با هم کار کردند.

سال 1360، مرضیه برومند قسمت‌های اولیه‌ی «مدرسه‌ی موش‌ها» را به‌عنوان بخشی از یک جُنگ چند قسمتی ساخت تا کودکان را به مدرسه رفتن علاقه‌مند کند. بعد از استقبال زیاد مردم، سری دوم این مجموعه در 105 قسمت ساخته شد و ایرج طهماسب و حمید جبلی را به یک مجموعه‌ی تمام عروسکی وارد کرد. طهماسب به جای «دُم باریک» و جبلی به جای «کُپُل» صحبت کردند و این دو شخصیت مدرسه‌ی موش‌ها را به محبوب‌ترین شخصیت‌های این مجموعه تبدیل کردند.

بعد از این مجموعه، طهماسب مجموعه‌ی عروسکی «آسمون و ریسمون» را کار کرد که در زمان خود عروسک‌های محبوبی بودند. سال 1370 جبلی و طهماسب، مجموعه‌ی «صندوق پست» را ساختند. در این مجموعه هر روز آقای مجری، نامه‌هایی را که بچه‌ها برایش فرستاده بودند می‌خواند و با حضور یک عروسک تازه با صدای حمید جبلی، یک شغل را به بچه‌ها معرفی می‌کرد. اما به‌خاطر تعداد زیاد شخصیت‌های عروسکی و کمبود بودجه، شبکه به آن‌ها اجازه داده بود از عروسک‌های قدیمی آرشیو صدا و سیما استفاده کنند. شاید کسی باور نمی‌کرد که می‌شود عروسک‌ها را گریم کرد، اما می‌شود!

مرضیه محبوب، مادر بسیاری از عروسک‌های دوست‌داشتنی ما، آن زمان عروسک‌ها را از آرشیو بیرون می‌آورد، چیزهایی به صورتشان اضافه می‌کرد و قیافه‌ی آن‌ها را تغییر می‌داد. در میان آن عروسک‌ها یک مورچه و یک لاک‌پشت هم بودند.

شاید باورکردنی نباشد که اولین عروسک‌های کلاه قرمزی و پسرخاله، در واقع انسان نبودند! کلاه قرمزی یک مورچه بود که خانم محبوب شاخک‌هایش را برداشته و از آن یک پسر بچه درآورد و پسرخاله هم یک لاک‌پشت!

اما اصلاً کلاه قرمزی چرا در برنامه‌ی صندوق پست حاضر شد؟ قرار بود کلاه‌قرمزی به‌عنوان یک شاگرد کفاش که درست کلمه‌ها را بیان نمی‌کند، یک روز در برنامه‌ی صندوق پست حاضر شود. اما آن‌قدر حضورش جذاب از آب در آمد که میخش را کوبید و در برنامه ماند! شاید هرگز جبلی و طهماسب فکرش را هم نمی‌کردند که کلاه‌قرمزی 20 سال بعد از آن روز، هنوز محبوب‌ترین عروسک این سرزمین باشد!

بعد از موفقیت حضور کلاه‌قرمزی و پسرخاله در صندوق پست، این‌بار با عروسکی جذاب‌تر اولین فصل مجموعه‌ی مستقل کلاه قرمزی ساخته شد. مجموعه‌ای که محبوبیت کلاه‌قرمزی را باز هم بالا برد و باعث شد اولین فیلم کلاه‌قرمزی کلید بخورد.

 کلاه‌قرمزی در سینما

سال 1373 اولین فیلم سینمایی کلاه‌قرمزی با نام «کلاه‌قرمزی و پسرخاله» ساخته شد. این فیلم یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است. این فیلم با بلیت 80 تومانی آن زمان توانست در سه ماه نمایش در تهران 171 میلیون تومان فروش کند. این فیلم علاوه بر فروش بالایش با 3 میلیون و 440 تماشاگر، پر بیننده‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در تهران لقب گرفت.

هشت سال بعد از موفقیت این فیلم، طهماسب و جبلی فیلم «کلاه قرمزی و سروناز» را با اضافه‌کردن شخصیت‌هایی جدید کار کردند که هر چند به موفقیت فیلم قبلی نرسید، اما با بلیت 550 تومانی و حدود یک میلیون تماشاگر در 81 روز، 550 میلیون تومان فروش کرد. کلاه‌قرمزی نشان داد همیشه و هر وقت که به آن احتیاج باشد، چرخ سینما را به راحتی می‌چرخاند!

 

مجموعه‌های نوروزی

نوروز 88 مصادف بود با بازگشت کلاه‌قرمزی به تلویزیون. برنامه‌ای کاملاً متفاوت،‌ آموزنده و شاد که هر روز مهمانی تازه در برنامه داشت. کلاه‌قرمزی 88 نشان داد که هنوز و بعد از 17 سال عروسک کلاه‌قرمزی سخت محبوب است. هم بین بزرگ‌ترهایی که خاطرات کودکی‌ یا نوجوانی‌شان با دیدن این عروسک، زنده می‌شود و هم بین کودکانی که هیچ خاطره‌ای از گذشته‌ی کلاه قرمزی ندارند. همین شد که مجموعه‌ی نوروزی کلاه‌قرمزی در نوروز 90 و 91 هم ادامه پیدا کرد، برنامه‌ای که با حدود 90 درصد بیننده، به یکی از محبوب‌ترین و ماندگارترین برنامه‌های سال‌های اخیر تلویزیون تبدیل شد. 

 

کلاه قرمزی و بچه‌ننه

در برنامه‌ی نوروزی «کلاه‌قرمزی 88» عروسکی تازه و بامزه به نام «پسرعمه‌زا» به مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی اضافه شد تا این‌بار دوران طلایی پسرعمه‌زا شروع شود و فیلم سوم کلاه‌قرمزی با حضور همین شخصیت تازه نوشته شود و پسرعمه‌زا هم از پرده‌ی نقره‌ای سر در آورد.

با وجود این‌که فیلم‌نامه‌ی کلاه‌قرمزی در این سال نوشته شده بود، اما ساخت آن به تأخیر افتاد.چون حس می‌شد قصه‌اش خوب از کار در نیامده، چهاربار فیلم‌نامه بازنویسی شد! برای همین زمستان سال 90 و قبل از شروع مجموعه‌ی نوروزی «کلاه‌قرمزی 91»، ساخت آن کلید خورد.

 

مأموریت: کمک به سینما!

کلاه‌قرمزی عید فطر امسال، در شرایطی که وضعیت اکران سال 91 خوب نبود و خیلی از سینماها و سینمادارها با مشکل مالی مواجه شده‌ بودند، وارد عرصه شد. او توانست در همان دو هفته‌ی اول نمایشش در خیلی از سینماهای تعطیل‌شده در شهرستان‌ها را دوباره بگشاید، حقوق عقب‌افتاده‌ی کارکنان سینما را تأمین کند و حتی به آسیب‌دیده‌‌های زلزله‌ی آذربایجان شرقی هم کمک‌رسانی کند.

اگر فروش «کلاه‌قرمزی و پسرخاله» و «کلاه‌قرمزی و سروناز» را با بلیت امروزی حساب کنیم، به ترتیب چیزی معادل 11میلیارد و پنج میلیارد تومان می‌شود؛ و اگر این عدد را با سه میلیارد فروش «کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه» جمع کنیم، چیزی نزدیک به 20 میلیارد تومان می‌شود!

کاش کمی بیش‌تر هوای ایرج طهماسب، حمید جبلی، کلاه‌قرمزی، پسرخاله، پسرعمه‌زا و... را داشته باشیم. کسانی که نشان‌ داده‌اند همیشه می‌توانند چرخ کند یا ایستاده‌ی سینما را دوباره به چرخیدن و تند چرخیدن وا دارند!

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

عکس قدیمی کلاه قرمزی در صندوق پست

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

زندگی ۲۰ ساله کلاه قرمزی و پسرخاله / این دو عروسک چگونه مشهور شدند؟

برای مشاهده ی این مطلب کلیک کنید.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٥

کلاه قرمزی مهره مار ندارد!

خبرآنلاین، یزدان سلحشور: موقعی که نخستین فیلم کلاه قرمزی در دهه هفتاد رکوردشکن شد، همه غرق در تعجب شدند. انتظار این موفقیت را نداشتند؟ مجموعه تلویزیونی کلاه قرمزی آن قدر موفق بود که کسی تصور شکست تجاری فیلم را نداشته باشد اما کسی فکر نمی‌کرد بشود با بودجه‌ای در حد هیچ، کاری را کرد که دست‌اندرکاران آثار پرهزینه خواب‌اش را می‌دیدند. 

 کلاه قرمزی یک پدیده است با این همه تا به حال کسی از خودش پرسیده، چرا؟

نمی‌خواهم به این بحث قدیمی برسم که این عروسک و پسر خاله‌اش بدون کارگردانی و اجرا و متن طهماسب و جبلی، هیچ نیستند [یادمان هست که بعداز موفقیت فیلم اول و قطع ارتباط گروه سازنده با تلویزیون، مقلدهای صدای جبلی، عروسک‌ها را دوباره روی آنتن فرستادند اما مخاطبان اصلاً استقبال نکردند. یادم هست در نمایشگاه کتاب 73، اجرای زنده این مقلدان، برای کودکان خردسال هم خنده‌آور بود و داد می‌زدند: «تو قلابی هستی کلاه قرمزی!»] با این همه باید دلیل این موفقیت را در همین اجرا و متن جستجو کرد.

کلاه قرمزی توانسته در این چند دهه با نسل‌های مختلف ارتباط برقرار کند. چرا؟ چون که می‌خنداند؟ یا سرگرم‌کننده است؟ یا آموزنده است؟ یا خیلی خوش‌تیپ و به‌روز و فشن است؟ یادمان باشد که کلاه قرمزی در زمانهٔ غیاب ستارگان، به تلویزیون و سینمای ایران آمد و بعد که «ستارگان تازه» اجازه درخشیدن یافتند حتی از گلزار هم مشهور‌تر بود و هست!

کلاه قرمزی در طول عمر کوتاه خود، بدل شده به چهره منتقد و البته شوخ‌طبع ایرانی معاصر. قدرت به چالش کشیدن واقعیات «مگو» چه به شیوه مستقیم و چه به شیوه زیرگفتار و چه به روش توارد و اشتباهات لپُی، در هیچ اثر دیگری از اواخر دهه پنجاه تاکنون دیده نشده حتی در اخراجی‌های ده‌نمکی که مجوزدار این گونه چالش بود و نان‌ِ کم گفتن واقعیاتی را خورد که دیگران چوبِ به اشاره گفتن بی‌مجوزش را خوردند.

کلاه قرمزی البته حرف سیاسی نمی‌زند. انتقاد مستقیم نمی‌کند. کاری به کار وقایع مهم مثل جنگ، دوران سازندگی یا اصلاحات ندارد اما کارهایی می‌کند و حرف‌هایی می‌زند که برای دوستداران‌اش مترادف تجربه مشترک اجتماعیشان از این وقایع است. کلاه قرمزی نماینده مترادف‌هاست؛ آن هم در کشوری که طنز، قرن‌ها متصل بوده به همین شیوه و مستقیم‌گویی تنها شیوه طلحک‌های درباری بوده که حد نگه می‌داشتند، ورنه همچون آن طلحک نگون‌بخت شاه عباس، سر از گردن جدا می‌دیدند!

در این چند دهه، ما نه کمدین کم داشتیم نه ستاره، نه چهره زیبا نه حتی عروسک و عروسک‌گردان موفق اما هیچ کدام کلاه قرمزی نشدند. کلاه قرمزی و عروسک‌های اعضای سندیکای‌اش بودند که همه چیز را به انحصار خود درآوردند و نسل‌های تازه را هم با خود همراه کردند.

تأثیر رفتار و گفتار مترادف‌ساز کلاه قرمزی در حدی‌ بود که تفاوت کیفی غیرقابل وصف مجموعه تلویزیونی با فیلم اول هم نتوانست حتی مخاطبان سختگیر را وادارد که از رفتن به سالن سینما صرف نظر کنند.

کلاه قرمزی مهره مار ندارد اما‌‌ همان «مبارک» نمایش‌های خیمه‌شب‌بازی و روحوضی‌ست که به جای پرداختن به نتایج وقایع اجتماعی، به روند پیش از نتیجه می‌پردازد. کلاه قرمزی چهره سیاه شده ایرانی معاصر است که برای در امان ماندن از بلایای غیرقابل اجتناب، زبان را می‌پیچاند و شیرین سخن می‌گوید و سیاه‌بازی می‌کند اما مخاطب را سیاه نمی‌کند و این را مخاطب در‌‌ همان اولین برخورد درک می‌کند و به آن احترام می‌گذارد.

   + علیرضا آقاابراهیمی - ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٩

آشنایی با خانواده ی کلاه قرمزی!

خاله

در فیلم سینمایی ((کلاه قرمزی و پسرخاله)) ابتدا کلاه قرمزی همراه با خاله اش زندگی می کند. اما این خاله مادر آن پسرخاله نیست چون پسرخاله هم از او به عنوان ((خاله)) یاد می کند.نیشخند

 

پسرخاله

پسرخاله شخصیتی بامرام، باغیرت، قدرتمند و البته پاچه گیر است!

اگر او بفهمد که کسی به کلاه قرمزی توهین کرده عصبانی می شود. مثلا در ((کلاه قرمزی و سرو ناز)) وقتی که می فهمد اژدر خدمتکار عموی کلاه قرمزی به او توهین کرده غیرتی می شود و یک شعر می خواند و بعد می رود و اژدر را کتک می زند!

در این داستان او به حساب کسانی که کلاه قرمزی و سروناز را گروگان گرفته بودند می رسد و آن ها را مجازات می کند.

زمانی که کلاه قرمزی به تهران می آید به خانه ی پسرخاله می رود و از او سواد می آموزد!

گفتنی است که پسرخاله حسابی هوای کلاه قرمزی را دارد.

پسرخاله آرام است اما کمی گیر می دهد! او اهل کار و کمک به سالمندان است.

پسرخاله شخصیت ثابت فیلم های کلاه قرمزی است.

تکه کلام: چی گفتی؟! - مگه چیه؟! - می خوای برم نفت بیارم؟!

عموجان

عموی کلاه قرمزی پیرمردی پولدار است که مانند برادرزاده اش کلاه قرمز بر سر دارد. در فیلم ((کلاه قرمزی و سروناز)) زمانی که تلوزیون کلاه قرمزی را به خاطر قبول شدن بعد از چند سال(!) نشان می دهد کلاه قرمزی را پیدا می کند و به او می گوید: تو باعث سربلندی خاندان خنگ و بی سواد کلاه قرمزی هستی!زبان

او دختری به نام سروناز دارد که به خاطر توطئه های اژدر خدمتکار او با دخترش قهر است اما بعدا با کمک کلاه قرمزی با او آشتی می کند.

سروناز

سروناز دخترعموی کلاه قرمزی است که برای اولین و اخررین بار در فیلم ((کلاه قرمزی و سروناز)) دیده می شود.

اژدر خدمتکار بدجنس پدرش برای بالاکشیدن اموال سروناز را تبدیل به یک فرد ترسو می کندو او را پیش پدرش خراب می کند که با وساطت کلاه قرمزی حل می شود!

سروناز تصور می کند که خیابان پر از گرگ است اما کلاه قرمزی او را به خیابان می برد و برای او شعر((سرتو بالا کن سروناز)) را می خواند!

در آخر کلاه قرمزی و سروناز توسط اژدر و دو سارق دزدیده می شوند که با تلاش های کلاه قرمزی و کمک پسرخاله سروناز آزاد می شود. اما اژدر کلاه قرمزی را می دزدد اما آقای مجری او را آزاد می کند!

پسرعمه زا

پسرعمه زا ابتدا در عید 88 و سپس در عید90 دیده شد. او در ابتدا واضح صحبت نمی کرد اما کم کم موفق شد. او همبازی کلاه قرمزی است و بسیار شیطونی می کند! او حضوری پرنگ در این دو برنامه دارد. او گاهی خرابکاری هم می کند. در قسمت آخر کلاه قرمزی 90 از مجری می پرسد: اگر موبایل از پله بیفته و 6 تیکه بشه، درست می شه؟!

مجری: نمیدونم!

پسرعمه: موبایل شما چی؟!نیشخند

فامیل دور

فامیل دور را که می شناسید ما بعدا در موردش خواهیم نوشت و چون فامیل دور کلاه قرمزی هست در این مطلب نیاز به معرفی نداره!

ایرج و نرگس

آقای مجری(ایرج) و نرگس در فیلم ((کلاه قرمزی و سروناز)) سرپرستی کلاه قرمزی را بر عهده دارند!

در قسمتی از فیلم که نرگس از کلاه قرمزی به عنوان پسرش نام می برد کلاه قرمزی آرام به سروناز می گوید: فکر می کنه من پسرشم!

   + علیرضا آقاابراهیمی - ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٤